پشت‌پرده آمار تلفات تصادفات

 گزارش مرکز پژوهش‌ها تصریح می‌کند که استانداردهای فعلی عمدتا بر برخی سناریوهای محدود تمرکز دارند، درحالی‌که الگوی واقعی تصادف در ایران نیازمند افزودن استانداردهای تکمیلی و سختگیرانه‌تر است؛ به‌ویژه در حوزه برخورد کامل از روبه‌رو، برخورد جانبی با مانع سخت مانند ستون و همچنین الزامات ایمنی ویژه خودروهای برقی در برخورد از عقب. اهمیت این موضوع از آنجا دوچندان می‌شود که سهم قابل‌توجهی از تلفات رانندگی در کشور مربوط به ضربات مستقیم به اتاق سرنشین است؛ جایی‌که ضعف در طراحی سازه یا نبود سامانه‌های ایمنی فعال و غیرفعال می‌تواند فاصله میان جراحت و مرگ را رقم بزند.

 به‌این‌ترتیب جدولی که در مورد نحوه برخورد خودروها در ایران توسط بازوی پژوهشی مجلس منتشر‌شده، نقشه‌ای از نقاط ضعف ایمنی ناوگان خودرویی کشور است؛ نقشه‌ای که می‌تواند مبنای بازنگری در استانداردهای ۸۵گانه، الزامات طراحی پلتفرم و حتی سیاستگذاری واردات و تولید خودرو قرار گیرد. بررسی‌ها نشان می‌دهد؛ تمرکز صرف بر تعداد کشته‌ها بدون‌توجه به «نوع برخورد» می‌تواند سیاستگذار را در مسیر اشتباه هدایت کند، زیرا راهکار کاهش تلفات در تصادف جلو به جلو با راهکار کاهش تلفات در برخوردهای جانبی یا عقب کاملا متفاوت است، بنابراین تحلیل جهت برخورد، حلقه واسط میان آمار تصادفات و سیاست ایمنی خودرو به‌شمار می‌رود و می‌تواند مسیر مداخلات فنی و مقرراتی را دقیق‌تر کند. 

به‌طور کلی آزمون‌های اجباری در چهار دسته اصلی ایمنی در‌برابر تصادفات از روبه‌رو، ایمنی در تصادفات جانبی، ایمنی عابران پیاده در تصادفات و نیز ایمنی خودرو تقسیم‌بندی می‌شود. وضعیت بازار داخلی هر کشور در قبال ایمنی خودرو تحت‌تاثیر حمایت هم‌زمان از مصرف‌کننده و تولید‌کنندگان خودرو است. برای نمونه، هند باتوجه‌ به محدودیت‌های اقتصادی خریداران داخلی، با نگاهی واقع‌بینانه در قبال ایمنی خودرو، استانداردهای الزامی را تا حدود زیادی سهل‌گیرانه وضع کرده‌است تا تولیدات خودروسازان داخلی مختل نشود.

 این در شرایطی است که در این کشور، براساس برنامه‌ریزی صورت‌گرفته، به‌تدریج سطوح استانداردهای الزامی ایمنی خودروها ارتقا خواهد یافت تا در نهایت هم‌تراز کشورهای پیشرفته شود، اما ایالات‌متحده آمریکا با اختلاف زیاد نسبت به سایر کشورها بیشترین تعداد آزمون استاندارد اجباری ایمنی در تصادف از روبه‌رو را به خود اختصاص داده‌است. در این میان، ویژگی منحصربه‌فرد در استانداردهای ایمنی اجباری تصادف از روبه‌رو در ایالات‌متحده، آزمون تصادف در حالت بدون بستن کمربند ایمنی در محدوده سرعت ۴۰-۳۲‌کیلومتر بر ساعت است که نشان از عدم‌پذیرش جامع فرهنگ بستن کمربند ایمنی در این کشور دارد. 

استانداردهای الزامی تصادف در کشور چین به‌طور مستقیم تحت‌تاثیر و الگوبرداری شده از استانداردهای ایمنی تصادفات اروپایی است؛ اما افزون‌بر آنها، آزمون ایمنی خودرو در واژگونی هم مطابق با استاندارد ایالات‌متحده و همچون ایالات‌متحده در استانداردهای اجباری آن کشور گنجانده شده‌است که این موضوع باتوجه‌به نوپا‌بودن بیشتر استانداردهای خودرویی چین تا حدودی شگفت‌آور است و نشان از رویکرد چین به‌دستیابی در ایمنی خودرو در بازارهای جهانی دارد.طبق گزارش بازوی پژوهشی مجلس در اروپا نیز استاندارد ایمنی عابرپیاده مورد تاکید قرار گرفته‌است.

 غلبه برخوردهای جلویی در الگوی تصادف 

بر اساس جدول منتشرشده، بیشترین سهم از تصادفات ثبت‌شده مربوط به برخورد «جلو به جلو» است. این نوع برخورد از نظر تعداد وقوع حدود ۱۱.۳درصد کل تصادفات خسارتی، جرحی و فوتی را شامل می‌شود و از نظر تعداد متوفیان نیز سهمی بسیار قابل‌توجه دارد. در این نوع تصادف، انرژی ضربه به‌صورت مستقیم به بخش جلوی خودرو و در نتیجه به اتاق سرنشین منتقل می‌شود. اگر ساختار جلوی خودرو، ستون‌ها و شاسی توان جذب و توزیع مناسب انرژی را نداشته باشند، احتمال مرگ سرنشینان به‌شدت افزایش می‌یابد. سهم بالای کشته‌ها در این نوع برخورد نشان می‌دهد؛ هنوز فاصله محسوسی میان سطح ایمنی سازه‌ای خودروهای در حال تردد با استانداردهای روز دنیا وجود دارد، پس از آن، برخورد «جلو به عقب» با سهمی نزدیک به ۳۳‌درصد از کل تصادفات، پرتکرارترین سناریوی تصادف در کشور است. 

هرچند در نگاه اول تصور می‌شود برخورد از عقب شدت کمتری نسبت به برخوردهای روبه‌رو دارد، اما آمار متوفیان نشان می‌دهد؛ این نوع تصادف نیز به‌ویژه در سرعت‌های بالا می‌تواند مرگبار باشد. در برخورد جلو یک خودرو با عقب خودروی دیگر، اگر اختلاف سرعت زیاد باشد، سرنشینان خودروی جلویی در معرض ضربات شدید گردنی و مغزی قرار می‌گیرند و سرنشینان خودروی ضربه‌زننده نیز با ریسک بالای آسیب مواجه می‌شوند. فراوانی بالای این نوع تصادف معمولا با عواملی مانند فاصله طولی نامناسب، حواس‌پرتی راننده و ضعف سامانه‌های ترمز و هشدار برخورد مرتبط است. 

دسته مهم دیگر، برخوردهای «جلو با پهلو» است که در جدول در دو ردیف جداگانه (جلو به پهلوی راست و جلو به پهلوی چپ) آمده‌است. مجموع این دو حالت بیش از ۱۷‌درصد از کل تصادفات را تشکیل می‌دهد. این نوع تصادف به‌طور خاص خطرناک است، زیرا ضربه از ناحیه‌ای وارد می‌شود که فاصله بسیار کمتری تا سرنشین دارد و نواحی جانبی خودرو ذاتا فضای جذب انرژی محدودتری نسبت به جلو دارند. 

در بسیاری از خودروهای قدیمی‌تر یا ارزان‌تر، تقویت سازه جانبی، ایربگ‌های پرده‌ای و جانبی یا تیرهای تقویتی درها به اندازه کافی پیشرفته نیست؛ به همین‌دلیل شدت جراحات در برخوردهای جانبی معمولا بالاست. آمار جدول ارائه‌شده در این زمینه نشان می‌دهد؛ پس از این سه گروه اصلی، سایر انواع برخورد مانند عقب به جلو، برخوردهای پهلو به پهلو یا برخورد با وسیله ثابت، هریک سهم به‌مراتب کمتری از کل تصادفات و تلفات را شامل می‌شوند، با این‌حال برخورد با «وسیله ثابت» نیز با سهمی قابل‌توجه در رده‌های بعدی قرار دارد و از نظر شدت آسیب، در بسیاری موارد هم‌سطح برخوردهای مستقیم است؛ زیرا جسم ثابت عملا تمام انرژی ضربه را به خودرو بازمی‌گرداند. از منظر توزیع تلفات میان راننده و سرنشین نیز الگوی جالبی در جدول دیده می‌شود. در برخوردهای مستقیم جلو به جلو، سهم رانندگان درمیان متوفیان بالاتر است که نشان‌دهنده تمرکز انرژی ضربه در نیمه جلویی کابین است. در مقابل، در برخی برخوردهای جانبی یا زنجیره‌ای، سهم سرنشینان نیز افزایش می‌یابد. این موضوع اهمیت تجهیز خودرو به ایربگ‌های چندگانه، کمربندهای ایمنی پیش‌کشنده و سامانه‌های توزیع نیروی ضربه را برجسته می‌کند.

 مرکز پژوهش‌های مجلس با اتکا به همین الگوی آماری نتیجه‌گیری کرده که استانداردهای فعلی پاسخگوی پرتکرارترین سناریوهای تصادف نیست. در حال‌حاضر بخش مهمی از الزامات اجباری بر پایه استانداردهای قدیمی‌تر مانند ۹۴R و ۹۵R تعریف‌شده که عمدتا سناریوهای محدودتری از برخورد را پوشش می‌دهد، درحالی‌که داده‌های واقعی تصادف در ایران نشان می‌دهد لازم است استانداردهای جدیدتری به فهرست الزامات افزوده شود.

 در این میان سه استاندارد پیشنهادی مورد تاکید قرارگرفته‌است: نخست، استاندارد ۱۳۷R مربوط به «برخورد کامل از روبه‌رو» که آزمون سختگیرانه‌تری نسبت به تست‌های قبلی است و کل عرض جلوی خودرو را درگیر ضربه می‌کند. دوم، استاندارد ۱۳۵R مربوط به «برخورد جانبی با ستون» که یکی از مرگبارترین سناریوهای تصادف شهری محسوب می‌شود، زیرا سطح تماس کوچک و تمرکز انرژی بسیار بالاست. سوم، استاندارد ۱۵۳R که به ایمنی سیستم توان الکتریکی در خودروهای برقی هنگام برخورد از عقب می‌پردازد و با توجه به رشد تدریجی خودروهای برقی، اهمیت پیشگیرانه دارد. در نهایت اینکه گزارش مرکز بازوی پژوهشی مجلس(که بخشی از آن در صفحه ۱۶ روز دوشنبه روزنامه دنیای‌اقتصاد منتشر شد) بر این نکته تاکید دارد که اگر هدف کاهش مرگ‌ومیر جاده‌ای است، تمرکز باید از صرف شمار تصادفات به ماهیت و جهت برخورد تغییر کند. خودروسازان باید ملزم شوند سازه جلویی و جانبی محصولات خود را متناسب با سناریوهای پرتکرار تصادف در ایران تقویت کنند. 

همچنین نهادهای ناظر باید به‌جای اتکا به حداقل استانداردها، به سمت همگرایی با پروتکل‌های به‌روز جهانی در آزمون‌های تصادف حرکت کنند.در کنار الزامات فنی، این داده‌ها برای حوزه ایمنی راه و آموزش رانندگی نیز کاربرد دارد. فراوانی بالای برخوردهای جلو به عقب بر نقش فاصله ایمن، سامانه‌های هشدار برخورد جلو، ترمز اضطراری خودکار و مدیریت سرعت تاکید می‌کند. سهم بالای برخوردهای جانبی نیز اهمیت ایمن‌سازی تقاطع‌ها، بهبود دید راننده و کنترل عبور و مرور را برجسته می‌سازد.