سردرگمی پول در بازارها

ورود همزمان پول حقیقی به صندوق‌های طلا و درآمد ثابت در شرایط فعلی بازار، اتفاقی کم سابقه محسوب می‌شود. در اغلب مواقع رفتار این دو گروه از صندوق‌ها در نقطه مقابل یکدیگر قرار دارد؛ به این معنا که افزایش ورود سرمایه به صندوق‌های طلا معمولا همزمان با خروج پول از درآمد ثابت‌ها رخ می‌دهد و برعکس. دلیل این موضوع نیز تفاوت ماهیت این دو ابزار است. صندوق‌های درآمد ثابت معمولا مقصد سرمایه‌‌گذاران محتاط در دوره‌های کاهش ریسک و آرامش نسبی بازارها هستند. این در حالی است که صندوق‌های طلا بیشتر در مواقعی که انتظارات تورمی رو به افزایش است و نااطمینانی‌های سیاسی تشدید شده، مورد توجه قرار می‌گیرند. اما بررسی روند معاملات روزهای اخیر نشان می‌دهد بخشی از سرمایه‌گذاران به‌طور همزمان هر دو گزینه را انتخاب کرده‌اند. بسیاری از کارشناسان معتقدند این استراتژی را می‌توان سیگنالی از بلاتکلیفی معامله‌گران در مواجهه با آینده بازارها دانست.

سرگردانی معامله‌گران

در شرایطی که هنوز تکلیف متغیرهای سیاسی و اقتصادی اثرگذار بر روند بازارها به‌صورت قطعی مشخص نشده، بخشی از فعالان اقتصادی ترجیح داده‌اند سرمایه خود را میان بازارهای مختلف توزیع کنند. به بیان دیگر سرمایه‌گذاران در حال حاضر نه به‌طور کامل از وقوع توافق را اطمینان دارند و نه سناریوی تشدید تنش‌ها را نادیده گرفته‌اند. همین وضعیت باعث شده بخشی از پول‌ها به سمت دارایی‌های امن و کم‌ریسک مانند درآمد ثابت حرکت کند و همزمان بخشی دیگر برای پوشش ریسک‌های احتمالی راهی صندوق‌های طلا شود. البته برخی دیگر از تحلیلگران نیز معتقدند ورود همزمان پول به این دو بازار می‌تواند نشانه‌ای از ثبات نسبی وضعیت ریسک‌ها نیز باشد. در دوره‌هایی که شوک‌های سیاسی یا امنیتی به اوج می‌رسد معمولا جریان سرمایه‌های خرد با شدت بیشتری به سمت طلا حرکت می‌کند و سایر بازارها با خروج پول مواجه می‌شوند. اما اکنون اگرچه سطح نااطمینانی همچنان بالاست، اما بازارها تا حدی با شرایط جدید تطبیق پیدا کرده‌اند و از فاز واکنش‌های شدید اولیه فاصله گرفته‌اند. به همین دلیل بخشی از سرمایه‌گذاران به جای تصمیم‌گیری صفر و صدی، رویکردی ترکیبی در پیش گرفته‌اند.

از سوی دیگر توقف معاملات سهام نیز در شکل‌گیری این وضعیت بی‌تاثیر نبوده است. در غیاب بورس، بخش مهمی از پول‌های سرگردان فعلا میان صندوق‌های کالایی، طلا و درآمد ثابت در گردش است. در چنین شرایطی طبیعی است که بخشی از پول‌هایی که در وضعیت عادی وارد سهام ‌شدند، اکنون به سمت ابزارهای نقدشونده‌تر حرکت کنند. همین موضوع موجب شده است هر دو گروه صندوق‌ها همزمان با افزایش تقاضا مواجه شوند. برخی فعالان بازار نیز معتقدند پایان مهلت قرعه‌کشی خودرو و آزاد شدن بخشی از نقدینگی می‌تواند یکی دیگر از دلایل رشد همزمان ورود پول به صندوق‌ها باشد. تجربه ادوار مشابه نشان می‌دهد پس از این اتفاقات، معمولا بخشی از پول‌های بلوکه‌شده به سرعت وارد بازارهای مالی شده است. بنابراین با توجه به تداوم فضای مبهم اقتصادی، پول حقیقی‌ها وارد ابزارهایی می‌شود که هم امکان نقدشوندگی بالایی دارند و هم در برابر سناریوهای مختلف اقتصادی قابلیت پوشش ریسک ایجاد می‌کنند. نکته مهم دیگر این است که رفتار فعلی سرمایه‌گذاران ناشی از خوش‌بینی نسبت به وضعیت فعلی نیست و از احتیاط حداکثری آنها حکایت دارد. از سویی به نظر می‌رسد، ورود همزمان پول به صندوق‌های طلا و درآمد ثابت به معنای شکل‌گیری یک روند قطعی در بازار نیست بلکه بیشتر نشان‌دهنده تلاش سرمایه‌گذاران برای حفظ انعطاف‌پذیری در برابر آینده است. معامله‌گران در شرایط فعلی ترجیح می‌دهند به جای پذیرش ریسک‌های سنگین، بخشی از سرمایه خود را در ابزارهای کم‌ریسک نگهداری کنند و همزمان بخش دیگر را به دارایی‌هایی اختصاص دهند که در صورت تشدید ریسک‌ها بتوانند نقش پوشش‌دهنده ایفا کنند.

 سناریوهای مختلف سرمایه‌گذارای

 به نظر می‌رسد ورود همزمان پول به صندوق‌های طلا و درآمد ثابت نشانه‌ای واضح از فضای دوگانه حاکم بر انتظارات بازار است. در این فضا نه خوش‌بینی کامل نسبت به آینده شکل گرفته و نه ترس شدیدی که منجر به خروج گسترده نقدینگی مشاهده می‌شود. همین وضعیت باعث شده سرمایه‌گذاران فعلا میان سناریوهای مختلف حرکت کنند و استراتژی‌های ترکیبی را در اولویت قرار دهند. در همین رابطه یک کارشناس بازارهای مالی در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» اظهار کرد: اتفاقی که از ابتدای هفته در بازار سرمایه رخ داد از منظر رفتاری و تحلیلی بسیار کم‌سابقه است. معمولا میان صندوق‌های درآمد ثابت و صندوق‌های طلا نوعی همبستگی معکوس وجود دارد؛ به این معنا که ورود پول به یکی از این دو ابزار معمولا با خروج نقدینگی از دیگری همراه می‌شود. اما اکنون شاهد آن هستیم که هر دو گروه به‌طور همزمان با ورود سنگین نقدینگی مواجه شده‌اند. محمد غفوری افزود: این رفتار ریشه در فضای مبهم حاکم بر اقتصاد و انتظارات سرمایه‌گذاران دارد. در شرایط فعلی بخشی از سرمایه‌گذاران همچنان ریسک‌های سیاسی و اقتصادی را جدی ارزیابی می‌کنند و به همین دلیل ترجیح می‌دهند دارایی‌های ریالی خود را در صندوق‌های درآمد ثابت وارد کنند.

در مقابل گروه دیگری معتقدند با توجه به شرایط اقتصادی کشور و تداوم فشارهای تورمی، دارایی‌هایی مانند طلا همچنان می‌توانند ریسک سرمایه‌گذاری را کاهش دهند. به همین دلیل به سمت صندوق‌های طلا حرکت کرده‌اند. به گفته این کارشناس، وضعیت مذکور از منظر «احساسات بازار» نیز قابل تحلیل است و نشان می‌دهد نوعی دوگانگی و بلاتکلیفی در میان سرمایه‌گذاران شکل گرفته است. در دوره‌هایی که فضای اقتصادی و سیاسی از شفافیت کافی برخوردار نیست بازارها معمولا رفتارهای غیرمتعارف‌تری از خود نشان می‌دهند و فعالان بازارها نیز به جای تمرکز بر یک سناریو در چند مسیر مختلف سرمایه‌گذاری می‌کنند. این کارشناس بازار سرمایه تاکید کرد: در مقاطع معدودی از تاریخ بازار سرمایه شاهد شکل‌گیری همبستگی مثبت میان صندوق‌های درآمد ثابت و صندوق‌های طلا بوده‌ایم. در شرایط عادی زمانی که انتظارات تورمی تقویت می‌شود صندوق‌های طلا با ورود پول همراه می‌شوند و همزمان درآمد ثابت‌ها خروج پول را تجربه می‌کنند. در مقابل زمانی که ریسک کاهش پیدا می‌کند، سرمایه‌ها از بازار طلا خارج شده و به سمت درآمد ثابت‌ها حرکت می‌کنند. اما اکنون شرایط متفاوت است؛ زیرا بازار هنوز نسبت به آینده به جمع‌بندی مشخصی نرسیده است. محمد غفوری افزود: همین بلاتکلیفی باعث شده بخشی از سرمایه‌گذاران به دنبال حفظ نقدشوندگی و امنیت سرمایه باشند و گروهی دیگر نیز خود را برای سناریوهای تورمی آماده کنند. به گفته او، این رفتار را می‌توان بازتاب مستقیم فضای مبهم اقتصادی و سیاسی کشور دانست که بر تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران حقیقی و حقوقی اثر گذاشته است.

   تعطیلی پرحاشیه بورس تهران

او در ادامه با اشاره به تداوم بسته بودن بازار سهام نیز گفت: بازار سرمایه هفته‌هاست که عملا وارد فاز رکود و انتظاری شده است. این وضعیت تا حدی ادامه همان رخوتی است که از زمستان سال گذشته در معاملات شکل گرفته بود. در چنین شرایطی طبیعی است که بازگشایی بازار سهام نیازمند تمهیدات جدی و برنامه‌ریزی دقیق باشد. محمد غفوری گفت: تجربه بازگشایی صندوق‌های درآمد ثابت و ابزارهای کالایی نشان می‌دهد، سازمان بورس توانسته است این بخش‌ها را با موفقیت مدیریت کند؛ اما بازار سهام شرایط متفاوتی دارد. به گفته او بازار سهام ذاتا بازاری ریسک‌پذیرتر است و به همین دلیل بازگشایی آن بدون ایجاد شفافیت کافی می‌تواند هزینه‌های بالایی به همراه داشته باشد. این کارشناس بازار سرمایه تاکید کرد: پیش از هرگونه بازگشایی لازم است فضای اطلاعاتی بازار تا حد امکان شفاف شود تا سرمایه‌گذاران بتوانند با درک دقیق‌تری نسبت به شرایط تصمیم‌گیری کنند. در حال حاضر بخش مهمی از نگرانی فعالان بازار ناشی از همین ابهام در متغیرهای سیاسی و اقتصادی است و تا زمانی که این وضعیت ادامه داشته باشد رفتارهای هیجانی در بازار دور از انتظار نخواهد بود.

او ادامه داد: با این حال تداوم توقف معاملات بازار سهام و خاموشی تالار شیشه‌ای نیز نمی‌تواند به نفع بازار سرمایه باشد. هرچه بازگشایی بازار سهام با تاخیر بیشتری همراه شود هزینه بازگرداندن ثبات و اعتماد به بازار نیز افزایش خواهد یافت. این تحلیلگر بازارهای مالی با بیان اینکه بازار سرمایه در نهایت باید به چرخه طبیعی معاملات بازگردد، گفت: طولانی شدن وضعیت فعلی می‌تواند تبعات سنگین‌تری برای نقدشوندگی و اعتماد عمومی به همراه داشته باشد. او اظهار کرد: در شرایط فعلی به نظر می‌رسد بازار تا حدی آمادگی پذیرش بازگشایی را دارد؛ هرچند این بازگشایی باید همراه با حمایت و هماهنگی میان نهادهای سیاستگذار انجام شود. به گفته او، وزارت اقتصاد، بانک مرکزی و سایر متولیان اقتصادی باید با ایجاد شفافیت و ارائه حمایت‌های لازم، زمینه بازگشت تدریجی ثبات به بازار سرمایه را فراهم کنند. ادامه تعطیلی بازار سهام در بلندمدت می‌تواند هزینه‌های بیشتری نسبت به بازگشایی کنترل‌شده آن ایجاد کند و به همین دلیل لازم است تصمیم‌گیری درباره آینده بازار با در نظر گرفتن ملاحظات حرفه‌ای و در سریع‌ترین زمان ممکن انجام شود.

این کارشناس بازار سرمایه تاکید کرد: اکنون حدود ۷۵روز از توقف معاملات بازار سهام می‌گذرد و همچنان چشم‌انداز روشنی درباره زمان دقیق بازگشایی بازار وجود ندارد. به گفته او، همین بلاتکلیفی می‌تواند جریان سرمایه‌های خرد را مجددا به سمت بازارهای موازی هدایت کند. واقعیت این است که سرمایه‌گذاران در نبود چشم‌انداز مشخص نسبت به زمان بازگشایی بازار سهام ترجیح می‌دهند منابع خود را در بازارهایی مستقر کنند که از نقدشوندگی بالاتر و امکان واکنش سریع‌تری به تحولات اقتصادی و سیاسی برخوردارند. محمد غفوری گفت: ادامه این وضعیت می‌تواند به تدریج ترکیب سرمایه‌گذاری در اقتصاد را نیز تغییر دهد و موجب تقویت رفتارهای کوتاه‌مدت در بازارها شود. به گفته او هرچه دوره ابهام طولانی‌تر شود احتمال ماندگاری سرمایه‌ها در بازارهای موازی بیشتر خواهد شد و بازگرداندن این منابع به بازار سهام دشوارتر می‌شود. بازار سرمایه بیش از هر چیز به ثبات در تصمیم‌گیری و شفافیت در سیاستگذاری نیاز دارد و در غیاب این متغیرها طبیعی است که بخشی از سرمایه‌گذاران ترجیح دهند از پذیرش ریسک‌های بلندمدت فاصله بگیرند و نقدشوندگی را در اولویت قرار دهند.