چرا «جیدی ونس» در دیپلماسی چین سکوت پیشه کرده است؟
وارث «ماگا» در بندِ ایدئولوژی
ونس از زمان اظهارات جنجالیاش درباره «دهقان چینی» در سال گذشته، سکوت معناداری اختیار کرده است. این بیتحرکی، نشاندهنده یک فاصلهگیری جدی از سنتهای مدرن معاونت ریاستجمهوری است. از زمانی که «والتر موندل» [چهل و دومین معاون رئیسجمهور ایالات متحده (۱۹۸۱-۱۹۷۷) در دوران ریاستجمهوری جیمی کارتر] نقش این جایگاه را بازتعریف کرد، معاونانی چون جورج بوش پدر، الگور و جو بایدن همواره بهعنوان کانالهای اصلی دیپلماتیک با چین عمل کرده و وظیفه مدیریت تنشها و جلب همکاری در مسائلی نظیر کنترل تسلیحات و امنیت منطقهای را بر عهده داشتهاند.
«جیاچن شی»، تحلیلگر دانشگاه تولین در «مدرن پالیسی» نوشت، بیمیلی ونس برای ورود به این عرصه، ریشه در تلاقی پیچیده ایدئولوژی و جاهطلبیهای سیاسی او دارد. ونس که میکوشد خود را بهعنوان وارث اصلی ایدئولوژیک جنبش «ماگا» برای انتخابات ریاستجمهوری۲۰۲۸ معرفی کند، خود را در بندِ برند خاص خود از «محافظهکاری ملی» گرفتار میبیند. درحالیکه رویکرد «اول آمریکا»یِ ترامپ با پیشبینیناپذیری و تهدید به زور شناخته میشود، نسخه ونس بر خویشتنداری نظامی و تمرکزی شبهانزواطلبانه بر رقابتهای بلندمدت تاکید دارد. ونس با پرهیز از ارسال سیگنالهای مصالحهجویانه به پکن، «خلوص ایدئولوژیک» خود را حفظ میکند؛ اما در عوض، نفوذ اجراییاش در دولت را قربانی میسازد. برخلاف سلف خود مایک پنس که در همان ابتدای دوره با رهبران چین تعامل داشت، تاکنون هیچ گزارش رسمی از دیدار ونس با مقامات ارشد چینی منتشر نشده است. ونس در دامی خودساخته گرفتار شده است. او با اولویت دادن به هویت سیاسی داخلیاش، از ایفای نقش به عنوان یک «ابرمشاور» - که در روابط متلاطم آمریکا و چین بسیار حیاتی است - باز مانده است.