بیم و امیدهای یک برد

هر چه هست، این بازی به روند مسابقات عجیب و درون تیمی تیم ملی با استفاده از VAR و پخش تلویزیونی(!) پایان داد. شاید به همین دلیل هم بود که ملی‌پوشان در نیمه اول کمی غریبی کردند و حواس‌شان نبود استثنائا با خودشان بازی نمی‌کنند! شاگردان امیر قلعه‌نویی در نیمه نخست این بازی نمایش بسیار ضعیف و بحث‌برانگیزی داشتند و با یک گل برابر حریف شکست خوردند. در نیمه دوم اما ورق برگشت و ایران سه بار توسط آریا یوسفی، رامین رضاییان و مهدی طارمی به گل دست یافت. به این ترتیب تیم امیر سه بر یک برنده شد، اما این نتیجه بیش از حد فریبنده به نظر می‌رسد و آنچه در زمین دیدیم، تناسبی با آن نداشت.

حقیقت آن است که این بازی برای حریف آفریقایی، مسابقه‌ای تفننی محسوب می‌شد. آنها جایی در جام‌جهانی نداشتند و طبیعتا برای هیچ تورنمنتی آماده نمی‌شدند. در نتیجه انگیزه بازیکنان برای حضور در چنین مسابقه‌ای آن هم در پایان یک فصل طولانی، چندان بالا نیست. با این حال بازیکنان گامبیا در نیمه نخست کاملا بر توپ و میدان مسلط بودند، بارها روی دروازه ایران ایجاد خطر کردند و یک بار هم به گل رسیدند. چنان که گفتیم، تیم ملی در نیمه دوم توانست از این شکست پیروزی بسازد، اما حتی در همین نیمه هم بارها شاهد ایجاد حفره‌های بزرگ در ساختار دفاعی تیم ملی بودیم، به طوری که گاهی تنها یک پاس عرضی چهار متری، نیمی از ملی‌پوشان ایرانی را از جریان بازی خارج می‌کرد.

از نظر فردی هم شاید چشم‌گیرترین نکته بازی، ناآمادگی احسان حاج‌صفی بود. کاپیتان تیم ملی که در ۳۶ سالگی به شکلی بحث‌برانگیز به اردو دعوت شده و در آستانه حضور در جام‌جهانی است، روی تنها گل گامبیا به طور آماتور و دور از انتظاری دریبل خورد و جا ماند. شرایط حاج‌صفی طوری بود که امیر قلعه‌نویی بین دو نیمه او را تعویض کرد. طبیعتا تکرار چنین نمایش‌هایی در جام‌جهانی، تاوان بسیار سنگینی خواهد داشت. آنجا شما با گامبیا طرف نیستید!