مس و آلومینیوم درشرایط ویژه
بیشتر چرخههای قیمت کالاها از یک الگوی آشنا پیروی میکنند: تقاضا افزایش مییابد، عرضه واکنش نشان میدهد و قیمتها تثبیت میشوند. آنچه بهویژه در ماه پایانی زمستان تاکنون رخ داد و در بازارهای مس و آلومینیوم بهوقوع پیوسته و همچنان نیز ادامه دارد، از این الگو پیروی نمیکند. در عوض، دو نیروی ساختاری متفاوت بهطور همزمان عمل میکنند، در جهات مخالف حرکت میکنند و محیطی از بازار ایجاد میکنند که حتی تحلیلگران کهنهکار کامودیتی آن را از نظر تاریخی نادر توصیف میکنند. درک اینکه چرا قیمت مس و آلومینیوم بر اساس تقاضای جهانی و چشمانداز جنگ به این شکل رفتار میکنند، مستلزم نگاهی فراتر از نمودار قیمت روزانه و به سازوکارهای اساسی زنجیرههای تامین جهانی، نقاط حساس ژئوپلیتیک و نگاهی عمیق به تقاضای انفجاری بلندمدت است که از بخش تولید برق و هوش مصنوعی انتظار میرود. منطق متعارف بازار نشان میدهد که عدم قطعیت ژئوپلیتیک باید با سرکوب فعالیتهای تولیدی و اعتماد تجاری، قیمت فلزات صنعتی را کاهش دهد. با این حال، مس و آلومینیوم در میانه سال۲۰۲۶ دستاوردهای قابلتوجهی داشتهاند؛ بهطوریکه افزایش قیمت آلومینیوم از ابتدای سال تاکنون در بورس فلزات لندن از ۲۵درصد فراتر رفته و مس از آستانه روانی قابلتوجه ۱۴۰۰۰ دلار در هر تن عبور کرد. دلیل اینکه این تناقض آشکار خود به خود حل میشود این است که درگیری فعلی صرفا باعث ایجاد عدم قطعیت در تقاضا نمیشود.

این درگیری بهطور فعال عرضه را از بین میبرد. جنگ خاورمیانه، پویایی حملونقل از طریق تنگه هرمز، یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی استراتژیک جهان برای جریان کالاهای صنعتی را اساسا تغییر داده است. وقتی عرضه سریعتر از تقاضا کاهش مییابد، قیمتها صرف نظر از پسزمینه عدم قطعیت افزایش مییابند.
طبق آخرین گزارش بلومبرگ از بازار کامودیتی، آلومینیوم بهدلیل شرایط سختتر بازار جهانی، به بالاترین سطح خود در چهار سال گذشته رسیده است. علاوه بر این، اختلاف قیمت نقدی به آتی آلومینیوم در اوج خود به 116.50دلار در هر تن رسید و سپس به 98.09دلار در هر تن رسید که نشاندهنده وسیعترین اختلاف قیمت از سال۲۰۰۷ است. این اختلاف قیمت تنها از موقعیتیابیهای سفتهبازی ناشی نمیشود. این نشاندهندهی اختلاف قیمت فیزیکی واقعی و فوری است؛ جایی که خریداران به جای انتظار برای تحویل سهماهه، اختلاف قیمت قابلتوجهی را برای دریافت بار در حال حاضر پرداخت میکنند. تنگه هرمز قاعدتا اولین مکانی نیست که هنگام بحث در مورد جغرافیای تولید آلومینیوم بخواهد به ذهن خطور کند. با این حال، انسداد آن یکی از مختلکنندهترین رویدادهای عرضهای بوده است که بازار آلومینیوم در دهههای اخیر تجربه کرده است. قبل از تشدید درگیریهای فعلی، خاورمیانه در مجموع تقریبا 10درصد از تولید جهانی آلومینیوم را به خود اختصاص میداد. عملیاتهای ذوب عمده در منطقه خلیجفارس، بهویژه در امارات متحده عربی و بحرین، سهم قابلتوجهی در عرضه فیزیکی جهانی داشتند. این عملیاتها از نظر طراحی، انرژیبر هستند و برای تامین انرژی فرآیند کاهش الکترولیتی که آلومینا را به آلومینیوم اولیه تبدیل میکند، به خوراک گاز طبیعی ارزان قیمت متکی هستند. اختلال در حملونقل دریایی هرمز یک اثر مرکب ایجاد کرده است. علاوه بر این، پیامدهای گستردهتر برای تقاضای فولاد و آلومینیوم در سراسر قطبهای تولیدی آسیا به طور فزایندهای در حال آشکار شدن است:
صادرات فیزیکی آلومینیوم از کارخانههای ذوب منطقهای قادر به رسیدن به خریداران آسیایی و اروپایی با حجم معمول نیستند.
واردات مواد اولیه آلومینا مورد نیاز برخی از کارخانههای ذوب منطقهای با تاخیر مواجه شده و تداوم تولید را تهدید میکند.
محدودیت بازار نقدی در حال افزایش است؛ زیرا مسیرهای تامین جایگزین زمان تحویل طولانیتر و هزینههای حملونقل بالاتری دارند.
تولیدکنندگان پاییندستی در اروپا و آسیا به شدت برای تناژ نقدی موجود رقابت میکنند و حق بیمه نقدی را به بالاترین حد خود در چند دهه گذشته رساندهاند.
بازارهای آتی در شرایط مورد انتظار قیمتگذاری میشوند. هنگامی که خریداران فیزیکی بهطور مداوم قیمتهای آتی را افزایش میدهند، نشان میدهد که کمبود واقعی است، نه پیشبینیشده. ارتباط مس با درگیریهای خاورمیانه کمتر از آلومینیوم مستقیم است؛ اما مسلما در میانمدت از نظر ساختاری اهمیت بیشتری دارد. این مکانیسم از طریق اسید سولفوریک، یک واکنشگر فرآوری حیاتی که بهطور گسترده در استخراج هیدرومتالورژی مس، بهویژه در عملیات استخراج با حلال-الکترووینینگ (SX-EW) استفاده میشود، مهم است. روش فرآوری الکترووینینگ غالب برای سنگ معدن مس اکسیدی و عملیات لیچینگ هیپ در سراسر آمریکای لاتین، آفریقا و بخشهایی از آسیا است. برخلاف کنسانترههای سولفیدی که از طریق ذوب فرآوری میشوند، رسوبات مس اکسیدی قبل از استخراج با اسید سولفوریک برای حل کردن مواد معدنی مس درمان میشوند. این به آن معناست که: اسید سولفوریک برای این عملیاتها اختیاری نیست. به اندازه سوخت دیزل برای یک معدن معمولی حیاتی است. بخش قابلتوجهی از تجارت جهانی اسید سولفوریک از خاورمیانه سرچشمه میگیرد یا از طریق آن ترانزیت میشود؛ جایی که بهعنوان محصول جانبی پالایش نفت و فرآوری پتروشیمی تولید میشود. محدود شدن جریان اسید، معادن را فورا تعطیل نمیکند؛ اما به تدریج باعث کاهش توان عملیاتی میشود و منجر به کاهش تولید کاتد مس در طول هفتهها و ماهها میشود. مناطقی که بیشتر در معرض خطر هستند شامل بخشهایی از جنوب آفریقا و پرو میشوند؛ جایی که عملیات SX-EW به اسید وارداتی به جای عرضه تولید داخلی وابسته است. این آسیبپذیری زنجیره تامین اسید یکی از عوامل خطر کمتر شناختهشده در بحران تامین مس است و یک کانال انتقال ثانویه ایجاد میکند که از طریق آن درگیری خاورمیانه میتواند تولید مس را حتی در معادنی که هزاران کیلومتر از منطقه درگیری فاصله دارند، محدود کند. مقیاس تجدیدنظرهای صعودی تحلیلگران برای هر دو فلز در سال۲۰۲۶ نه تنها بهدلیل جهت آن، بلکه بهدلیل بزرگی و وسعت آن نیز قابلتوجه است. در نتیجه، فعالان بازار مجبورند فرضیات طولانیمدت در مورد سقف قیمت هر دو فلز را دوباره ارزیابی کنند.
گلدمن ساکس پیشبینی قیمت مس پایان سال خود را بیش از ۱۰درصد افزایش داد. برای یک بانک سرمایهگذاری بزرگ، تجدیدنظر در پیشبینی کالایی کوتاهمدت با این حاشیه سود غیرمعمول است و نشاندهنده تغییر معناداری در اعتقاد به محدودیتهای طرف عرضه است. ارزیابی سیتیگروپ از آلومینیوم مسلما حتی قابلتوجهتر است. این بانک شرایط فعلی عرضه و تقاضای آلومینیوم را مطلوبترین شرایط مشاهده شده در حداقل ۵۰سال گذشته توصیف کرد؛ ادعایی که چرخه فعلی را از نظر سفتی ساختاری بالاتر از بازارهای صعودی قابلتوجه ۲۰۰۷-۲۰۰۸ و ۲۰۲۱-۲۰۲۲ قرار میدهد. همه موسسات بزرگ این خوشبینی را ندارند. تحقیقات کالاهای جی. پی. مورگان دو عامل مهم را در این زمینه مشخص کرده است: 1.کاهش احتمالی تقاضای جهانی ناشی از افزایش تعرفهها و شرایط مالی سختتر 2. احتمال مازاد آلومینیوم در صورت کاهش اختلاف قیمتها ناشی از جنگ قبل از اینکه تقاضای ساختاری، ظرفیت اضافی را جذب کند.
دویچه بانک پیشبینی میانگین قیمت آلومینیوم در سال۲۰۲۶ را تقریبا ۲۹۲۵ دلار در هر تن اعلام کرده است، درحالیکه بانک جهانی، محدودیت ساختاری عرضه معادن مس را بهعنوان عاملی که قادر به حفظ قیمتهای بالا حتی در صورت تعدیل رشد تقاضا است، برجسته کرده است.
مس با یک کاتالیزور کوتاهمدت روبهرو است که آلومینیوم با آن مواجه نیست. یک تصمیم رسمی تعرفهای از سوی دولت ترامپ که میتواند اساسا جریان تجارت جهانی مس را تغییر جهت دهد. تاثیر تعرفه مس ایالات متحده بر اختلاف قیمت بین بازارهای داخلی و بینالمللی، در حال حاضر در موقعیتیابی معاملات آتی کوتاهمدت قیمتگذاری مهم خواهد بود.
* تحلیلگر بخش معدن