تفاوت فاحش نظر مخاطبان با منتقدان درباره مستند «ملانیا»؛
قهرمان رسمی اختلاف امتیازها
طبق دادههایی که در گزارشها آمده، «ملانیا» در راتنتومیتوز امتیاز ۹۹درصدی از سوی مخاطبان و تنها ۷ درصد از سوی منتقدان دریافت کرده است؛ شکافی ۹۲ امتیازی که ابتدا تلاش شد از سوی روابط عمومی راتنتومیتوز کماهمیت جلوه داده شود. گزارشها حاکی است چنین اختلافهایی در مورد فیلمهایی که بهطور مشخص برای مخاطبان محافظهکار ساخته میشوند، پدیدهای تکرارشونده است.
بهعنوان نمونه، به فیلم «ریگان» محصول ۲۰۲۴ با بازی دنیس کواید اشاره شده که در آن منتقدان امتیاز ۱۸درصدی داده بودند، اما امتیاز مخاطبان به ۹۸درصد رسیده بود. با این حال، «ملانیا» از این هم فراتر رفته و عملا به یک رکورد تاریخی در اختلاف ارزیابیها تبدیل شده است.
این اختلاف امتیاز نه صرفا بهعنوان یک اتفاق سینمایی، بلکه بهعنوان نمونهای از شکاف سیاسی آمریکا تفسیر شده است. روایت این است که «ملانیا» مورد پسند تماشاگرانی است که بسیاری از آنها رأیدهندگان یا هواداران ترامپ بودهاند و همزمان از سوی منتقدانی رد شده که بخش عمدهشان در جناح سیاسی دیگری قرار دارند. نتیجه این دوگانگی، تبدیل شدن «ملانیا» به «قهرمان رسمی اختلاف امتیازها» است؛ رکوردی که بیشتر شبیه یک آزمایش اجتماعی به نظر میرسد تا موفقیت سینمایی.نکته کلیدی دیگر، به سیاست نمایش فیلم برمیگردد. در گزارشها آمده که آمازون/امجیام از نمایش «ملانیا» برای منتقدان خودداری کرده و بهطور مشخص، منتقدان و رسانهها مجبور شدهاند در روز افتتاحیه بلیت بخرند تا بتوانند فیلم را ببینند و نقد کنند. این تصمیم، بهعنوان یکی از دلایل مهم شکلگیری شکاف ارزیابیها مطرح شده است؛ زیرا در چنین شرایطی، فیلم پیش از آنکه وارد چرخه نقد حرفهای شود، با موج مخاطبانی روبهرو شده که از ابتدا آمادهاند از آن دفاع کنند.کسانی که برای دیدن فیلم بلیت خریدهاند، از پیش آماده بودند که مستند را دوست داشته باشند و آن را در راستای حمایت از ملانیا ترامپ و فضای سیاسی نزدیک به رئیسجمهور آمریکا ببینند. این در حالی است که منتقدان «ملانیا» را اثری «بیمزه، کسلکننده، تبلیغاتی و بیاندازه سطحی» توصیف کردهاند.
در نقدی که در وبسایت وارپ منتشر شده، گفته میشود این فیلم تقریبا دوساعته «شکنجهای خودستایانه» است که ۲۰ روز منتهی به دومین مراسم تحلیف دونالد ترامپ را از زاویه دید ملانیا ترامپ دنبال میکند. این منتقد به این نکته هم اشاره میکند که فیلم شامل تصاویر مراسم خاکسپاری جیمی کارتر است اما به گفته او، در روایت فیلم هیچ توجهی به کارتر بهعنوان یک انسان یا رئیسجمهور وجود ندارد و این مراسم صرفا بهانهای است برای آنکه ملانیا از مادر درگذشتهاش یاد کند.
در بخشهای دیگر نقد، رتنر بهعنوان فیلمسازی معرفی میشود که توانایی ساخت مستند جدی را ندارد و نگاه انسانی و ظرافت لازم را در کارنامهاش نشان نداده است. از سوی دیگر، این منتقد تاکید میکند که فیلم بهرغم دسترسی گسترده و «بیسابقه» به زندگی و فضای داخلی یک بانوی اول، حتی نتوانسته تعامل انسانی و باورپذیر میان دونالد و ملانیا ترامپ ثبت کند. در روایت منتقد، فیلم نهتنها تصویری بهتر از این زوج نمیسازد، بلکه عملا نشان میدهد که رابطهای سرد و بیتفاوت میان آنها جریان دارد.
در جمعبندی، «ملانیا» در این نقد بهعنوان پروژهای معرفی میشود که بیشتر از آنکه یک فیلم باشد، به «نماد» تبدیل شده است: نماد شکاف فرهنگی و سیاسی آمریکا، نماد سینمایی که در میدان جنگ ایدئولوژیک ساخته میشود، و نماد سازوکاری که در آن یک فیلم میتواند همزمان نزد یک طیف «ستایش» شود و نزد طیف دیگر «منفور» بماند.