«دنیایاقتصاد» توصیه کلیدی روانشناس آمریکایی برای کسبوکارهای درگیر «ریسک و تنش» را بررسی میکند
تابآوری ۴ مرحلهای صنعت ساختمان
شرکتهای ساختمانی در اولین مواجهه با «شرایط ضدسرمایهگذاری» باید «درک کامل» از شرایط بهدست بیاورند
در چنین وضعیتی، نگاه به آینده صنعت ساختمان تغییر کرده است. تمرکز بسیاری از فعالان این حوزه از برنامهریزیهای توسعهمحور فاصله گرفته و معطوف به حفظ جریان فعالیت، کاهش آسیبپذیری و عبور از دورههای پرتنش شده است. مساله اصلی، یافتن راهی برای ادامه دادن در شرایطی است که ثبات در آن به یک متغیر غیر قابل دسترس تبدیل شده است.
این جابهجایی، زمینه طرح مفاهیمی همچون «تاب آوری» را فراهم کرده که پیشتر بیشتر در حوزه فردی یا روانشناختی به کار میرفتند. مفهومی که بهتدریج وارد ادبیات کسبوکار شده و حالا برای صنعتی مانند ساختمان، بیش از گذشته معنا پیدا کرده است. صنعتی که اگر نتواند خود را با محیط ناپایدار سازگار کند، با خطر فرسایش تدریجی و از دست دادن توان ادامه فعالیت مواجه خواهد شد.
بحرانهای فعلی صنعت ساختمان ایران
صنعت ساختمان ایران سالهاست در معرض مجموعهای از فشارهای همزمان قرار دارد؛ از رکود مزمن مسکن و افت قدرت خرید متقاضیان گرفته تا نوسانات شدید اقتصادی، بیثباتی سیاستگذاری، محدودیتهای تامین مالی و افزایش هزینههای ساخت. این صنعت، که یکی از پیشرانهای اصلی اقتصاد محسوب میشود، بیش از هر زمان دیگری با «عدمقطعیت» مواجه است؛ شرایطی که نه امکان برنامهریزی بلندمدت را فراهم میکند و نه چشمانداز روشنی از آینده پیشروی فعالان آن قرار میدهد.
صنعت ساختمان ایران در سالهای اخیر با بحرانی عمیق و چندلایه مواجه شده است که دیگر محدود به رکود مقطعی نیست و تمام ساختار اقتصادی این بخش را درگیر کرده است. فشارهای تورمی، نوسانات ارزی، کاهش قدرت خرید خانوارها و افزایش مداوم هزینههای مصالح، توان تولید و سرمایهگذاری را تضعیف کرده و بازسازی ظرفیتهای این صنعت را به چالشی جدی تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، مفهوم تابآوری بهعنوان محور اصلی تحلیل و عمل برجسته میشود، زیرا تابآوری به معنای توانایی سیستم برای ادامه کارکرد، انطباق با شرایط متغیر و بازیابی ظرفیت پس از بحران است.
بازار مسکن ایران نیز در دهههای اخیر شاهد رشد چندبرابری قیمت نسبت به درآمد خانوارها بوده است، امری که تقاضای مصرفی را محدود کرده و سرمایهگذاریهای بالقوه در این بخش را نیز کاهش داده است. کاهش قدرت خرید خانوارها و محدود شدن پسانداز آنها باعث شده تقاضای واقعی برای مسکن به شدت فشرده شود و بسیاری از پروژههای تولید و عرضه مسکن به دلیل ریسک بالای اقتصادی متوقف باقی بمانند. در کنار این، نوسانات شدید قیمت مصالح ساختمانی، از فولاد و سیمان گرفته تا کاشی، شیشه و تجهیزات جانبی، فشار مضاعفی بر سازندگان وارد میکند و ریسک سرمایهگذاری در پروژههای ساختمانی را افزایش میدهد.
ضعف نظام تامین مالی نیز تابآوری این صنعت را کاهش داده است. در بسیاری از موارد، شبکه بانکی قادر به ارائه تسهیلات بلندمدت و موثر نیست و نرخهای واقعی بهره، پروژههای ساختمانی را از لحاظ اقتصادی غیرقابل توجیه میکند. نبود ابزارهای نوین مالی مانند صندوقهای زمین و ساختمان یا اوراق رهنی، به شکنندگی این بخش دامن زده و توان سرمایهگذاری بخش خصوصی را محدود کرده است. همزمان، بهرهوری پایین و عقبماندگی فناوری، ناشی از اتکای گسترده به روشهای سنتی، فرسودگی ماشینآلات و محدودیت دسترسی به تکنولوژیهای نوین، هزینه تمامشده را افزایش داده و کیفیت ساخت را کاهش داده است.
در چنین فضایی، ادامه فعالیت دیگر صرفا به معنای افزایش تولید یا عبور موقت از بحران نیست، بلکه به توانایی «دوام آوردن»، «خم شدن بدون شکستن» و بازگشت به وضعیت پایدار گره خورده است. همین درک، محور اصلی همایش صنعت ساختمان در دیماه امسال بود که به میزبانی گروه رسانهای «دنیای اقتصاد» و انجمن صنعت ساختمان ایران برگزار شد؛ که در آن، هدف صنعت ساختمان را برای سال آینده «تابآوری» اعلام کرد. هدفی که در واقع، پاسخی به واقعیتهای سخت محیط فعالیت این صنعت است.
در این همایش، پژمان جوزی رئیس انجمن صنعت ساختمان نیز بر ضرورت تغییر نگاه به آینده صنعت ساختمان تاکید کرد؛ نگاهی که بهجای انتظار برای بهبود ناگهانی شرایط، بر سازگاری فعال با محیط ناپایدار، افزایش انعطافپذیری و حفظ توان بقا تمرکز دارد. از این منظر، تابآوری پیششرط ادامه حیات صنعت ساختمان در دورهای است که شوکهای اقتصادی و سیاسی به بخشی از واقعیت روزمره آن تبدیل شدهاند. تجربههای بینالمللی نشان میدهد کشورهایی که توانستهاند با نوسانات بازار مسکن و بحرانهای اقتصادی مقابله کنند، علاوه بر اینکه زیرساختهای اقتصادی و قانونی خود را مقاوم کردهاند، حتی رفتارهای انعطافپذیر بخش خصوصی و مدلهای تامین مالی نوین را نیز در عمل پیادهسازی کردهاند.
تابآوری چه هست و چه نیست؟
اما تابآوری دقیقا به چه معناست و چه تفاوتی با مفاهیمی چون تحمل، خوشبینی یا امید دارد؟ پاسخ به این پرسش را میتوان در کتاب «تابآوری» از مجموعه هوش هیجانیهاروارد بیزنس ریویو، با تالیف دنیل گولمن و ترجمه نسیم بنایی، عضو تحریریه روزنامه «دنیای اقتصاد» جستوجو کرد. کتابی که تابآوری را مهارتی آموختنی معرفی میکند نه یک ویژگی ذاتی.
تابآوری، مفهومی که سالها بیشتر در حوزه روانشناسی و فردی مطرح بود، حالا وارد ادبیات کسبوکار و صنایع شده است. کتاب «تابآوری» نوشته دنیل گولمن، روانشناس و نویسنده شناختهشده آمریکایی، یکی از آثار مهم در حوزه روانشناسی کاربردی است که به توانایی انسانها در مواجهه با فشارهای زندگی و بازگشت به وضعیت عادی پس از بحرانها میپردازد.
گولمن در کتاب، چرخهای چهارمرحلهای برای تابآوری ارائه میدهد که نشان میدهد تابآوری چگونه عملی میشود. مرحله اول، توجه به بحران و ارزیابی واقعی شرایط است. این مرحله شامل شناسایی دقیق مشکل و پذیرش واقعیات بدون انکار یا توهم خوشبینی است. مرحله دوم، مدیریت واکنشهای هیجانی است؛ اضطراب و خشم طبیعی هستند، اما باید مهارت کنترل هیجانات توسعه یابد تا توان تصمیمگیری و تمرکز مختل نشود. مرحله سوم، بازسازی و یافتن راهحلهای عملی است. این مرحله شامل خلاقیت، تحلیل مسائل و انتخاب مسیرهای عملی برای پیشروی است. مرحله چهارم، بازگشت به تعادل و یادگیری است. در این مرحله فرد تجربه را تثبیت میکند و مهارتهای تابآوری خود را برای بحرانهای آینده تقویت میکند.
بر اساس این کتاب، تابآوری هیچ ارتباطی با خوشبینی سادهانگارانه ندارد. برخلاف تصور رایج، افراد و سازمانهای تابآور ابتدا واقعیت را آنگونه که هست میپذیرند، نه آنگونه که دوست دارند باشد. در واقع، تابآوری با انکار واقعیت یا خوشبینی بیپایه تفاوت دارد. برای فعال شدن تابآوری، نخست باید واقعیتها را همانگونه که هستند پذیرفت، حتی اگر سخت و نامطلوب باشند. مرحله بعدی، یافتن معنا در تجربهها و شرایط دشوار است؛ معنا میتواند انگیزهای برای عبور از بحرانها و شکلدهی دوباره مسیر باشد. در آخر، اقدام عملی و استفاده از توانمندیهای فردی برای حل مسائل پیچیده، بخش نهایی زنجیره تابآوری را شکل میدهد.
کتاب با ارجاع به اندیشههای ویکتور فرانکل در «انسان در جستوجوی معنا» نشان میدهد که معنا، نقش محوری در تابآوری دارد. معنا، پلی است که انسان و سازمان را از بحران امروز به آیندهای قابل مدیریت متصل میکند. در فقدان معنا، فشارها به فرسودگی و فروپاشی منجر میشوند؛ اما با وجود آن، حتی سختترین شرایط نیز قابل تحمل و قابل تبدیل به فرصت یادگیری خواهند بود.
یکی از نکات مهم گولمن، تمایز بین تابآوری و خوشبینی است. خوشبینی نگرشی ذهنی است که ممکن است بدون ارزیابی واقعیات باعث تصمیمهای غیرواقعبینانه شود، درحالیکه تابآوری، توانایی عملی برای مواجهه با واقعیات سخت، اتخاذ تصمیمهای منطقی و بازیابی توان پس از شکستها است. به عبارت دیگر، تابآوری مجموعهای از مهارتهای فعال است که میتوان آن را تمرین و تقویت کرد، درحالیکه خوشبینی صرفا یک حالت ذهنی است.
یکی دیگر از بخشهای کتاب، توجه به تابآوری سازمانی و اجتماعی است. گولمن نشان میدهد که تابآوری فردی به تنهایی کافی نیست و سیستمهای اجتماعی، سازمانها و نهادها نیز باید انعطافپذیر، پاسخگو و توانمند در برابر بحران باشند. در محیطهای تابآور، خطاها بهعنوان فرصت یادگیری دیده میشوند و فرهنگ پشتیبانی و همکاری بر فضای تصمیمگیری غالب است.
این دیدگاه، برای صنعتی مانند ساختمان اهمیت دوچندان پیدا میکند. صنعتی که با عدمقطعیتهای اقتصادی، تغییرات سیاستی و فشارهای مالی همیشگی مواجه است، نمیتواند بدون چارچوبی برای تابآوری مسیر خود را ادامه دهد. تابآوری، همانطور که دنیل گولمن در کتاب خود نشان میدهد، مجموعهای از توانمندیها و مهارتهایی است که به افراد و سازمانها امکان میدهد در مواجهه با شرایط دشوار و غیرقابل پیشبینی علاوه بر دوام آوردن، به مسیر خود ادامه دهند و حتی از بحرانها برای رشد و یادگیری بهره ببرند. این توانمندیها به هیچوجه با خوشبینی صرف، صبر یا امید اشتباه گرفته نمیشوند؛ تابآوری به پذیرش واقعیتها، یافتن معنا در شرایط چالشی و اقدام هوشمندانه برای حل مسائل وابسته است. افراد و سازمانهای تابآور به جای فرار از مشکلات، آنها را میبینند و با ذهنی هوشیار و آگاه، مسیر ادامه فعالیت را هموار میکنند.
در کتاب گولمن تاکید میشود تابآوری یک ویژگی ذاتی نیست، بلکه مهارتی است که میتوان آن را تقویت کرد. شرکتها، سازمانها و افراد میتوانند با تمرین، آموزش و تجربههای واقعی، ظرفیت تابآوری خود را افزایش دهند و نسبت به شوکها، تغییرات ناگهانی و فشارهای محیطی مقاوم شوند. این مهارت شامل توانایی تحلیل واقعیت، پیشبینی ریسکها و خلق راهحلهای عملی حتی در شرایط محدود است. تابآوری همچنین با معنا یافتن در تجربهها ارتباط دارد؛ افرادی و سازمانهایی که دلیل و هدف فعالیتهای خود را روشن میدانند، فشارهای بیرونی کمتر آنها را از مسیر بازمیدارد و انگیزه و انرژی لازم برای ادامه کار را حفظ میکنند.
کتاب نشان میدهد که تابآوری تنها به تحمل بحرانها محدود نمیشود؛ بلکه شامل توانایی بازیابی انرژی، یادگیری از شکستها و بازخوردها و استفاده از تجربههای دشوار برای بهبود عملکرد است. شرکتهای تابآور سیستمهایی طراحی میکنند که کارکنان بتوانند پس از فشارهای شدید، سریعا بازسازی شوند و پروژهها بتوانند جریان خود را حفظ کنند. این رویکرد باعث میشود که حتی در محیطهای پرریسک و پرنوسان مانند صنعت ساختمان، فعالیتها متوقف نشوند و تصمیمها با آگاهی و انعطاف بیشتری گرفته شوند.
گولمن به بررسی توانایی انسانها در مقابله با فشارها و بحرانها میپردازد و تابآوری را ترکیبی از مهارتها و رفتارهایی میداند که میتوان آنها را پرورش داد. گولمن نشان میدهد افرادی که تابآوری بالاتری دارند، میتوانند با شرایط دشوار بهتر مواجه شوند و مسیرهای خلاقانه برای حل مشکلات پیدا کنند. او تاکید میکند که تابآوری به معنای نادیده گرفتن یا سرکوب احساسات منفی نیست و افراد تابآور ابتدا احساسات خود را میشناسند، آنها را میپذیرند و سپس با تصمیمگیری منطقی و اقدامات موثر بحرانها را مدیریت میکنند.
در کتاب مثالهای مختلفی از زندگی واقعی ارائه شده تا نشان داده شود که تابآوری صرفا یک مفهوم نظری نیست، بلکه مهارتی قابل تمرین و استفاده در موقعیتهای واقعی است. تمرینهای عملی مانند بازتاب احساسات، تمرین ذهنآگاهی، ایجاد اهداف روشن و استفاده از شبکههای حمایتی به افراد کمک میکند تصمیمات آگاهانهتری بگیرند و فشار روانی را بهتر مدیریت کنند.
گولمن همچنین تفاوت تابآوری فردی و جمعی را توضیح میدهد. تابآوری جمعی شامل همدلی، همکاری و ایجاد شبکههای حمایتی است و جوامع یا سازمانها و شرکتهایی که این مهارتها را تقویت میکنند، میتوانند با بحرانها و تغییرات سریع بهتر مواجه شوند. در این چارچوب، تابآوری صرفا به افراد محدود نمیشود و سطح سازمان یا جامعه نیز در آن موثر است.
نگاه واقعبینانه و پذیرش محدودیتها از دیگر ویژگیهای تابآوری است که گولمن بر آن تاکید دارد. افراد و سازمانها با آگاهی از شرایط واقعی و استفاده از منابع موجود، میتوانند تصمیمهای موثر بگیرند و فرآیندهای خود را در برابر نوسانات و فشارها مدیریت کنند. کتاب نشان میدهد تابآوری مهارتی قابل یادگیری است و تمرین و توجه مستمر به آن باعث میشود توانایی مواجهه با بحرانها افزایش یابد و راههای عملی برای مدیریت مشکلات شناسایی شود.
در واقع، تابآوری یک مهارت بنیادین و عملی است که با تمرین، آموزش و حمایت محیطی قابل تقویت است. برخلاف خوشبینی، که اغلب صرفا نگرش ذهنی مثبت است، تابآوری شامل درک واقعیت، کنترل هیجانات و اقدام عملی در شرایط بحرانی است. فرد یا سازمان تابآور، حتی در مواجهه با فشارها و بحرانهای شدید، قادر است توان خود را بازیابی و رشد کند. این کتاب به خواننده نشان میدهد که تابآوری نتیجه تعامل میان ذهن، هیجانات، رفتار و محیط است و میتواند به عنوان ستون اصلی مواجهه با بحرانها و ناملایمات در زندگی فردی و جمعی عمل کند.
صنعت ساختمان چگونه دوام میآورد؟
تمرکز بر تابآوری به معنای بازطراحی ساختارهای صنعتی و بازار مسکن برای مقاومت در برابر شوکها و عدم قطعیتها است. این رویکرد، برخلاف توسعه صرفا کمی، بر ظرفیت سیستم برای بقا، سازگاری و بازسازی تاکید دارد. در عمل، تابآوری شامل چهار بعد اصلی یعنی انعطافپذیری، تنوع، انطباقپذیری و یادگیری است. در شرایط کنونی صنعت ساختمان ایران، مفاهیم تابآوری میتوانند چارچوبی برای برنامهریزی و مدیریت پروژهها ارائه دهند. شرکتها و پیمانکاران باید توانایی مدیریت بحرانها، پیشبینی مشکلات زنجیره تامین و تنظیم منابع را تقویت کنند. داشتن برنامههای جایگزین برای تامین مواد اولیه، ارزیابی مداوم وضعیت بازار و بهرهگیری از راهکارهای عملی برای کاهش تاثیر نوسانات قیمت، از جمله اقدامات مورد بررسی در این مسیر است.
یکی از مولفههای کلیدی تابآوری، «مدیریت هوشمند منابع» است. در صنعت ساختمان، این امر به معنای بهینهسازی مصرف انرژی، مصالح و نیروی انسانی، کاهش ضایعات و افزایش بهرهوری است. به عنوان مثال، استفاده از مصالح جایگزین با دوام بالا و هزینه کمتر، طراحیهای مدولار و پیشساخته، و بهکارگیری فناوریهای دیجیتال در مدیریت پروژه، ظرفیت سیستم را برای ادامه فعالیت حتی در شرایط محدود منابع افزایش میدهد. این اقدامات نه تنها هزینهها را کاهش میدهد بلکه قابلیت پاسخ سریع به تغییرات بازار و تقاضای مسکن را فراهم میآورد.
نقش بازار نیز در تابآوری غیرقابل چشمپوشی است. فشارهای قیمتی، نوسانات ارزی و کاهش قدرت خرید، اگر به شکل سیستماتیک مدیریت نشوند، میتوانند کل زنجیره تامین مسکن را فلج کنند. در این زمینه، ایجاد کانالهای مالی متنوع، تضمین دسترسی به تسهیلات بلندمدت و طراحی قراردادهای مشارکتی میان سازندگان و سرمایهگذاران، میتواند ریسکها را کاهش دهد و تابآوری را تقویت کند. بازارهای مسکن تابآور، علاوه بر اینکه قادر به مقاومت در برابر بحرانها هستند، بعد از شوکها سریعتر بازیابی میشوند و ظرفیت پاسخ به نیازهای آتی جامعه را حفظ میکنند.
همچنین، تابآوری مستلزم تغییر نگرش در سیاستگذاری شهری و توسعهای است. سیاستها باید به جای تمرکز صرف بر رشد کمی، بر تثبیت عملکرد سیستم، کاهش آسیبپذیری و ایجاد سازوکارهای بازخوردی جهت اصلاح خطاها متمرکز باشند. این شامل بازنگری در مقررات صدور مجوز، تسهیل فرآیندهای اداری، حمایت از فناوریهای نو و ارتقای مهارت نیروی انسانی است. تجربه جهانی نشان میدهد که شهرها و کشورهای موفق، آنهایی هستند که «تابآوری» را به جای صرف توسعه به هسته تصمیمگیریها تبدیل کردهاند.
همچنین، شبکههای حمایتی میان شرکتها، انجمنها و نهادهای قانونی از دیگر عناصر تابآوری محسوب میشوند. برقراری ارتباط موثر، به اشتراکگذاری اطلاعات و هماهنگی میان فعالان، شرایطی فراهم میکند که پروژهها در مواجهه با محدودیتها و تغییرات بازار ادامه پیدا کنند. تابآوری جمعی در این زمینه به معنای همدلی و همکاری سازمانها با یکدیگر است و میتواند تاثیر قابلتوجهی بر استمرار فعالیتها داشته باشد.