فعالان فرهنگی کودک و نوجوان پاسخ میدهند؛
نقشه مراقبت از کودکان در دوران جنگ
پنهان کاری نشود
احمد اکبرپور گفت: نفس خواندن آرامشبخش است؛ در چنین شرایطی کشورهایی مانند ما که تولیدکننده اینترنت نیستیم و مصرفکننده اینترنت هستیم و اینترنت هم قطع است، کتاب میتواند جانشین اینترنت و به نوعی سرگرمیشان باشد و جای خالی اینترنت را پر کند. تعارف که نداریم اکثر بچهها به نوعی به اینترنت اعتیاد دارند، هرچند آمار بزرگسالان نیز آمار خوبی نیست. حداقل کتاب از هر ژانر و گونهای میتوانند بخوانند. اکبرپور افزود: کتابهایی که به جنگ و شرایط سخت ربط دارد، میتواند از جمله کتابها باشد. اینکه در آن دوران شرایط چطور بوده است که یکسری کتابها میتواند داستان باشد و یکسری هم مستند. اتفاقاتی چون جنگ جهانی اول و دوم را پشت سر گذاشتهایم، جنگ هشتساله عراق و ایران و دیگر جنگهای منطقهای را پشتسر گذاشتهایم.
البته کتابهایی که واقعگرایانه باشند، بیش از ۸۰درصد کتابهایی که درباره جنگ به ویژه جنگ هشتساله نوشته شدهاند، بسیار غیرادبی و شعاری هستند و ۲۰درصد دیگر را میتوانید بخوانید و از طریق آنها به کودکان بگویید آن زمان جنگ به چه شکل بوده است، بمبها چگونه بودند و الان به چه شکل هستند. او با تاکید بر اینکه به هیچوجه از کودک هیچ پنهانکاری نشود، خاطرنشان کرد: کودک به هر حال این صداهای وحشتناک را میشنود و اگر آگاهی نداشته باشد، میتواند دق کند. این نویسنده که به تازگی بهعنوان یکی از پنج نامزد نهایی جایزه هانس کریستین اندرسن معرفی شده است، درباره اینکه آیا ادبیات میتواند تابآوری اجتماعی را بالا ببرد یا به آن کمک کند، گفت: دقیقا میتواند این کار را بکند. به قول کافکا، جنگ متعلق به آدمهایی است که هیچگونه تخیلی ندارند. اگر تخیل داشته باشند، میتوانند در تخیل خود خرابیها را تصور کنند، میتوانند تا ته ماجرا را ببینند، حتی بدترین حالتها را در خیال بیافرینند و از جنگ منصرف شوند. کسانی که جنگ را شروع میکنند اصلا تخیل ندارند. او با بیان اینکه ادبیات به تابآوری کودکان کمک میکند، توضیح داد: به هر حال درگیر جنگی شدهایم که در تخیل میتواند بسیار بسیار وحشتناکتر از واقعیت باشد.
در فیلمهای تخیلی جهان نابود شده و چند نفر در زمین میمانند پس در تخیل هر چیزی میتواند بدتر باشد و مقایسه آن با شرایط حاضر به تابآوری کمک میکند؛ در واقعیت ما فعلا میتوانیم در زیرزمین پناه بگیریم، فعلا صداهای انفجار را میشنویم؛ اما جنگ میتواند جهان را نابود کند، آن هم با ابزارها و سلاحهای اتمی که بشر با دست خود ساخته است. اینها اگر تابآوری نیست، پس چیست؟ کودک در این کتابها میتواند سرنوشتها را بسیار بدتر تصور کند، بسیار بدتر و وحشتناکتر را تخیل کند. او در ادامه اظهار کرد: کودکی که کتاب خوانده و تخیل را یاد گرفته باشد، در آینده که بزرگ شود مانند پدران و نیاکانش نخواهد بود که هیچ تخیلی نداشتند و شدیدترین جنگهای جهانی اول و دوم و این جنگهای معاصر را راه انداختند. شروعکنندگان جنگ به قول کافکا هیچ تخیلی ندارند. اکبرپور درباره اینکه به نظر میرسد کتابهایی که درباره جنگ نوشته شدهاند، ضعف روایت دارند بیان کرد: واقعا ادبیات جنگ کم داریم؛ همانطور که گفته شد شاید ۲۰درصد داستانهای خوبی نوشته شده اما وجه غالب کتابها اینگونه بوده است که فقط میخواستند از جنگ پول دربیاورند. ولی به هر حال داستانهای خوبی، هم در حوزه کودک و هم بزرگسال نوشته شده، ولی کم است. دستگاههای نظارتی و ممیزی از یک نوع خاص از ادبیات جنگ حمایت میکنند که اینها عوارضش بوده است؛ اما با وجود این محدودیتها، داستانهای خوب هم منتشر شده است که باید شناسایی شوند. شورای کتاب کودک، انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و نهادهایی مانند «لاکپشتپرنده» را داریم که میتوانند آثار خوب را شناسایی کنند.
فکر میکنم حتی بزرگسالها هم باید این کتابها را بخوانند و چالش و تعاملی از طریق ادبیات ایجاد کنند که آیا میتوانست شرایط بدتر از این هم شود. این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان گفت: باید بگذاریم بچهها درباره جنگ حرف بزنند، در طول تاریخ هرچه را سانسور کردیم، بدترین چیزها از درون آن بیرون آمده است؛ مثلا سالها در ایران وجود ایدز را سانسور کردیم و گفته شد دربارهاش نگوییم بهتر است. اما معتادان و کارتنخوابها با سرنگ مشترک دچار بیماری شدند و آرام آرام گفتند نه دربارهاش بگویید، سرنگ توزیع کنید و.... سانسور هیچگاه نتیجه نداده است، پس با بچهها و نوجوانان حرف بزنید. الان نوجوانان شرایط بدتری دارند؛ زیرا از طریق اینترنت دنیا دستشان بود و حالا ارتباطشان قطع شده است. شاید فرصت خوبی است که آنها به آغوش خانواده برگردند و کمی تعامل اجتماعی یاد بگیرند و گپ و گفت شکل بگیرد.
آرزوها متوقف میشوند
میثم یوسفی، بازیگر و کارگردان تئاتر، که در حوزه تئاتر کودک و نوجوان فعالیت مستمری دارد، گفت: در هر شرایطی کودکان نیاز به آرامش دارند. باید از اضطراب و ترس و خیلی از اتفاقهای اجتماعی با آگاهی به آنها اطلاعات داده شود و از آن فضاها به دور باشند. او افزود: چندین و چند نوبت در کشورمان اتفاقهای اجتماعی مختلفی افتاده که به هر حال باعث گفتوگوی خانوادهها درباره این اتفاقها در حضور بچهها میشود. وظیفه ما بهعنوان هنرمند و خانوادهها این است که بچهها را از این فضاهای اضطرابی و از این فضاهای ترس کاملا دور کنیم، البته با آگاهی و یکی از این راهها و روشها میتواند هنر و تئاتر باشد؛ چون بهصورت مستقیم و غیرمستقیم میتواند مفاهیم را به بچهها منتقل کند. با این روش ما میتوانیم با کودکان ارتباط برقرار کنیم و به آنها خوراک روحی، روانی و فکری بدهیم.
یوسفی در گفتوگو با خبرگزاری مهر گفت: نمایش «آرزوی بزرگ» که این روزها در تالار هنر روی صحنه داشتم خیلی بیربط به اتفاق اخیر نبود چه در رابطه با وطن و میهنپرستی و چه در رابطه با موضوع جنگ. ما به زبان کودکانه و با استفاده از فضای فانتزی نمایش، خیال، رویاپردازی و عروسک سعی کرده بودیم به صورت غیرمستقیم و با زبان کودکانه به مفهوم جنگ، ایثار و شهادت بپردازیم. او توضیح داد: یکی از معانی نمایش ما همین فضای وطنپرستی و میهنپرستی بود. یکی از اتفاقهایی که در جنگ رخ میدهد از بین رفتن آرزوهای انسانهای بیگناه از جمله کودکان و نوجوانان است. در جنگ خیلی از امیال و آرزوهایی که دوست دارند در آینده به آنها برسند، متوقف میشود. ما به کمک نمایش میتوانیم این خیالپردازی و این رویاپردازی را برای آنها حفظ کنیم. این کارگردان تئاتر گفت: همه واقف هستیم که تئاتر ترکیبی از انواع هنرها است. ما میتوانیم با زبان نمایش روایتی از شهادت مظلومانه در جنگ داشته باشیم و در عین حال میتوانیم در فضای خیالانگیز تئاتر آرزوهای کودکان و نوجوانان را در زمان جنگ زنده نگه داریم و برآورده کنیم.