e5g0bpbiYt0F copy

حمید ملازاده:  بازار بنزین ایران بار دیگر به نقطه‌ای رسیده که زنگ خطر ناترازی به‌صدا درآمده است؛ نقطه‌ای که در آن، رشد مصرف با سرعتی بیشتر از ظرفیت تولید به جلو می‌تازد و دستاورد سال‌های نه چندان دور خودکفایی، توقف واردات و حتی صادرات بنزین، به‌تدریج زیر فشار تقاضای داخلی به دست فراموشی سپرده شده است. آنچه امروز در بازار سوخت کشور دیده می‌شود، صرفا افزایش چند‌میلیون لیتری مصرف یا کاهش حاشیه امن تولید نیست، بلکه نشانه آشکار بازگشت شکافی است که زمانی یکی از مهم‌ترین چالش‌های امنیت انرژی ایران محسوب می‌شد؛ شکاف میان آنچه پالایشگاه‌ها قادر به تولید هستند و آنچه اقتصاد و جامعه روزانه مصرف می‌کنند. 

بررسی روند تولید و مصرف بنزین طی یک دهه گذشته (بین سال‌های 1395 تا 1404) نشان می‌دهد صنعت پالایش ایران اگرچه در افزایش ظرفیت تولید، به‌ویژه پس از راه‌اندازی پالایشگاه ستاره خلیج‌فارس، موفق عمل کرده، اما در مهار رشد شتابان تقاضا، توسعه و بهبود راندمان حمل‌ونقل عمومی، تولید خودروهای کم مصرف مطابق استانداردهای روز دنیا و اصلاح الگوی مصرف توفیق چندانی نداشته است. نتیجه آنکه معادله بنزین در ایران، بیش از آنکه به مساله تولید گره خورده باشد، به چالشی در سمت مصرف تبدیل شده؛ چالشی که اگر مهار نشود، می‌تواند کشور را بار دیگر در برابر هزینه‌های سنگین واردات و فشار مضاعف بر منابع ارزی قرار دهد.

داده‌های مقایسه‌ای تولید و مصرف بنزین در بازه مورد بررسی تصویری روشن از تغییر توازن بازار سوخت ارائه می‌دهد؛ بازاری که از کمبود و واردات، به مازاد تولید و صادرات رسید، اما دوباره به مسیر واردات تغییر جهت داد. در سال ۱۳۹۵، متوسط تولید روزانه بنزین کشور حدود ۶۶‌میلیون لیتر بود؛ درحالی‌که مصرف به ۷۵‌میلیون لیتر در روز می‌رسید. در آن مقطع، ایران همچنان برای تامین بخشی از نیاز داخلی به واردات وابسته بود و ناترازی بنزین یکی از چالش‌های اصلی صنعت پالایش محسوب می‌شد.

نقطه عطف بازار بنزین

اما نقطه عطف بازار بنزین ایران بدون تردید سال ۱۳۹۷ و افتتاح پالایشگاه ستاره خلیج‌فارس بود؛ پروژه‌ای که ساختار تولید سوخت کشور را متحول کرد. با بهره‌برداری از این پالایشگاه، تولید بنزین به حدود ۹۵‌میلیون لیتر در روز رسید؛ رقمی که برای نخستین بار از مصرف داخلی پیشی گرفت. تنها یک سال بعد، در ۱۳۹۸، تولید روزانه به ۱۰۰‌میلیون لیتر رسید و ایران وارد مرحله توقف واردات و آغاز صادرات بنزین شد؛ تحولی که در آن زمان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای صنعت پالایش پس از تحریم‌ها معرفی می‌شد. اما این تعادل پایدار نماند. همزمان با شیوع کرونا در سال ۱۳۹۹، مصرف بنزین به‌دلیل محدودیت‌های تردد و رکود حمل‌ونقل به حدود ۷۶‌میلیون لیتر در روز سقوط کرد؛ پایین‌ترین سطح مصرف طی یک دهه اخیر. همین کاهش موقت، تصویری غیرواقعی از تعادل بازار سوخت ایجاد کرد و باعث شد بحران فزاینده مصرف برای مدتی پنهان بماند.

با پایان محدودیت‌های کرونایی، مصرف دوباره با شتابی کم‌سابقه افزایش یافت. در سال۱۴۰۰ مصرف روزانه به ۸۷‌میلیون لیتر رسید و تنها یک سال بعد، در ۱۴۰۱، از مرز ۱۰۳‌میلیون لیتر عبور کرد. این روند در سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ شدت بیشتری گرفت؛ به‌طوری‌که مصرف روزانه به ترتیب به ۱۱۸ و ۱۲۵‌میلیون لیتر رسید؛ ارقامی که عملا کل ظرفیت پالایش کشور را بلعید. در مقابل، رشد تولید بسیار کندتر بود. تولید بنزین که پس از راه‌اندازی ستاره خلیج‌فارس جهش قابل‌توجهی را تجربه کرده بود، از سال ۱۴۰۰ به بعد تقریبا در محدوده ۱۱۰ تا ۱۱۵‌میلیون لیتر در روز متوقف شد. به بیان دیگر، درحالی‌که مصرف طی چهار سال بیش از ۴۰‌میلیون لیتر افزایش یافته، ظرفیت تولید تقریبا بدون تغییر باقی مانده است.

2 copy

بازگشت تدریجی واردات

نتیجه این شکاف، بازگشت تدریجی واردات بنزین بود؛ مسیری که از سال ۱۴۰۲ دوباره آغاز و اکنون نشانه‌های وابستگی فزاینده به واردات را آشکار کرده است. بر اساس برآوردهای سال۱۴۰۴، مصرف روزانه بنزین کشور به حدود ۱۳۰‌میلیون لیتر رسیده؛ درحالی‌که تولید همچنان حدود ۱۱۵‌میلیون لیتر در روز برآورد می‌شود. این به معنای ناترازی روزانه حداقل ۱۵‌میلیون لیتر است؛ رقمی که یا باید از طریق واردات جبران شود یا با استفاده از ذخایر راهبردی. اما مساله فقط شکاف میان تولید و مصرف نیست، بلکه سرعت رشد تقاضاست. میانگین مصرف روزانه بنزین در کشور طی کمتر از پنج سال حدود ۵۰درصد افزایش یافته؛ رشدی که نه با توسعه اقتصادی متناسب بوده و نه با افزایش تولید خودروهای استاندارد یا توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل عمومی.

کارشناسان انرژی معتقدند بخش مهمی از این جهش مصرف به چند عامل ساختاری بازمی‌گردد: قیمت پایین بنزین در داخل و بهای بالای آن در کشورهای همسایه و انگیزه‌های قاچاق، فرسودگی ناوگان حمل‌ونقل، رشد خودروهای شخصی بی‌کیفیت، ضعف حمل‌ونقل عمومی و نبود سیاست‌های پایدار مدیریت مصرف. نکته مهم‌تر آن است که شدت مصرف سوخت در ایران اکنون به یکی از بالاترین سطوح منطقه رسیده است. در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، افزایش مصرف سوخت معمولا با رشد اقتصادی، افزایش بهره‌وری یا توسعه صنعتی همراه است؛ اما در ایران، بخش بزرگی از مصرف ناشی از اتلاف انرژی، خودروهای پرمصرف و ناکارآمدی زیرساخت حمل‌ونقل است. در واقع، بحران بنزین در ایران دیگر صرفا یک مساله پالایشی نیست، بلکه به بحرانی در حوزه حکمرانی انرژی تبدیل شده است. این روند همچنین فشار مالی قابل‌توجهی بر دولت وارد می‌کند. واردات بنزین در شرایطی که ایران با محدودیت‌های ارزی و تحریم مواجه است، می‌تواند هزینه‌ای چند‌میلیارد دلاری ایجاد کند. از سوی دیگر، ادامه عرضه بنزین با قیمت یارانه‌ای، بار سنگینی بر بودجه عمومی تحمیل خواهد کرد.

حلقه مفقوده سیاست انرژی

در این میان، توسعه حمل‌ونقل عمومی همچنان حلقه مفقوده سیاست انرژی ایران محسوب می‌شود. همان‌گونه که در گزارش‌های رسمی نیز اشاره شده، یکی از دلایل اصلی رشد مصرف بنزین، افزایش وابستگی شهروندان به خودروهای شخصی است. این روند علاوه بر تشدید ناترازی سوخت، سهم مهمی در آلودگی هوا، ترافیک و افزایش هزینه‌های اجتماعی دارد. اکنون صنعت پالایش ایران در یکی از حساس‌ترین مقاطع خود قرار گرفته است؛ نقطه‌ای که دیگر صرف افزایش ظرفیت تولید، به‌تنهایی نمی‌تواند بحران بنزین را مهار کند. تجربه سال‌های اخیر نشان داده هر میزان افزایش تولید، در فاصله‌ای کوتاه زیر فشار رشد مداوم مصرف جذب می‌شود و حاشیه امن بازار سوخت را از بین می‌برد. حتی اگر پروژه‌های جدید پالایشی و طرح‌های ارتقای کیفیت بتوانند چند‌میلیون لیتر به تولید روزانه کشور اضافه کنند، شتاب مصرف احتمالا بخش بزرگی از این ظرفیت تازه را خنثی خواهد کرد. به همین دلیل، مساله بنزین در ایران بیش از آنکه یک چالش صرفا پالایشی باشد، به بحرانی در حوزه حکمرانی انرژی و مدیریت تقاضا تبدیل شده است.

بسیاری از کارشناسان معتقدند آینده بازار سوخت دیگر فقط به ساخت پالایشگاه‌های جدید وابسته نیست، بلکه به مجموعه‌ای از اصلاحات ساختاری در سمت مصرف گره خورده؛ از توسعه واقعی حمل‌ونقل عمومی و نوسازی ناوگان فرسوده گرفته تا گسترش خودروهای کم‌مصرف، بهبود بهره‌وری انرژی و اصلاح تدریجی نظام قیمت‌گذاری سوخت. در غیر این صورت، کشوری که تنها چند سال پیش از واردکننده به صادرکننده بنزین تبدیل شده بود، ممکن است بار دیگر ناچار به واردات پایدار سوخت شود؛ آن هم در شرایطی که هر لیتر بنزین، دیگر فقط یک فرآورده نفتی نیست، بلکه به مساله‌ای اقتصادی، ارزی، امنیتی و حتی اجتماعی تبدیل شده است.

سه واقعیت کلیدی

مقایسه روند تولید و مصرف بنزین در یک دهه گذشته، دست‌کم سه واقعیت مهم را آشکار می‌کند. نخست آنکه رشد مصرف بنزین در ایران به‌مراتب سریع‌تر از رشد ظرفیت پالایشی بوده و همین مساله حاشیه امن بازار سوخت را به‌تدریج از بین برده است. دوم، جهش تولید پس از راه‌اندازی پالایشگاه ستاره خلیج‌فارس اگرچه برای چند سال کشور را به مرز خودکفایی و صادرات رساند، اما نبود سیاست موثر مدیریت مصرف باعث شد این مزیت در مدت کوتاهی فرسوده شود. سوم، بازار بنزین ایران به‌شدت به شرایط اقتصادی و اجتماعی حساس است؛ به‌طوری‌که افت مصرف در دوران کرونا موقتی بود و با بازگشت ترددها، مصرف با سرعتی حتی بیشتر از گذشته افزایش یافت؛ نشانه‌ای از آنکه ریشه اصلی بحران، ساختاری و مرتبط با الگوی مصرف انرژی در کشور است.

از پالایشگاه تا الگوی مصرف

کارشناسان معتقدند حل بحران بنزین نیازمند حرکت همزمان در دو جبهه تولید و مصرف است. در بخش تولید، تکمیل طرح‌های توسعه پالایشی، ارتقای کیفیت و بازده پالایشگاه‌های موجود، کاهش اتلاف در زنجیره تولید و توسعه ظرفیت ذخیره‌سازی می‌تواند بخشی از شکاف عرضه را جبران کند. اما در سمت مصرف، اصلاحات عمیق‌تری موردنیاز است؛ از توسعه واقعی حمل‌ونقل عمومی و نوسازی ناوگان فرسوده گرفته تا حمایت از خودروهای کم‌مصرف، مدیریت هوشمند مصرف سوخت و اصلاح تدریجی نظام یارانه انرژی. بسیاری از تحلیلگران هشدار می‌دهند بدون مهار سمت تقاضا، حتی ساخت پالایشگاه‌های جدید نیز فقط برای مدت کوتاهی بحران را به تعویق خواهد انداخت.