اژدهای زرد چگونه تابآوری خود را افزایش داد؟
تصویر چین در تنش منطقه
در همین چارچوب رسانههای بینالمللی طی گزارشهایی جداگانه به جایگاه میانجیگرانه چین در بحران خاورمیانه اشاره و تبیین کردند که پکن توانسته، برخلاف واشنگتن، نقش صلحطلبانه خود را تداوم داده و بهعنوان شریکی استراتژیک و قابلاتکا در میانه منازعات فعلی ظاهر شود. با این حال احتیاط و عافیتطلبی چین در جنگ اخیر در خاورمیانه و تمرکز صرف بر تلاشهای دیپلماتیک برای حلوفصل بحران در این منطقه، پرسشهایی را درباره نقش چین در منازعه فعلی و رویکرد پکن در این بحبوحه پیش کشیده است.
سکوت مصلحتی پکن
شبکه انبیسی به تاریخ ۱۴ آوریل طی یادداشتی عنوان کرد که چین طی تنشهای اخیر ابتدا رویکردی خاموش را اتخاذ کرده بود، اما با ادامه بحران و اعلام حاصره دریایی از سوی رئیسجمهور آمریکا، این موضع پکن دستخوش تغییر شد. روز سهشنبه گذشته، رئیسجمهور چین در دیدار با نخستوزیر اسپانیا، با اشاره به اقدامات اخیر آمریکا در خاورمیانه هشدار داد که جهان در حال بازگشت به «قوانین جنگل» است. این در حالی است که پیش از این، رئیسجمهور چین ترجیح داده بود که درباره تنشها در خاورمیانه اظهار نظر نکند. از یاد نباید برد که طی ۴۰ روز گذشته، بسیاری از کشورها از چین خواسته بودند که از نفوذ خود بر ایران برای کنترل جنگ در خاورمیانه بهره ببرد. این نکته را نیز باید در نظر داشت که بیش از نیمی از واردات نفت چین از تنگه هرمز عبور میکند. در همین رابطه، سخنگوی وزارت خارجه چین روز سهشنبه گذشته طی نشستی خبری عنوان کرد: «چنین اقداماتی [اعمال محاصره دریایی از سوی ترامپ] بیش از آنکه به پیشبرد دیپلماسی کمک کند، تنشها را بالا برده و امکان به محاق رفتن آتشبس شکننده را بالا میبرد.»
انبیسی در ادامه گزارش خود افزود: چین در طول جنگ خاورمیانه، بارها از حملات اسرائیل و آمریکا به ایران انتقاد کرد و خواستار اولویت دادن به دیپلماسی شد. این در حالی است که خود دونالد ترامپ نیز بارها از پکن بهعنوان بازیگری کلیدی در زمینه مذاکرات با تهران یاد کرد. با این وجود، رئیسجمهور شی جینپینگ طی این مدت چندان علاقهای به اظهارنظرهای عمومی درباره این بحران نشان نداده است. چنین به نظر میرسد که چین درصدد است تا در آستانه سفر مهم ترامپ به پکن طی ماه آتی میلادی نقش متعادلکننده خود را ادامه داده و بهنحوی به تحولات واکنش دهد که هیچ یک از طرفهای درگیر را از دست ندهد.
از سوی دیگر، چین خود را در موقعیت دشواری قرار داده است. این کشور از یکسو رابطه بسیار نزدیکی با ایران دارد و از سوی دیگر، طی سالهای اخیر همکاریهای گستردهای با کشورهای حوزه خلیج فارس داشته است و این امر سبب شده که اژدهای زرد رویکردی مبتنی بر صلحگرایی چندجانبه را در دستور کار قرار داده و از اظهارنظرهای خطرناک و آسیبزا به روابط خارجه خود خودداری کند. در همین رابطه، ژو فنگ، رئیس دپارتمان روابط بینالملل دانشگاه نانژینگ چین به انبیسی نیوز گفت: «اگر روند جنگ در خاورمیانه متوقف نشود، این امر تاثیر بسزایی در سرمایهگذاریهای چین در منطقه خواهد گذاشت. این بدان معناست که پکن علاقهای به این موضوع ندارد که خود را از لحاظ نظامی در خاورمیانه درگیر کند. روابط چین با متحدان و همکاران خود در خاورمیانه بسیار آسیبپذیر است و به همین خاطر دیپلماسی برای پکن در این حوزه حرف اول را میزند.»
تاکید بر چندجانبهگرایی
در همین رابطه، خبرگزاری رویترز طی گزارشی به تاریخ ۱۷ آوریل عنوان کرد که پکن در اوضاع و احوال فعلی و در آستانه سفر ترامپ به این کشور در تلاش است تا دیپلماسی را در اولویت قرار دهد و از این طریق هم روابط با جمهوری اسلامی را حفظ کرده و همزمان اصطکاک با واشنگتن را به حداقل برساند. این خبرگزاری در ادامه این گزارش عنوان کرد که سفر آتی رئیس کاخ سفید به چین در میانه ماه مه بدل به گرانیگاه رویکرد پکن در قبال جنگ خاورمیانه شده است. کارشناسان در این رابطه به رویترز گفتهاند که چین بهعنوان بزرگترین واردکننده نفت خام در جهان بسیار به خاورمیانه وابسته است و همین امر سبب شده که تامین ایمن منابع انرژی برای دستگاه تصمیمگیری این کشور نقش کلیدی را ایفا کند.
اریک اولاندر، رئیس پروژه «چین و جنوب جهانی»، در این رابطه به رویترز گفت: «ترامپ طی هفتههای اخیر بارها عنوان کرده که چینیها با ایران درباره آتشبس و مذاکره گفتوگو کردهاند. این امر سبب شد که چین در نگاه دیگر کشورها بهعنوان یک میانجی ظاهر شود، حتی اگر پکن عملا چنین نقشی را اتخاذ نکرده بود» از سوی دیگر، منابع آگاه به رویترز گفتهاند پکن با توجه به ضعف ترامپ در رابطه با چاپلوسی و مجیزگویی، ترجیح میدهد که طی نشست ماه مه تمرکز اصلی خود را بر مسائلی چون تجارت و وضعیت تایوان بگذارد و از مقابله مستقیم با رئیسجمهور آمریکا بر سر مساله ایران اجتناب کند. یک منبع آگاه در این رابطه گفت: «دیدگاه اصلی این است که چین سبیل ترامپ را چرب کرده و با استقبال شایسته از وی، اهداف مدنظر خود در زمینه ثبات استراتژیک را برآورده میکند.»
در عین حال، کارشناسان عنوان کردهاند که چین به جای انتقاد مستقیم از ترامپ (مانند آنچه دولتهای اروپایی انجام دادند) ترجیح میدهد که بهشکلی خاموش خود را درگیر راهحلهای دیپلماتیک کند تا از دایره خشم ترامپ مصون بماند. به گفته کارشناسان، این رویکرد نهتنها به حل بحران خاورمیانه، به خاطر نفوذ چین بر ایران و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، کمک میکند بلکه سبب میشود تا نشست آتی در ماه مه میان شی و ترامپ بدون چالش پیش برود. در همین رابطه، چوئی سوژون، استاد روابط بینالملل در دانشگاه رنمین چین به رویترز گفت: «همانطور که در فرمت عادیسازی روابط میان ایران و عربستان شاهد بودیم، پکن عموما ترجیح میدهد که نقش صلحساز منطقه را اتخاذ کند تا آنکه به طور مستقیم در منازعات وارد شود. این نکته بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که آمریکا رویکردی متضاد داشته و ترجیح میدهد حضور نظامی خود را در منطقه حفظ کند. با این همه، دیدگاه چین این بوده که چنین رویکردی حاصلی جز هزینهتراشی نداشته و میانجیگری مبتنی بر دیپلماسی اهمیت و نتیجه بهتری در پی دارد.»
فروپاشی سیاست منطقهای چین
این در حالی است که موسسه هادسون طی گزارشی از اهمیت ایران برای روابط منطقهای چین خبر داد و عنوان کرد که تاکید پکن بر دیپلماسی برآمده از ضرورتهای اقتصادی نیز هست. این موسسه عنوان کرد که تهران فقط یک شریک معمولی برای پکن نبوده، بلکه در استراتژی بزرگ چین نیز نقش محوری داشته است و در عین حال سرمایهگذاری حزب کمونیست چین در ایران بسیار چشمگیر بوده است. در مارس ۲۰۲۱، چین و ایران یک همکاری استراتژیک جامع و فراگیر امضا کردند که شامل تعهد پکن به ۴۰۰میلیارد دلار سرمایهگذاری بلندمدت در زیرساختها و انرژی تحت ابتکار کمربند و جاده بود.
در سال ۲۰۲۳، ایران به سازمان همکاری شانگهای پیوست و ادغام خود را در نهادهای امنیتی تحت رهبری چین تعمیق بخشید. از همه مهمتر، چین به خریدار اصلی نفت ایران تبدیل شده است و تقریبا ۹۰ درصد از صادرات نفت ایران را خریداری میکند. این موسسه افزود: جغرافیا نیز یک عامل کلیدی است. ایران که در خلیجفارس قرار دارد و آسیای مرکزی را به خاورمیانه متصل میکند، «کمربند» زمینی را به «جاده» دریایی متصل میکند. با این حال پیامدهای این جنگ برای پکن شدید است. پروژههای کمربند و جاده مرتبط با بنادر، کریدورهای ریلی و زیرساختهای انرژی ایران اکنون با بیثباتی و ریسک امنیتی فزایندهای روبهرو هستند و چشمانداز یک کریدور انرژی زمینی امن و جدا از قدرت دریایی ایالات متحده به عدم قطعیت تقلیل یافته است.
محاسبات صرف اقتصادی
فارن افرز نیز در مقالهای به تاریخ ۱۷ آوریل عنوان کرد که بیتردید جنگ در خاورمیانه برای چین کمهزینه نبوده است. افزایش قیمت حاملهای انرژی برای این کشور و بخش تولیدی آن گران تمام شد و حال بار افزایش قیمت کود نیز به این معادله، همزمان با آغاز فصل کاشت بهاری، نیز به این معادله اضافه شده است. با این همه، چین طی سالهای اخیر بهخوبی توانست خود را برابر شوکهای این چنینی ایمن نگاه دارد. این امر بدان معناست که از منظر اقتصادی، چین، برخلاف آمریکا، توانایی گذار از بحران را برای خود حفظ کرده است.
این مجله در ادامه نوشت: حمله آمریکا به ایران بار دیگر بر رویکرد متزلزل کاخ سفید در حل بحرانها تاکید کرد. نظامیگری ترامپ موضع آمریکا را در میان کشورهای حوزه خلیج فارس تضعیف کرد و آنان را در میانه جنگی فراگیر به حال خود رها کرد. این مساله سبب خواهد شد که این کشورها بیش از پیش از کاخ سفید فاصله بگیرند. از سوی دیگر، چین بهعنوان یک میانجی صلحطلب خود را نشان داده و این چهبسا سبب شود که طی سالهای آتی گرایش کشورهای خاورمیانه به پکن افزایش بیشتری داشته باشد.
پاشنه آشیل اقتصاد چین