پیامدهای راهبردی جنگ ایران

این جنگ همچنین رقابت میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی را تشدید می‌کند؛ امارات اخیرا به عضویت نزدیک به ۶۰‌ساله خود در اوپک پایان داد. امارات اکنون در زمینه اطلاعات، فناوری و امنیت، همسویی بیشتری با اسرائیل خواهد داشت، به این امید که رژیم ایران را تضعیف کند. در مقابل، عربستان سعودی خواهد کوشید راه‌هایی برای همزیستی مسالمت‌آمیز با جمهوری اسلامی پیدا کند؛ از طریق هم‌پیمانی نظامی نزدیک‌تر با پاکستان مجهز به سلاح هسته‌ای، همچنین مصر و ترکیه و هماهنگی بیشتر با چین. هر دوی این بلوک‌ها همچنین تلاش خواهند کرد روابط امنیتی نزدیک خود را با ایالات متحده حفظ کنند؛ اما این کار دیگر مانند گذشته آسان نخواهد بود. یکی از فوری‌ترین و چشم‌گیرترین پیامدهای جنگ این است که بنیان تصمیم‌گیری هماهنگ در سراسر خاورمیانه را فرسوده کرده است. سپس باید به روابط فرسوده فراآتلانتیکی اشاره کرد. در زمانی که جنگ روسیه علیه اوکراین اضطراب‌هایی را در سراسر اروپا دامن زده، تصمیم دولت ترامپ برای تمرکز بر ایران- و سپس حمله لفظی به رهبران اروپایی به دلیل کمک نکردن - انگیزه تازه‌ای برای شکل‌گیری یک سازوکار دفاع جمعی اروپایی خارج از ناتو ایجاد کرده است.

درست است که رئیس‌جمهور دونالد ترامپ احتمالا تلاش نخواهد کرد آمریکا را از ائتلاف فراآتلانتیکی خارج کند و سنای آمریکا نیز می‌تواند از نظر قانونی مانع چنین اقدامی شود، اما اعلام اول مه او مبنی بر اینکه آمریکا ۵ هزار نفر از ۳۶ هزار نیروی مستقر خود را در آلمان خارج خواهد کرد ــ آن هم تنها چند روز پس از آنکه صدراعظم آلمان، فریدریش مرتس، از جنگ انتقاد کرده بود ــ نگرانی بیشتری در سراسر قاره ایجاد کرده است. ترامپ همچنین اعتراضات اروپا به تعلیق برخی تحریم‌ها علیه روسیه را نادیده گرفته است. نتیجه، شکاف عمیق‌تر در درون ائتلاف غربی و افزایش ترس اروپایی‌ها از این است که کاخ سفید در نهایت به‌دنبال نوعی تفاهم امنیتی میان آمریکا و روسیه باشد. همین احتمال برای ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، دلیل کافی فراهم می‌کند تا جنگ خود را در اوکراین ادامه دهد، به این امید که روسیه بتواند درحالی‌که ناتو فرو می‌پاشد، دست بالا را پیدا کند.

در سراسر آسیا، بسته شدن عملی تنگه هرمز هزینه اقتصادی سنگینی تحمیل می‌کند. مانند شرکای تاریخی آمریکا در اروپا، متحدان آسیایی آمریکا نیز نسبت به تعهدات بلندمدت امنیتی و اقتصادی دولت ترامپ احساس ناامنی می‌کنند. اما کشورهایی مانند ژاپن، کره‌جنوبی و تایوان نسبت به آلمان، فرانسه و بریتانیا گزینه‌های جایگزین بسیار کمتری دارند. در آسیا نه ناتویی وجود دارد که آنها را به واشنگتن پیوند دهد و نه نهادی شبیه اتحادیه اروپا که آنها را به یکدیگر متصل کند. افزون بر این، همگی آنها با فشارهای ناشی از قدرت اقتصادی، فناوری و نظامیِ رو به رشد چین روبه‌رو هستند. چین اکنون در برابر حزب حاکم تایوان و دولت ژاپن با قاطعیت بیشتری رفتار می‌کند. این عوامل و عوامل دیگر، به‌شدت امکان آن را محدود می‌کند که متحدان آسیایی آمریکا مانند اروپایی‌ها به‌سوی استقلال بیشتر از آمریکا حرکت کنند.

اما درباره خود چین، شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، که آگاه است اقتصاد کشورش در حال کند شدن است و ماجراجویی‌های ترامپ و پوتین نیز سودی برای آنها و کشورهایشان نداشته، از استفاده از لحظه حواس‌پرتی آمریکا برای پذیرش خطرات تازه خودداری کرده است. در عوض، احتمالا هنگام سفر ترامپ به پکن در همین ماه، با تشریفات و احترام فراوان از او استقبال خواهد کرد و در پی آن خواهد بود که آمریکا به‌طور صریح ادعاهای استقلال‌طلبانه تایوان را رد کند. در مقابل، شی ممکن است تعهدات بزرگی برای خرید کالاهای آمریکایی بدهد. حتی نزدیک‌ترین مشاوران ترامپ نیز نمی‌توانند مطمئن باشند که او در برابر چنین وسوسه‌ای مقاومت خواهد کرد. طبیعی است که متحدان آمریکا در آسیا و دیگر نقاط جهان با دقت این تحولات را زیر نظر خواهند داشت.

جنگ ایران همچنین تغییر مهم دیگری را که به چین مربوط می‌شود تسریع کرده است. این جنگ به رهبران ایران و جهان نشان داده که بستن تنگه راهبردی هرمز برای تجارت نفت و گاز تا چه اندازه آسان و کم‌هزینه است. گلوگاه‌های دیگری مانند باب‌المندب ــ که یمن را از آفریقا جدا می‌کند ــ و حتی تنگه مالاکا در جنوب شرق آسیا نیز بالقوه می‌توانند وارد بازی شوند. افزون بر این، این وضعیت در زمانی رخ می‌دهد که چین رهبر بلامنازع جهانی در حوزه انرژی پایدار، خودروهای برقی، باتری‌ها و مواد معدنی حیاتی و فرآیندهای بازفرآوری مرتبط با آنهاست. گذار تاریخی خود چین به‌سوی تولید انرژی پسا‌کربنی، این کشور را به شریک تجاری بسیار جذاب‌تری برای واردکنندگان عمده انرژی جهان تبدیل می‌کند. همه به انرژی بیشتری نیاز دارند گرچه این موضوع در کوتاه‌مدت برای آمریکا (و دلار) به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده هیدروکربن جهان مزیت ایجاد می‌کند، اما آسیب‌پذیری‌هایی که جنگ آشکار کرده، فرصت‌های عظیم بلندمدتی برای چین پدید می‌آورد. به همه این دلایل، درگیری همچنان شعله‌ور خاورمیانه بیش از هر رویدادی از زمان پایان جنگ سرد، موجب تغییر در اتحادهای بین‌المللی و توازن قدرت جهانی خواهد شد.

  • منبع: پروجکت سندیکیت