چرا تراول‌های درشت پرطرفدار شده‌اند؟/ افزایش تقاضا برای پول غیرقابل ردیابی

روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: جنگ ایالات متحده آمریکا و اسرائیل علیه ایران اگرچه در سطح کلان با پیامدهای آشکار ژئوپلیتیک، امنیتی و اقتصادی همراه بوده، اما لایه‌های عمیق‌تری از اثرگذاری آن در بازار پول و ارز ایران در حال شکل‌گیری است. یکی از این لایه‌ها، تغییر در الگوهای تقاضا برای پول فیزیکی، به‌ویژه اسکناس‌های درشت (تراول‌های ۵۰۰هزار و یک‌میلیون تومانی) است؛ تغییری که از سه منشأ تغذیه می‌شود: افزایش نااطمینانی ناشی از جنگ، گسترش فعالیت‌های غیررسمی مانند قاچاق سوخت و تشدید انگیزه‌های فرار مالیاتی. جنگ با اختلال در عرضه انرژی و افزایش هزینه واردات فرآورده‌های نفتی در کشورهایی مانند پاکستان باعث شده است قیمت بنزین و گازوئیل به سطوحی چند صد برابر قیمت داخلی ایران برسد و همزمان نااطمینانی‌ها و انگیزه‌های فرار مالیاتی نیز افزایش یابد.

در چنین شرایطی، قاچاقچیان با افزایش حجم عملیات خود تلاش می‌کنند از این رانت قیمتی بهره‌برداری حداکثری داشته باشند. همزمان، برخی نااطمینانی‌ها نسبت به پایداری سیستم بانکی و نیز تمایل به دور زدن رصدهای مالیاتی، تقاضا برای پول نقد غیرقابل ردیابی را افزایش داده است.  برآیند این عوامل، شکل‌گیری یک جریان مالی بزرگ و غیررسمی است که برای تسویه معاملات خود به ابزارهایی سریع، غیرشفاف و قابل حمل نیاز دارد و همین امر، محبوبیت اسکناس‌های درشت را به‌طور قابل‌توجهی افزایش داده است.

قاچاق سوخت و جهش تقاضا برای تراول

نخستین پیشران افزایش تقاضا و خروج تراول‌ها از بازار را باید در تشدید پدیده قاچاق سوخت جست‌وجو کرد. سال‌هاست که سیاست‌های یارانه‌ای در ایران با ایجاد شکاف عمیق میان قیمت داخلی و قیمت‌های منطقه‌ای، زمینه‌ساز قاچاق گسترده سوخت شده است. اما جنگ و افزایش تنش‌ها در خلیج فارس، به‌ویژه اختلال در مسیرهای انرژی، این شکاف را به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش داده است. 

افزایش قیمت جهانی نفت و فرآورده‌ها، در کنار جهش قیمت سوخت در کشورهای همسایه مانند پاکستان، سودآوری قاچاق را به شدت بالا برده است. برای نمونه، درحالی‌که قیمت گازوئیل در ایران چند صد تومان است، همین محصول در پاکستان به حدود ۱۹۰هزار تومان در هر لیتر می‌رسد. چنین اختلافی یک آربیتراژ عظیم ایجاد می‌کند که حتی با در نظر گرفتن هزینه‌های حمل، ریسک و اتلاف، همچنان سودی خارق‌العاده به همراه دارد. 

برآوردها نشان می‌دهد قاچاق روزانه گازوئیل می‌تواند حدود ۲۵‌میلیون لیتر باشد که گردش مالی آن را به بیش از ۴ هزار‌میلیارد تومان در روز می‌رساند؛ رقمی که در مقیاس سالانه به حدود ۱.۵میلیون میلیارد تومان بالغ می‌شود. اما در سمت دیگر، تشدید کنترل‌های امنیتی، استقرار ایست‌های بازرسی و سخت‌گیری در مرزها، هزینه و ریسک عملیاتی قاچاق را نیز افزایش داده است. این ترکیب «سود بالا + ریسک بالا» منجر به تغییر در ابزارهای مالی مورد استفاده قاچاقچیان شده است. در چنین محیطی، نیاز به ابزار پرداختی که قابل حمل، سریع، خارج از نظارت و غیرقابل ردیابی باشد، به شدت افزایش می‌یابد.  اینجاست که تراول‌های درشت وارد معادله می‌شوند. اسکناس‌های ۵۰۰ هزار و یک‌میلیون تومانی به دلیل تراکم ارزش بالا، امکان جابه‌جایی حجم زیاد پول در فضای فیزیکی محدود را فراهم می‌کنند. از سوی دیگر، برخلاف تراکنش‌های بانکی، هیچ ردپای دیجیتال از خود برجای نمی‌گذارند. این ویژگی‌ها آنها را به ابزار ایده‌آل برای پول‌شویی و تسویه معاملات قاچاق، به‌ویژه در مسیرهای مرزی شرق کشور، تبدیل کرده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از این تراول‌ها به سمت مرزهای شرقی و برای تسویه معاملات سوخت قاچاق منتقل می‌شوند.

 تراول؛ ابزار فرار مالیاتی

اسکناس‌های درشت، به‌ویژه تراول‌ها، بستر مناسبی برای تسهیل فرار مالیاتی فراهم می‌کنند؛ زیرا ذاتا خارج از شبکه‌های ثبت و رصد رسمی عمل می‌کنند. درحالی‌که تراکنش‌های بانکی به‌طور خودکار در سامانه‌های نظارتی ثبت شده و قابلیت پایش دارند، مبادلات نقدی با تراول عملا هیچ ردپایی از خود باقی نمی‌گذارند. این ویژگی به فعالان اقتصادی به‌ویژه در بخش‌های غیررسمی یا خاکستری امکان می‌دهد بخشی از درآمد واقعی خود را پنهان کرده و از شمول مالیات خارج کنند.  در شرایطی که فشارهای مالیاتی یا نظارتی افزایش می‌یابد، تمایل به استفاده از پول نقد درشت نیز بیشتر می‌شود. به این ترتیب، تراول‌ها نه‌تنها ابزار مبادله، بلکه ابزار مدیریت ریسک مالیاتی نیز شده‌اند.

 نااطمینانی و بازگشت پول فیزیکی به مرکز مبادله

عامل دوم در افزایش تقاضا و خروج تراول‌ها از بازار، افزایش نااطمینانی سیستماتیک ناشی از جنگ است. در اقتصاد، نااطمینانی نه‌تنها بر سرمایه‌گذاری و تولید اثر می‌گذارد، بلکه ترکیب دارایی‌های افراد را نیز تغییر می‌دهد. در شرایط عادی، پول بانکی

 (سپرده‌ها و کارت‌ها) به‌دلیل سهولت استفاده و امنیت، بر پول نقد برتری دارد. اما در شرایط بحران، این رابطه معکوس می‌شود. 

نگرانی از اختلال در شبکه بانکی، حملات سایبری، محدودیت‌های برداشت یا حتی قطع موقت سیستم پرداخت، باعث می‌شود افراد و فعالان اقتصادی ترجیح دهند بخشی از دارایی خود را به شکل پول نقد نگهداری کنند. 

این پدیده که در ادبیات اقتصادی به آن

«ترجیح نقدینگی در شرایط نااطمینانی» گفته می‌شود، در شرایط جنگی به‌وضوح قابل مشاهده است. در چنین فضایی، پول فیزیکی دیگر صرفا یک ابزار مبادله نیست، بلکه به یک «دارایی امن عملیاتی» تبدیل می‌شود؛ دارایی‌ای که در صورت از کار افتادن سیستم‌های رسمی، همچنان کارکرد خود را حفظ می‌کند. 

این تغییر نگرش، تقاضا برای اسکناس‌های درشت را به‌طور مضاعف افزایش داده است؛ زیرا در شرایط بحران، افراد ترجیح می‌دهند با حداقل حجم فیزیکی، حداکثر قدرت خرید را در اختیار داشته باشد.

پریمیوم نقدشوندگی و پدیده دلار ارزان در برابر تراول

برآیند این دو نیرو یعنی رشد قاچاق سوخت و افزایش نااطمینانی، در بازار ارز به شکل یک پدیده کم‌سابقه بروز کرده است: فروش دلار با قیمتی پایین‌تر از نرخ بازار، به شرط دریافت تراول. 

درحالی‌که نرخ دلار در بازار آزاد در محدوده ۱۵۰هزار تومان قرار دارد، گزارش‌ها از معاملات ۱۱۶ تا ۱۲۶هزار تومانی خبر می‌دهند؛ اما فقط در صورتی که پرداخت با تراول‌های درشت انجام شود. این اختلاف ۳۰ تا ۳۵هزار تومانی را نمی‌توان با منطق معمول بازار ارز توضیح داد. اینجا با مفهومی مواجهیم که می‌توان آن را «پریمیوم نقدشوندگی معکوس» نامید. 

در واقع، فروشنده حاضر است تخفیف قابل‌توجهی روی دلار بدهد؛ چون آنچه دریافت می‌کند (تراول)، برای او ارزشی فراتر از ارزش اسمی‌اش دارد. این ارزش اضافی ناشی از همان ویژگی‌هایی است که پیش‌تر ذکر شد: قابلیت حمل، عدم ردیابی و امکان استفاده در شبکه‌های غیررسمی.

 به بیان دیگر، در این بازار، ریال فیزیکی خاص (تراول درشت) از دلار باارزش‌تر شده است؛ البته نه به لحاظ اسمی، بلکه به لحاظ کارکردی در اقتصاد زیرزمینی. این یک سیگنال بسیار مهم است؛ زیرا نشان می‌دهد بخشی از کارکرد پول ملی از سیستم رسمی به یک اکوسیستم غیررسمی منتقل شده است. این پدیده همچنین نشان‌دهنده شکل‌گیری تدریجی یک «بازار موازی پول» است؛ بازاری که در آن تسویه‌ها خارج از شبکه بانکی انجام می‌شود و اسکناس فیزیکی نقش ستون فقرات مبادلات را ایفا می‌کند. چنین بازاری معمولا در اقتصادهای تحت تحریم، جنگ یا بحران‌های عمیق نهادی شکل می‌گیرد.

 ریشه در قاچاق، نمود در بازار پول

در نهایت، باید توجه داشت که پدیده افزایش تقاضا برای تراول و شکل‌گیری بازار دلار ارزان، یک معلول است نه علت. ریشه اصلی در قاچاق سوخت و شکاف قیمتی عظیم میان داخل و خارج نهفته است. تا زمانی که این شکاف وجود دارد و سودهای نجومی قاچاق پابرجاست، تقاضا برای ابزارهای مالی غیرشفاف نیز ادامه خواهد داشت. 

بنابراین، برخورد صرف با دلالان ارز یا محدودسازی تراول‌ها، راه‌حل پایدار نخواهد بود. کلید اصلی، کنترل قاچاق از مبدأ، اصلاح سیاست‌های قیمتی انرژی و کاهش انگیزه‌های آربیتراژی است. اگر سوختی برای قاچاق وجود نداشته باشد، نیازی به شبکه‌های مالی غیررسمی و تقاضای غیرعادی برای تراول نیز از بین خواهد رفت. در غیر این صورت، باید انتظار داشت که با تداوم جنگ و نااطمینانی، این پدیده‌ها نه‌تنها ادامه یابند، بلکه عمیق‌تر نیز بشوند.

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.