تحصیلات رسمی چه بلایی سر مطالعه آورده است؟

خواندن عمیق در حاشیه

شماره روزنامه: ۶۴۹۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۲۴۷۴۹۶ فرهنگ و هنر

ایبنا: تحقیقات نشان می‌دهد بسیاری از دانش‌آموزان دبیرستانی آمریکا در طول یک سال تحصیلی فقط یک یا دو کتاب را از ابتدا تا انتها می‌خوانند؛ روندی که زیر فشار آزمون‌های استاندارد، برنامه‌های درسی مبتنی بر گزیده‌خوانی و سلطه محتوای دیجیتال، خواندن عمیق را به حاشیه رانده و نگرانی معلمان و دانشگاهیان را برانگیخته است.

خواندن عمیق در حاشیه

در گزارش نیویورک‌تایمز، معلمان از دانش‌آموزانی می‌گویند که توان نشستن با یک کتاب را از دست داده‌اند. اما پرسش اساسی شاید این نباشد که «چرا نوجوانان حوصله ندارند»، بلکه این باشد که چه چیزی در ساختار آموزش، خواندن را به کاری طاقت‌فرسا تبدیل کرده است. وقتی از سال‌های ابتدایی مدرسه، متن همواره کوتاه، تکه‌تکه و آزمون‌محور است، طبیعی است که کتاب کامل در دبیرستان شبیه دیواری بلند به نظر برسد.

برنامه‌های درسی مبتنی بر گزیده‌خوانی، در ظاهر تنوع می‌آفرینند: ده‌ها نویسنده، ژانرهای مختلف، موضوعات گوناگون. اما این تنوع اغلب به بهای از دست رفتن «عمق» تمام می‌شود. کتاب کامل فقط مجموعه‌ای از صفحات نیست؛ تمرینی است برای دنبال کردن یک منطق روایی، تحمل ابهام، تغییر نظر در طول زمان و زیستن با شخصیت‌ها. چیزی که با خواندن یک فصل یا یک پاراگراف قابل جایگزینی نیست.

این وضعیت بی‌ارتباط با فرهنگ دیجیتال هم نیست. در جهانی که ویدئوهای کوتاه، اسکرول بی‌پایان و پاسخ‌های فوری غالب‌اند، مدرسه به‌جای مقاومت، اغلب خود را با این منطق تطبیق داده است. نتیجه، نسلی است که به‌خوبی می‌تواند «اطلاعات» را مصرف کند، اما در مواجهه با متن‌های بلند، دچار خستگی و گسست می‌شود. همان شکافی که سال‌ها پیش منتقدان آموزش با پرسشی ساده مطرح کردند: چرا بچه‌ها نمی‌توانند بخوانند؟

با‌این‌حال، گزارش نشان می‌دهد که مساله صرفا ناتوانی دانش‌آموزان نیست. هرجا معلمی انتظار را بالا برده، کتابی را جدی گرفته و زمان کافی برای خواندن و گفت‌وگو فراهم کرده، دانش‌آموزان «به موقعیت پاسخ داده‌اند». این نکته مهمی است: علاقه به داستان نمرده، فقط کمتر به آن فرصت داده می‌شود.

کتاب کامل، به‌ویژه در کلاس ادبیات، یک پروژه جمعی است. همه از نقطه‌ای مشترک آغاز می‌کنند و درباره متنی واحد، با تفسیرهای متفاوت، گفت‌وگو می‌کنند. این تجربه، فراتر از مهارت خواندن، نوعی تمرین شهروندی است: شنیدن، مخالفت کردن، تغییر نظر دادن. چیزی که هیچ آزمون استانداردی نمی‌تواند آن را اندازه بگیرد.

شاید مساله اصلی این نباشد که نوجوانان دیگر کتاب نمی‌خوانند، بلکه این باشد که نظام آموزشی، دیگر چندان به خواندن به‌عنوان کنشی زمان‌بر، پرریسک و انسانی باور ندارد. تا وقتی کتاب باید خودش را با منطق سرعت، سنجش‌پذیری و بی‌حاشیه بودن وفق دهد، طبیعی است که ناتمام بماند؛ درست مثل خواننده‌ای که هرگز فرصت نمی‌کند تا به آخر داستان برسد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن