«دنیای اقتصاد» گزارش میدهد؛
سه راهکار بقا و آرامش در جنگ
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ چک کردن لحظه به لحظه اخبار این روزها بخش بزرگی از زمان ایرانی ها را می گیرد. در عین همین چک کردن مداوم به استرس و اضطراب بیشتر منجر می شود، این موضوع زمانی شکل حاد به خود می گیرد که فرزندان را در یک خانواده درگیر می کند.
دکتر ویدا میرابوالفتحی، روانشناس و عضو هیات علمی آموزش عالی علوم شناختی وضعیت کنونی را «تروماتیک» زخم روحی ناشی از اتفاق غیرمنتظره که شرایط زندگی را از حالت طبیعی خارج میکند) توصیف می کند. او با دستهبندی سه گروه سنی خردسالان و کودکان و نوجوانان، شیوه برخورد با آنها را تشریح می کند.
به گفته این روانشناس شرایط جنگی طبق آییننامهها و طبقهبندیهایی که برای روانشناسان و روانپزشکان وجود دارد، جزء شرایط «تروماتیک» است. شرایط تروماتیک یعنی شرایطی که ما از قبل برای آن آماده نیستیم. پیشفرض ما هم این نبوده که در مسیر زندگی چنین اتفاقاتی را تجربه کنیم. از طرف دیگر شرایط تروماتیک شرایطی است که هم سلامت جسم و هم سلامت روان ما به شدت تحتتاثیر قرار میگیرد و از این جهت شرایط بسیار دشواری است.
به گفته او وحشتزدگی و اضطراب در این وضعیت طبیعی است. در روزهای اخیر واکنشهایی مثل چک کردن مرتب اخبار را از سوی افراد میبینیم. آنها بهرغم اینکه میدانند این چک کردن آنها را مضطرب میکند، ولی این کار را انجام میدهند. چنین واکنشی، طبیعی است چون ما در یک وضعیت غیرطبیعی قرار داریم. فرد احساس خطر جانی برای خود و دیگران دارد و نمیتوانیم از او بخواهیم این کار را نکند. او می افزاید: توصیه اصلی من این است که به مرور به «مرحله پذیرش» برسیم و از فاز شوک و انکار خارج شویم.
این روانشناس می افزاد: توصیه ما در مداخله در بحران این است که در گام اول امنیت خودتان را فراهم کنید. فرد نمیتواند در وضعیت و شرایط ناامن باشد و به خود بگوید به چیزهای مثبت فکر کن. بنابراین باید فرد در شرایطی قرار گیرد که احساس آرامش و پناه داشتن داشته باشد، «در کنار هم بودن» در این وضعیت بسیار کمککننده است. اما در کنار آن، کسانی که شرایط ویژه دارند میتوانند از داروهای ضد اضطراب و آرام بخشها با تجویز پزشک استفاده کنند تا بتوانند لااقل شبها بخوابند. میدانم در وضعیتی که شبهای تهران و دیگر شهرهایی تحت حملات هوایی دارند آرام بودن سخت است، اما به هر حال شاید بتوان با دارویی که توسط پزشک تجویز میشود، اندکی آرامش داشت.
بحث دیگری که این روزها بسیار مطرح میشود این است که آیا باید با بچهها صحبت کرد یا خیر؟ و اینکه چه کنیم بچهها آسیب کمتری ببینند؟ این روانشناس با تقسیم بچه ها به سه گروه سنی اضافه می کند: اولین آنها بچههای زیر پنج سال هستند. در همین رده سنی، بچههایی که میتوانند حرف بزنند کاملا میفهمند دور و برشان چه خبر است، آنها متوجه غیرطبیعی بودن وضعیت میشوند؛ بهویژه وقتی والدین درباره شرایطی که در آن به سر میبرند، حرف میزنند. در این وضعیت آنها ممکن است سوالاتی را با والدین مطرح کنند. باید به بچهها توضیحات سادهای ارائه دهیم. نیاز نیست جزئیات بیان شوند، چون بچهها قدرت تحلیل و آنالیز آن را ندارند، در نتیجه دنیایشان بسیار ناامن میشود. در این راستا باید والدین خیلی مراقبت کنند که جلوی فرزند خردسالشان چه حرفهایی را مطرح میکنند. اگر آنها درباره جنگ بپرسند میتوان در پاسخ خردسالان آن را وضعیتی مشابه فیلمهای کارتونی توصیف کرد که اختلاف نظری وجود دارد و در نهایت حل میشود.
او دومین گروه سنی را بین ۶ تا ۱۲ سال می داند و می افزاید: این گروه را باید کاملا جدی بگیرید و برای آنها برنامه داشته باشید. شروع جنگ همزمان با تعطیلی مدارس و حضور بچهها در خانه هاست. بچهها متوجهند که موقعیت طبیعی حاکم نیست. بنابراین والدین باید برنامهای برای سرگرمی بچهها طراحی کرده و در عین حال به آنها اطلاعات دهند. البته منظور از اطلاعات، اطلاعات وحشتناک نیست، در این حد که به آنها بگوییم «این دوره میگذرد و تمام میشود.» تلاش ما برای این گروه سنی باید معطوف به این باشد که آنها احساسات و ناراحتیهایشان را بیان کنند و در مقابل والدین هم وارد فاز انکار یا فاجعهسازی نشوند. در مقابل باید به بچهها در خانه احساس مسوولیت بدهیم و زندگی دستهجمعی را با هم تجربه کنیم. اینکه مثلا مراقبت از سالمندان را به آنها بسپاریم یا کارهای دیگری که اسباب سرگرمی آنها باشد، به این ترتیب آنها یک روتین و برنامه روزانه دارند که بر اساس آن کارهایشان را انجام میدهند.
این روانشناس سومین گروه سنی بالای ۱۲سال یعنی متوسطه اول و دوم عنوان کرده و می گوید: ما باید از فرزندانمان در این گروه سنی بخواهیم که نگاه انتقادی و تحلیلی داشته باشند، هر خبری که میخوانند و هر تصویری که میبینند واقعیت ندارد و باید ارتباط بین خبرها را پیدا کنند.
به گفته میرابوالفتحی گرچه مدیریت این وضعیت برای بزرگسالان بسیار سخت است، اما ما باید مسوولیت خودمان را داشته باشیم و این وضعیت را به امری قابل پذیرش و قابل تحمل برای خود و فرزندانمان تبدیل کنیم. توصیه من به بزرگترها این است که در کنار بچهها باشند و به جای چک کردن مدام اخبار برای آنها وقت بگذارند. در ابتدا این کار بسیار سخت و دشوار خواهد بود، اما بازی کردن، کتاب خواندن و فعالیت با بچهها میتواند به منبع آرامش هم برای والدین و هم برای بچهها بدل شود.