طلا و نقره؛ محافظان پرتفو در زمان ریسک

سروش گرامی

 سروش گرامی، کارشناس بازار سرمایه، با اشاره به شرایط موجود گفت: زمانی که تنش‌های سیاسی، درگیری‌های منطقه‌ای یا شوک‌های اقتصادی رخ می‌دهد، به‌طور کلی دو راهکار اصلی پیش روی سرمایه‌گذاران قرار دارد. نخست حرکت به سمت ابزارها و دارایی‌های پوشش ریسک و دوم استفاده از ابزارهای مالی مشتقه برای محدود کردن زیان‌های احتمالی. به اعتقاد او، بی‌توجهی به این دو مسیر در دوره‌های پرریسک می‌تواند هزینه‌های سنگینی به پرتفو تحمیل کند. او با اشاره به نقش دارایی‌های پایه توضیح داد: برخی دارایی‌ها به‌طور ذاتی نقش محافظ سرمایه را ایفا می‌کنند. کالاها به‌طور کلی، از فلزات گران‌بها مانند طلا و نقره گرفته تا فلزات صنعتی نظیر مس و حتی کالاهایی مانند زعفران، می‌توانند در دوره‌های افزایش ریسک، رفتار متفاوت‌تری نسبت به بازار سهام داشته باشند. این دارایی‌ها به دلیل ماهیت فیزیکی و پیوند با اقتصاد واقعی، در بسیاری از مواقع به‌عنوان پناهگاه سرمایه مورد توجه قرار می‌گیرند.

این کارشناس بازار سرمایه در ادامه به ابزارهای مشتقه اشاره کرد و افزود: راهکار دوم که کمتر مورد توجه سرمایه‌گذاران خرد قرار می‌گیرد، استفاده از ابزارهایی مانند اختیار معامله است. اگر فردی پرتفویی کاملا سهامی دارد یا حتی با اعتبار در بازار فعالیت می‌کند، می‌تواند به‌صورت دوره‌ای، مثلا ماهانه یا هر دو ماه یک‌بار، اقدام به خرید اختیار فروش کند. این اقدام در عمل شبیه بیمه‌کردن سبد سهام است؛ به این معنا که سرمایه‌گذار از پیش کف زیان خود را مشخص می‌کند و در صورت ریزش شدید بازار، امکان فروش دارایی با قیمتی معین را خواهد داشت. گرامی تاکید کرد: در سناریویی که بازار دچار ریزش یا حتی فروپاشی کوتاه‌مدت می‌شود، وجود اختیار فروش باعث می‌شود سرمایه‌گذار بداند در بدترین حالت، چند درصد پایین‌تر از قیمت فعلی، خریدار قطعی برای دارایی او وجود دارد. همین موضوع از نظر روانی نیز نقش مهمی در کنترل هیجانات و جلوگیری از تصمیم‌های احساسی ایفا می‌کند. او در بخش دیگری از صحبت‌های خود به اهمیت افق سرمایه‌گذاری پرداخت و توضیح داد: ترکیب دارایی‌ها کاملا وابسته به این است که سرمایه‌گذار چه چشم‌اندازی برای سرمایه خود دارد. اگر افق سرمایه‌گذاری بلندمدت باشد، همچنان می‌توان گفت بازار سهام با وجود تمام ریسک‌های فعلی، ظرفیت خلق ارزش دارد و نباید به‌طور کامل از آن فاصله گرفت. اما برای سرمایه‌گذاری‌های کوتاه‌مدت، به‌ویژه زیر یک سال، شرایط متفاوت است و لازم است وزن سهام در پرتفو کاهش پیدا کند، حتی اگر از منظر ارزندگی جذاب به نظر برسد. این تحلیلگر بازار سرمایه در ادامه به وضعیت بازار طلا اشاره کرد و گفت: طلا هم در شرایط فعلی بدون ریسک نیست. رشد سریع قیمت‌های جهانی و رسیدن به سطوحی مانند ۵هزار دلار، در کنار نرخ‌های بالای ارز در داخل کشور، از جمله دلار ۱۴۰ هزار تومانی، باعث شده سرمایه‌گذاری در طلا نیز نیازمند احتیاط بیشتری باشد. به بیان دیگر، طلا همچنان دارایی مهمی در پوشش ریسک است، اما نمی‌توان آن را بدون در نظر گرفتن نوسانات و ریسک‌های خاص خودش وارد پرتفو کرد. گرامی در جمع‌بندی صحبت‌های خود تاکید کرد: برای پرتفو‌هایی که افق سرمایه‌گذاری آنها کوتاه‌مدت است، حتی می‌توان سهم طلا را به بیش از ۵۰ درصد رساند تا از نوسانات شدید بازار سهام در امان بود. در مقابل، برای پرتفو‌های بلندمدت، ترکیب متنوع‌تری از سهام، کالا و ابزارهای پوشش ریسک منطقی‌تر است. به اعتقاد او، اصل اساسی در شرایط فعلی نه پیش‌بینی دقیق بازار، بلکه مدیریت ریسک و انطباق استراتژی سرمایه‌گذاری با واقعیت‌های متغیر اقتصاد و سیاست است.

طلا؛ انتخاب اول سرمایه‌گذاران در شرایط بحران

مهدی ساسانی

مهدی ساسانی، کارشناس بازارهای مالی به بازار طلا پرداخت و گفت: قیمت طلا به‌طور مشخص بر اساس دو مؤلفه اصلی، یعنی نرخ دلار و قیمت اونس طلای جهانی تعیین می‌شود. نوسانات طلای جهانی عمدتا از شرایط بین‌المللی، تنش‌های سیاسی، بحران‌های نظامی و سیاست‌های پولی اقتصادهای بزرگ تاثیر می‌گیرد و نمی‌توان انتظار داشت صرفا از متغیرهای داخلی اثر بپذیرد. به همین دلیل، در دوره‌هایی که ریسک‌های سیاسی افزایش پیدا می‌کند و فضا ملتهب می‌شود، طلا می‌تواند جایگاه مناسبی برای حفظ سرمایه و کاهش ریسک‌های اقتصادی سرمایه‌گذاران داشته باشد.

او با اشاره به روندهای جهانی افزود: اتفاقاتی که امروز در سطح جهان شاهد آن هستیم باعث شده قیمت هر اونس طلای جهانی به محدوده‌های بسیار بالایی نزدیک شود و حتی صحبت از اعداد نزدیک به 5هزار دلار نیز مطرح باشد. در چنین شرایطی، حتی اگر بانک مرکزی و رئیس جدید آن تلاش کنند نرخ دلار را در محدوده‌های فعلی کنترل کنند و اجازه رشد شدید به آن ندهند، رشد قیمت طلای جهانی به‌تنهایی می‌تواند موجب افزایش قیمت طلای داخلی شود و این همسویی اجتناب‌ناپذیر است. این کارشناس ادامه داد: در حال حاضر، هم در سطح منطقه خاورمیانه و هم در فضای داخلی کشور، با ابهامات سیاسی و حتی نظامی مواجه هستیم. همین موضوع باعث شده شفافیت سرمایه‌گذاری کاهش پیدا کند و بسیاری از افراد نتوانند چشم‌انداز کوتاه‌مدت روشنی برای دارایی‌های خود ترسیم کنند. در چنین فضایی، تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری بیشتر به سمت محافظه‌کاری سوق پیدا می‌کند. ساسانی با تفکیک بازارها توضیح داد: اگر بازارها را به دو دسته نقدشونده و غیرنقدشونده تقسیم کنیم، در شرایط فعلی بازارهای نقدشونده مانند طلا، سهام و حتی اوراق بدهی بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند. با این حال، باید توجه داشت که بازار سهام در ماه‌های اخیر رشد قابل‌توجهی را تجربه کرده و بسیاری از سهامداران تجربه چنین رشدهای ممتدی را نداشته‌اند. بنابراین طبیعی است که با افزایش ریسک‌ها و تشدید فضای نااطمینانی، بازار سرمایه با فشار فروش مواجه شود؛ موضوعی که نمونه آن را در معاملات اخیر نیز مشاهده کردیم.

او تاکید کرد: در مقابل، بازار طلا و نقره معمولا در زمان افزایش ریسک‌ها با رشد تقاضا روبه‌رو می‌شوند. وابستگی این دو بازار به شرایط ملتهب سیاسی و اقتصادی تقریبا مستقیم است و هرچه سطح ریسک بالاتر می‌رود، تمایل سرمایه‌گذاران برای حرکت به سمت این دارایی‌ها افزایش پیدا می‌کند. به بیان دیگر، زمانی که ریسک‌ها تشدید می‌شود، قیمت طلا نیز مستعد رشد خواهد بود.

ساسانی در پایان گفت: آنچه امروز در رفتار سرمایه‌گذاران دیده می‌شود، تمرکز بر حفظ ارزش سرمایه است نه لزوما کسب بازدهی بالا. عملکرد صندوق‌ها در هفته پایانی دی‌ماه نیز این موضوع را تایید می‌کند؛ جایی که صندوق‌های سهامی رشد قابل‌توجهی ثبت نکردند و میانگین بازدهی آنها در محدوده یک درصد بود و صندوق‌های درآمد ثابت نیز بازدهی کمتری داشتند. این شرایط نشان می‌دهد اقبال فعلی به طلا بیشتر با هدف حفظ ارزش ریالی دارایی‌هاست، هرچند افزایش نرخ دلار و رشد طلای جهانی می‌تواند در ادامه به افزایش قیمت طلا نیز منجر شود. به اعتقاد او، بهتر است چند روزی صبر کرد تا شرایط به ثبات نسبی بازگردد، دسترسی به داده‌های اقتصادی بهبود پیدا کند و سپس تصمیم‌گیری آگاهانه‌تری درباره سرمایه‌گذاری انجام شود.