ارزش دلاری بازار سهام به پایینترین میزان ۷ سال اخیر رسید
بورس در کف ارزش دلاری
بورس ۶۹ میلیارد دلاری
پس از آنکه ارزش بازار بورس تهران در مرداد داغ سال۹۹ به محدوده ۴۵۰میلیارد دلار رسید، روند نزولی ارزش دلاری بازار آغاز شد؛ روندی که در نهایت بورس تهران را به زیر ۷۰میلیارد دلار رساند. در آن مقطع، ورود گسترده سرمایهگذاران حقیقی، رشد کمسابقه شاخصها و حمایتهای مستقیم و غیرمستقیم سیاستگذاران، بازار سرمایه را به یکی از مهمترین مقصدهای سرمایهگذاری تبدیل کرده بود. اما با ترکیدن حباب قیمتی و آغاز افت شدید بازار، بخش بزرگی از سرمایههای خرد از بورس خارج شد و فضای بیاعتمادی بر معاملات حاکم شد.
طی سالهای اخیر، مجموعهای از عوامل اقتصادی و سیاسی موجب شد تا بازار سرمایه نتواند به دوران رونق خود بازگردد. افزایش ریسکهای سیستماتیک، تشدید تحریمها، رشد تنشهای منطقهای و نبود چشمانداز روشن از آینده اقتصاد، سرمایهگذاران را محتاطتر کرده است. در کنار این مسائل، تورمهای بالا و رشد شدید نرخ سود نیز شرایط را برای بورس دشوارتر کردهاند. زمانی که نرخ سود در اقتصاد افزایش پیدا میکند، بخشی از سرمایهها از بازار سهام خارج و به سمت بازارهای کمریسکتر حرکت میکند؛ موضوعی که در ماههای اخیر نیز به وضوح قابل مشاهده بوده است. از سوی دیگر، رویکردهای سیاستگذاری در حوزه اقتصاد و بازار سرمایه نیز فشار مضاعفی بر شرکتهای بورسی وارد کرده است. قیمتگذاری دستوری در بسیاری از صنایع، محدودیت در صادرات، تغییرات ناگهانی قوانین و نبود شفافیت در تصمیمات کلان، سودآوری بنگاهها را تحتتاثیر قرار داده است.
بسیاری از فعالان بازار معتقدند سیاستگذار اقتصادی طی سالهای گذشته بیش از آنکه به تقویت فضای تولید و سرمایهگذاری توجه کند، بر کنترل دستوری قیمتها تمرکز داشته و همین مساله به کاهش جذابیت بازار سرمایه منجر شده است. در نتیجه این شرایط، ارزش تابلوی بورس تهران اکنون فاصله زیادی با ارزش واقعی دارایی شرکتها دارد. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که ارزش بازار شرکتهای بورسی تنها بین ۲۰ تا ۵۰درصد ارزش جایگزینی آنهاست. به این معنا که اگر قرار باشد امروز همین کارخانهها، صنایع و زیرساختها دوباره ایجاد شوند، هزینهای چند برابر ارزش فعلی بازار آنها نیاز خواهد داشت. این اختلاف بزرگ میان ارزش بازار و ارزش جایگزینی، از دید تحلیلگران بنیادی نتیجه رویکرد نادرست سیاستگذار بوده است. با این حال، صرف ارزنده بودن سهام نمیتواند به تنهایی موتور رشد پایدار بورس باشد. بازار سرمایه زمانی میتواند وارد روند صعودی قدرتمندی شود که اعتماد عمومی به اقتصاد و سیاستگذاریها بازگردد. در شرایط کنونی، بسیاری از سرمایهگذاران نسبت به آینده اقتصاد کشور اطمینان کافی ندارند و همین نااطمینانی موجب شده ورود نقدینگی جدید به بورس با احتیاط انجام شود.
ارزندگی یا زنگ خطر
کاهش ارزش دلاری بازار سهام و رسیدن این شاخص به کف ۷ساله، شاید در نگاه نخست سیگنال مثبتی برای ورود سرمایهگذاران باشد. معمولا زمانی که ارزش بازار به محدودههای تاریخی پایین میرسد، بخشی از فعالان حرفهای بازار تصور میکنند سهام به سطوح جذاب قیمتی رسیده است. به ویژه آنکه در اقتصاد تورمی ایران، بسیاری از داراییها در بلندمدت خود را با نرخ تورم و افزایش قیمت ارز هماهنگ میکنند.
با این حال، پرسش مهم این است که آیا افت ارزش بازار به معنای ایجاد فرصت خرید است یا زنگ خطری برای وضعیت کلی اقتصاد کشور محسوب میشود؟ بسیاری از کارشناسان معتقدند اگرچه بورس از منظر تحلیلی در محدوده ارزندگی قرار دارد، اما تداوم بیثباتی اقتصادی میتواند این رکود را فرسایشیتر کند. در واقع، رشد احتمالی بورس در شرایط فعلی بیش از آنکه ناشی از رشد واقعی اقتصاد باشد، میتواند حاصل تورم عمومی و افزایش نرخ ارز باشد. این موضوع به آن معناست که حتی در صورت رشد شاخصهای بورسی، لزوما ثروت حقیقی سهامداران افزایش نخواهد یافت. اگر بازدهی بازار متناسب با رشد تورم باشد، در عمل قدرت خرید سرمایهگذاران تغییر چندانی نمیکند. به همین دلیل، کارشناسان تاکید دارند که برای بازگشت واقعی رونق به بورس، اصلاحات اقتصادی ضروری است.
کاهش تورم انتظاری، کنترل نرخ بهره، ایجاد ثبات در سیاستگذاریها و افزایش شفافیت اقتصادی، از جمله مهمترین اقداماتی است که میتواند اعتماد ازدسترفته را به بازار سرمایه بازگرداند. همچنین حذف قیمتگذاری دستوری و کاهش مداخلات مستقیم دولت در فعالیت شرکتها، میتواند زمینه افزایش سودآوری بنگاههای بورسی را فراهم کند. بورس تهران اکنون در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است. از یکسو، افت شدید ارزش دلاری بازار میتواند زمینهساز بازگشت تدریجی سرمایهگذاران باشد و از سوی دیگر، ادامه نااطمینانیها ممکن است رکود بازار را طولانیتر کند. آینده بورس بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات کلان اقتصادی و سیاسی وابسته است؛ تصمیماتی که میتوانند بازار سرمایه را دوباره به مسیر رونق بازگردانند یا آن را برای مدت طولانیتری در وضعیت انزوا نگه دارند.