آیا ترکیه میتواند رهبری یک بلوک امنیتی متشکل از «آنکارا-قاهره-اسلامآباد-ریاض» را به دست گیرد؟
اتحاد چهارگانه علیه بیثباتی
عربستان و پاکستان در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵ یک پیمان دفاعی استراتژیک امضا کردند و یک چارچوب امنیتی جمعی را رسمیت بخشیدند که بر اساس آن حمله به یکی از آنها حمله به هر دو تلقی میشود. این اقدام به طور گسترده در راستای تلاش ریاض برای تقویت بازدارندگی و تنوع بخشیدن به مشارکتهای نظامی خود پس از یک سری عقبنشینیهای آمریکا در منطقه تلقی میشود. این توافق در حالی صورت گرفت که رقابت استراتژیک و اقتصادی بین عربستان و امارات تشدید شده و یمن به عنوان یک نقطه ضعف کلیدی مطرح بود. در ژانویه، بلومبرگ گزارش داد که ترکیه به طور یکجانبه در حال بررسی پیوستن به چارچوب عربستان - پاکستان است. با این حال، پیش از سفر رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه به عربستان در ماه فوریه، مقامات سعودی گفتند که مشارکت احتمالی ترکیه در دستور کار نیست.
پاکستان که از قبل روابط دفاعی نزدیکی با ترکیه دارد، به نظر میرسد پذیرای هماهنگی امنیتی عمیقتر است. با این حال، طبق گزارشها، عربستان محتاطتر است و از پیچیده شدن موضع حساس خود در قبال اسرائیل نگران است و مشتاق است به جای تعهد به یک بلوک گستردهتر، انعطافپذیری در مشارکتهای امنیتی خود را حفظ کند. با این حال، هماهنگی دیپلماتیک بین چهار کشور در طول جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که از ۲۸ فوریه آغاز شد، تشدید شد، زیرا ترکیه همچنان به دنبال پیشنهاد خود برای یک اتحاد منطقهای بود. وزرای امور خارجه در حاشیه مجمع دیپلماسی آنتالیا (۱۷ تا ۱۹ آوریل) دیدار کردند و گمانهزنیها در مورد یک اتحاد امنیتی منطقهای بالقوه را بیشتر کردند. این جلسه، پس از مذاکرات در اسلامآباد در ۲۹ مارس و قبل از آن در ریاض، سومین گردهمایی آنها بود. این گروه، کشورهایی را با ظرفیت نظامی قابلتوجه، دسترسی جغرافیایی و وزن سیاسی گرد هم میآورد، درحالیکه روابط کارآمد را با یکدیگر حفظ میکند.
ترکیه، عربستان، مصر و پاکستان که از شرق مدیترانه تا اقیانوس هند امتداد دارند، چندین عرصه استراتژیک را دربرمیگیرند و امکان هماهنگی بین منطقهای را فراهم میکنند. آنها همچنین نقاط قوت مکملی را ارائه میدهند: از صنایع دفاعی و ارتشهای بزرگ گرفته تا اهرم انرژی و کنترل مسیرهای تجاری کلیدی. به گفته کارشناسان، یک بلوک دفاعی و امنیتی بالقوه آنکارا-قاهره-اسلام آباد-ریاض نویدبخش آیندهای قابلتوجه است. با این حال، هیچ یک از این چهار کشور - به جز ترکیه - آشکارا این ایده را تایید نکرده و مواضع آنها متفاوت است. پاکستان به نظر پذیرای این ایده است، درحالیکه عربستان و مصر محتاطتر به نظر میرسند.
فرصتهای جدید
«زیشان شاه»، تحلیلگر سازمان تنظیم مقررات صنعت مالی مستقر در واشنگتن، میگوید که فرصتها برای همکاری دفاعی بیشتر بین ترکیه، پاکستان، عربستان و مصر از زمان جنگ علیه ایران افزایش یافته است. وی افزود:«ترتیبات بین این چهار قدرت به این معنی است که برای اولین بار کشورهای منطقه در بیش از ۱۰۰ سال گذشته مسوولیت امنیت منطقه را بر عهده میگیرند». مطمئنا، اتحادی که ترکیه از آن حمایت میکند، قرار نیست جایگزین معماری امنیتی گستردهتر منطقه شود. بلکه، نشاندهنده تغییر به سمت مالکیت منطقهای بیشتر است، به طوری که چهار کشور در مدیریت بحران و تهدیدهای مشترک هماهنگی بیشتری داشته و در عین حال کمتر به قدرتهای خارجی متکی باشند.
هر یک از آنها قابلیتهای متمایزی را به چنین ترتیباتی اختصاص میدهند. ترکیه دومین ارتش دائمی بزرگ ناتو و یک صنعت دفاعی به سرعت در حال گسترش را در اختیار دارد که میتواند ظرفیت کلی نظامی این گروه را تقویت کند. طبق گزارش «موسسه تحقیقات صلح بینالمللی استکهلم»، آنکارا در سال ۲۰۲۵ با اختصاص ۱.۸ درصد از فروش جهانی (تقریبا دو برابر سهم خود در سالهای ۲۰۱۶-۲۰۲۰) به یازدهمین صادرکننده بزرگ اسلحه در جهان تبدیل شد. مصر و پاکستان جمعیت زیاد و ارتشهای قابلتوجهی دارند، از جمله برخی از بزرگترین ناوگانهای هوایی رزمی منطقه. عربستان به عنوان صادرکننده پیشرو نفت جهان، وزن مالی و اهرم انرژی را افزایش میدهد. طبق دادههای بانک جهانی، این چهار کشور روی هم رفته جمعیتی نزدیک به ۵۰۰میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی اسمی بیش از ۳.۳ تریلیون دلار دارند.
چالشهای پیش رو
چالشهای پیش روی یک اتحاد بالقوه میتواند به عنوان یک مانع قابلتوجه عمل کند و در نهایت ممکن است از فرصتهای آن پیشی بگیرد. رویکردهای متفاوت در قبال تهران همچنان یک نقطه ضعف اصلی است. درک تهدید عربستان پس از قرار گرفتن در معرض حملات ایران، جدی تر شده است، درحالیکه ترکیه و پاکستان مواضع انعطافپذیرتری را حفظ و روابط کاری خود را با تهران حفظ کردهاند. این واگرایی، توسعه یک دکترین استراتژیک واحد را پیچیده میکند و همسویی در مورد مسائل اصلی مانند بازدارندگی، تشدید تنش و واکنش به بحران را دشوارتر میکند.
تعهدات ترکیه به ناتو، تصویر را پیچیدهتر میکند. طبق ماده ۵ ناتو، حمله به یک متحد به عنوان حمله به همه تلقی میشود و این امر پرسشهایی را در مورد چگونگی ایجاد تعادل بین تعهدات آنکارا در قبال شرکای غربی با ترتیبات جدید منطقهای ایجاد میکند. همسویی نزدیکتر با بلوکی که خارج از ناتو فعالیت میکند، میتواند باعث ایجاد اصطکاک در هماهنگی، اشتراکگذاری اطلاعات و قواعد تعامل شود. هرگونه اختلاف در اولویتها میتواند ترکیه را در نقش متعادلکننده دشواری قرار دهد و انتظارات رقابتی بین متحدان غربی و شرکای منطقهای خود را، بهویژه در بحرانها یا سناریوهای تشدید تنش، مدیریت کند. اسرائیل نیز یک عامل پیچیدهکننده است. موضع انتقادی شدید آنکارا از دولت یهود از زمان جنگ غزه تشدید شده است، درحالیکه پاکستان اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد و مقامات ارشد لفاظیهای خود را تشدید کردهاند. خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، اوایل آوریل سال جاری اسرائیل را «شیطان» و «نفرین بشریت» توصیف کرد، و اردوغان نیز بارها اسرائیل را به ارتکاب «نسلکشی» در غزه متهم کرد.
در این زمینه، مقامات اسرائیلی احتمالا هرگونه همسویی ترکیه، پاکستان، عربستان و مصر را با سوءظن میبینند. در ماه فوریه، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، به همکاری رو به گسترش اسرائیل با شرکای منطقهای، از جمله امارات و بحرین، اشاره کرد و در عین حال «محور شیعه» و همچنین «محور نوظهور سنی رادیکال» را هدف قرار داد، که اشارهای آشکار به تلاشهای ترکیه برای تشکیل یک اتحاد منطقهای از قدرتهای سنی است. عمق و دوام روابط بین آنکارا، قاهره، اسلام آباد و ریاض همچنان چالش دیگری است. اصطکاکهای تاریخی همچنان ادامه دارد. به گفته «ولکان ایپک»، دانشیار علوم سیاسی و روابط بینالملل در دانشگاه یدیتپه، ترکیه و مصر اختلافات ژئوپلیتیک دیرینهای دارند که با برکناری محمد مرسی، رئیسجمهور اخوان المسلمین، توسط عبدالفتاح السیسی، فرمانده وقت ارتش، در سال ۲۰۱۳ تشدید شد.
حمایت آنکارا از اخوان المسلمین - که توسط مصر و عربستان یک گروه تروریستی شناخته میشود - باعث قطع روابط یک دههای با قاهره و ریاض شد. روابط با عربستان نیز به دلیل حمایت آنکارا از این گروه اسلامگرا رو به وخامت گذاشت. با این حال، از اواخر سال ۲۰۲۰، ترکیه به عنوان بخشی از تلاش گستردهتر برای ترمیم روابط با قدرتهای منطقهای، از جمله ریاض، ابوظبی و قاهره، حمایت خود از اخوان المسلمین را کاهش داده و به دنبال پایان دادن به انزوا و جذب سرمایهگذاری برای اقتصاد در حال رکود خود است. ترکیه و مصر در سال ۲۰۲۵ یک توافقنامه همکاری نظامی امضا کردند و از آن زمان رزمایشهای مشترکی، از جمله در لیبی (جایی که قبلا از طرفهای مخالف حمایت میکردند) انجام دادهاند. ایپک افزود که در بحبوحه افزایش عدم قطعیت منطقهای، آنکارا و قاهره به جای بازگشت به رقابت، به احتمال زیاد هماهنگیهای خود را تعمیق خواهند کرد. ایپک گفت: «در مواجهه با تجاوز فزاینده اسرائیل و نیاز به شرکا در شرق مدیترانه، ترکیه و مصر شروع به تنظیم مجدد کردهاند.»
چالش دیگر، ادغام محدود نظامی است. این چهار کشور به ندرت رزمایشهای مشترک یا عملیات رزمی مشترک انجام دادهاند که منجر به قابلیت همکاری پایین و فقدان ساختارهای فرماندهی مشترک میشود که مانع اقدام هماهنگ در عمل میشود. شاه گفت: «در میان این چهار کشور، پاکستان و ترکیه به دلیل روابط دیرینه بین دو کشور در سطح نظامی و اطلاعاتی، بیشترین قابلیت همکاری را خواهند داشت. همچنین همکاری نظامی قابلتوجهی بین پاکستان و عربستان وجود دارد.» اما او همچنین اشاره کرد که سعودیها روابط نظامی عمیقی با مصر یا ترکیه ندارند، و مصر نیز با سه کشور دیگر چنین نیست. او افزود: «ایجاد این روابط زمانبر خواهد بود.»
تجربه جنگی در این چهار کشور نیز یکسان نیست. ترکیه مستقیما در سوریه جنگیده و از شرکا و نیروهای نیابتی در آذربایجان، لیبی و اوکراین با سلاح و آموزش حمایت کرده است. پاکستان درگیر پویاییهای درگیری مداوم با هند و افغانستان بوده است. در مقابل، مصر و عربستان سعودی، گذشته از عملیات هوایی ریاض و عملیات زمینی محدود در جنگ داخلی یمن، اخیرا حضور محدودی در نبرد داشتهاند. شاه هشدار داد: «بنابراین، ممکن است وضعیتی پیش بیاید که ترکیه و پاکستان مجبور شوند در ابتدا بخش زیادی از بار را به دوش بکشند تا زمانی که مصر و سعودیها بتوانند استاندارد ارتشهای خود را بهبود بخشند.»