اختلاف مالکی- سودانی

پیش از پرداختن به شخصیت او، به نحوه انتخاب شدن او می‌پردازم. آقای سودانی که به هر حال نخست‌وزیر پیشبرد امور عراق بود در داخل چارچوب هماهنگی شیعی به این نقطه رسید که آقای نوری المالکی نامزد شود. با توجه به اینکه تصویب هم شد و نوری المالکی به عنوان نامزد چارچوب هماهنگی شیعی برای نخست‌وزیری معرفی شد که این معرفی هم ناشی از فشارهای آمریکا و هم ناشی از برخی از فشارهای داخلی بود، اما مخالفت‌هایی انجام شد. این مخالفت‌ها با آقای نوری مالکی در گذشته نیز شده بود به ویژه آنکه گفته می‌شد مرجعیت عراق، آیت‌الله سیستانی نیز مخالف نخست‌وزیری آقای نوری مالکی برای بار سوم است. نتیجه تمامی اینها، این بود که آقای مالکی کناره گیری کرد. این اختلاف بین آقای نوری المالکی و آقای محمد سودانی که یک ائتلافی را نیز،‌ یعنی ائتلاف بازسازی و توسعه، تشکیل داده بودند و اقدامات خوبی هم در آن ائتلاف انجام شده بود، به نقطه‌ای رسید که این دو درون این چارچوب ائتلاف به توافق نرسیدند. حتی زمانی که آقای نوری مالکی توسط این ائتلاف انتخاب شد، شرط این همکاری این بود که اگر مالکی نتواند دولت را تشکیل دهد، آقای سودانی به عنوان نامزد چارچوب هماهنگی عراق انتخاب شود که البته پس از آن نیز مخالفت‌هایی که شکل گرفته بود، مانع از انجام این روند شد.

در شب پیش از انتخاب آقای علی الزیدی،‌ آقای همام حمودی، رئیس مجلس اعلای اسلامی عراق، به دلیل کسالت غایب بود، آقای ابوآلا الولائی، دبیر کتائب سیدالشهدا، به دلیل ملاحظات امنیتی حضور نداشت و آقای حیدر العبادی، نخست‌وزیر اسبق عراق، هم که ائتلاف النصر را داشت به دلیل اینکه مانع از تصویب جلسات در چارچوب هماهنگی عراق نشود چراکه مخالف این روند بود، از اعضای چارچوب درخواست ترک جلسه را کرد. در نهایت در آن جلسه چند گزینه توسط آقای مالکی مطرح می‌شوند: الحسناوی، الزیدی و البدری. سرانجام آقای مالکی و آقای سودانی و چارچوب هماهنگی عراق در مورد آقای علی الزیدی توافق می‌کنند.

اولین سفر الزیدی به اقلیم کردستان و برای تشکیل کابینه بود چراکه تشکیل کابینه مستلزم حمایت ائتلاف‌ها و فراکسیون‌ها و جریان‌های سیاسی در عراق است. گفته می‌شود آقای علی الزیدی رابطه خوبی نیز با اهل سنت عراق، ‌علاوه بر کردها دارد. آقای محمد الحلبوسی رئیس پارلمان عراق هم از انتخاب علی الزیدی استقبال بسیار خوبی نشان داد. سوالی که مطرح میشود این است که چرا شخص دونالد ترامپ از این انتخاب بسیار استقبال کرد. آنچه که مشخص است این است که او می‌خواست این انتخاب را مصادره به نام خود بکند به این معنا که نخست‌وزیر انتخابی با حمایت آمریکا انتخاب شده است. این نکته درست است که فشارهای آمریکا برای انتخاب نشدن نوری مالکی وجود داشت اما نمی‌توان گفت که آمریکایی‌ها گزینه علی الزیدی را انتخاب کرده‌اند. برداشت من آن است که ترامپ،‌ مثل تحولات ایران میخواهد تمامی اتفاقات را مصادره به نام خود بکند.

در خصوص جایگاه سیاسی و عملکرد آتی علی الزیدی بایستی عنوان کرد که ساختار سیاسی عراق مشخص است؛ نخست‌وزیر توسط چارچوب هماهنگی و تصمیمات آن چارچوب و نیز نظارت آن چارچوب انتخاب میشود. اینگونه نیست که نخست‌وزیر بتواند یک‌جانبه تصمیم‌گیری کند بلکه باید فضای سیاسی عراق را در نظر داشته و هم با کردها و هم با جریان اهل سنت هماهنگ باشد.

به نظر می‌رسد که آقای علی الزیدی بیشتر تمرکز خود را روی موضوعات اقتصادی بگذارد چراکه موضوعاتی که پیرامون گروه‌های مقاومت یا گفتمان مقاومت در عراق است و موضوعاتی که کلان‌تر است معمولا در ساختار سیاسی کلان و از سوی چارچوب هماهنگی و در یک ساختار قدرتمند تعریف می‌شود. شاید نخست‌وزیر از نظر تاکتیکی و ترجیحاتی، بتواند متفاوت رفتار کند اما در حوزه کلان، از جمله رویکردها نسبت به تهران و آمریکا، ‌به صورت متعارف و تعریف شده وجود دارد. ضمن اینکه باید انتظار داشت که برخی اوقات در تبلیغات و در عرصه رسانه تفاوت‌هایی را بین نخست‌وزیران عراق ببینیم.

در عراق همچنین این گونه هم عنوان می‌شود که ایشان به لحاظ شباهتی، جایگاه و مسیر حرفه‌ای شبیه به مصطفی الکاظمی را دارد؛ از آن جهت که الکاظمی نیز چهره شناخته‌شده‌ای نبود سپس شناخته شده بود. به عقیده من چنین نیست چرا که الکاظمی پیش از نخست‌وزیری، سرپرستی سرویس اطلاعات ملی عراق را بر عهده داشت و از همان ابتدا در خصوص او شایعاتی از جمله اینکه ایشان انتخاب و گزینه ایران است،‌ مطرح بود. در این خصوص بایستی توجه کرد که آقای علی الزیدی ویژگی‌هایی را دارد که در هیچ یک از رقبای فعلی و نخست‌وزیران پیشین وجود نداشته است؛ به عبارتی در هیچ حزب سنتی و سیاسی عراق نبوده، در هیچ گروه سیاسی و فراکسیونی در مجلس نبوده و اساسا به عنوان شخص سیاسی شناخته نشده است.

الزیدی افقی را ایجاد کرده که یک نخست‌وزیر بتواند به طور مستقل در حوزه تصمیم‌گیری عراق وارد عمل شود.

در مجموع می‌توان گفت که خود این انتخاب و همچنین خود این توافق بیش از آنکه محصول همگرایی چارچوب هماهنگی باشد، محصول واگرایی و اختلاف آقای نوری مالکی و سودانی بود. چه بسا اگر آقای نوری مالکی با انتخاب سودانی موافقت می‌کردند یا اعضای دیگر چارچوب هماهنگی موافقت می‌کردند، نتیجه به شکل دیگری رقم میخورد چراکه سودانی هم در افکار عمومی داخلی و هم به لحاظ اقداماتی که در مسوولیت خود انجام داده بود،‌ گزینه قابل اتکاتری محسوب می‌شد، ولی مخالفت اعضا به دلیل برخی از سیاست‌های السودانی که با آن مخالف بودند و همین‌طور این مساله که آقای سودانی نتوانسته بود برخی خواسته‌های آنان را برآورده کند، باعث شد که آقای علی الزیدی در نهایت انتخاب شود.

* تحلیلگر مسائل بین‌الملل