دستـیار یا تماشاگر؟
دنياي اقتصاد : قرار نیست با یک مساوی تیشه برداریم و به جان تیم ملی بیفتیم. حقیقت اما آن است که تیم ملی در تاشکند بسیار بد بازی کرد. شاگردان امیر قلعهنویی نیمه اول را از میزبان بردند، اما در نیمه دوم بهشدت تحت فشار قرار گرفتند و پیروزی را با مساوی عوض کردند. شاید اگر بازی چند دقیقه دیگر ادامه داشت یا ازبکها کمی خوشاقبالتر بودند، ایران همین یک امتیاز را هم به تهران نمیآورد.
مساله اینجاست که تیم ملی تا امروز فقط با یک تیم نسبتا بالا در رنکینگ فیفا بازی کرده و آن هم روسیهای بوده که با وجود تحریم و تعلیق، در ایران مساوی گرفته و به خانهاش برگشته! اغلب رقبای ما بسیار ضعیف بودهاند و برخی از این تیمهای ضعیف هم نفس ما را گرفتهاند. این از ازبکستان، آن هم از اردن که آنطور بیمحابا روی دروازه ایران توپ میریخت و چیزی نمانده بود آنها هم باخت ۲برصفر را با تساوی ۲-۲ عوض کنند؛ خب البته پنالتیشان از دست رفت!
تیم ایران پیر است، نیمههای دوم بسیار بدی دارد و از ضعف شدید ساختار دفاعی هم رنج میبرد. همه اینها در حالی است که امیر قلعهنویی یک مینیبوس دستیار کنار خودش جمع کرده که اصلا معلوم نیست نقششان چیست؟ چطور میشود این همه آدم بایستند و نیمههای دوم بد ایران را تماشا کنند، در حالی که بازیکن تعویضی کاتانچ ۳۰ثانیه بعد از ورود به زمین گل میزند؟ هرگز قصد نداریم فاز منفی برداریم و انرژی تیم را بگیریم، اما اگر قلعهنویی فکر کرده با امثال حمید مطهری و الهویی و رحمان رضایی و خداداد عزیزی و هومن افاضلی میتواند قهرمان آسیا شود، بیش از حد خوشبین است. این، رسما «ارکستر بازندهها» است و قبلا امتحانش را پس داده!