مسیر پرخطر «بیبی»
دنیای اقتصاد : جنگ اخیر اسرائیل و آمریکا علیه ایران، بهویژه تحت رهبری بنیامین نتانیاهو، بیش از هر چیز نمایشی از اهداف سیاسی و امنیتی نخستوزیر اسرائیل است تا هر نتیجهای از این درگیری را به نفع روایت شخصی خود نشان دهد. نتانیاهو مدتها تلاش کرده تا جنگ با ایران را نه تنها اجتنابناپذیر، بلکه دیرینه و ضروری نشان دهد و این جنگ برای او از همان لحظه آغاز، بهنوعی پیروزی به شمار میرود. دلیل این موفقیت صرفا به نتایج نظامی محدود نمیشود، بلکه توانسته بحثهای داخلی درباره بحرانهای دیگر اسرائیل، از جمله فاجعه غزه و وضعیت لبنان را به حاشیه ببرد و تمرکز رسانهها و افکار عمومی را به تهدید ایران معطوف کند.
به گزارش نیویورکتایمز، نتانیاهو قصد دارد داستان و روایت خود را در طولانیمدت تثبیت کند تا همیشه بر امنیت و مقابله نظامی اولویت داشته باشد. در این چارچوب، او با بزرگنمایی تهدید ایران و وعده مقابله نظامی، افکار عمومی را تحت تاثیر قرار میدهد. اسرائیل میتواند وضعیت را بهگونهای تفسیر کند که توانسته زمان بخرد، قابلیتهای موشکی و هستهای ایران را کاهش دهد یا دولت ایران را با مشکلات داخلی درگیر کند. هرگونه درگیری داخلی در ایران نیز میتواند به روایت اسرائیل کمک کند. این وضعیت به نتانیاهو اجازه میدهد بدون نیاز به پیروزی کامل، دستاوردهای خود را تبلیغ کند و هیچ صدای مخالفی در دولت و ارتش برای محدود کردن او باقی نمانده است. برخلاف گذشته، اکنون هیچ مشاور یا فرمانده نظامی مخالفی در ردههای بالای ارتش وجود ندارد و در واشنگتن نیز رئیسجمهور آمریکا کاملا همراه با اسرائیل عمل کرده است. این هماهنگی، از جمله اقدامات نظامی علیه تاسیسات هستهای ایران و ترور مقامات عالی این کشور، نشاندهنده دستیابی نتانیاهو به اهداف خود است.
با این حال، این جنگ هزینههای بلندمدتی نیز دارد. اسرائیل ممکن است از نظر نظامی قدرتمندتر شود، اما خطر انزوای سیاسی و افزایش دشمنی در منطقه و فراتر از آن نیز وجود دارد. در آمریکا نیز افکار عمومی نسبت به اسرائیل و کمکهای نظامی به این رژیم حساس شده و حمایت عمومی از دولت یهود کاهش یافته است. این کاهش اعتماد میتواند با تلفات غیرنظامیان در ایران و هزینههای مالی و انسانی آمریکا تشدید شود و زمینه ظهور روایتهای توطئهآمیز علیه اسرائیل را فراهم کند. مشکل اصلی این است که اسرائیل هنوز تفاوت بین سلطه نظامی و امنیت پایدار را درک نکرده است.