درددل یک ناشر در شرایط بحران اقتصادی
هر روز باید منتظر قیمت دلار باشیم
همه اینها، تیراژ را پایین و پایینتر میآورد، ضمن اینکه خود ما به علت فشار اقتصادی ناچار شدیم انبار دو هزار متریمان را واگذار و به انباری ۵۰۰ متری اکتفا کنیم که همین هم به عنوان عاملی ثانویه بر کاهش تیراژمان اثر میگذارد. در مجموع و برای روشنتر شدن موضوع به زبانی ساده، ما اگر امروز، فرضا سه وانت کتاب از انبارمان به فروشگاه بیاوریم و همه آن سه وانت همین امروز به فروش برسد، با پولش میتوانیم یک وانت کتاب چاپ کنیم.»
او با ذکر نمونههایی، برای ملموستر شدن آنچه اتفاق افتاده است، ادامه میدهد: «به عنوان مثال، ما جدیدترین چاپ «جنایات و مکافات» با ترجمه اصغر رستگار را که پیشتر ۶۰۰ هزار تومان میفروختیم، هماکنون با تیراژ ۳۰۰ تایی، ۹۰۰ هزار تومان قیمت گذاشتهایم. درحالیکه اگر بخواهیم با کاغذی که امروز میخریم قیمت بگذاریم حداقل باید ۱میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بشود. در وضعیتی که خریدار از پس پرداخت هزینه همان چاپ ۹۰۰هزار تومانی هم برنمیآید برای فروش چاپ جدید باید چشمانتظار دست دادن خوشبختی بود.
در مثالی دیگر، ما زمانی «در آستانه» احمد شاملو را با تیراژ ۵۰ هزار تایی چاپ میکردیم یا مجموعه اشعار سیمین بهبهانی را با تیراژ ۱۱ هزار تایی، درحالیکه اگر احمد شاملو در قید حیات بود و همین امروز صبح تازهترین اثرش را برای چاپ به ما میسپرد نمیتوانستیم با تیراژی بیش از هزار تا چاپش کنیم. پس فارغ از آمار اصطلاحا رسمی که تعداد ناشران را ۲۵هزار عنوان میداند، همین ۱۵۰، ۲۰۰ ناشر فعال یا فعالیت خود را کاهش دادهاند یا متوقف کردهاند. ما هم، با مکافات بسیار و با کمترین تیراژ، ۳۰۰، ۲۰۰، ۱۰۰ عنوان، مشغول کار هستیم.»