ماجراهای یک ستاره یاغی؛
وجوه رامیــن
درست است که دوران حرفهای رضاییان با کوچهای متعدد و حواشی فراوانی همراه بوده اما حداقل برای ژورنالیستها جالب بودهاست؛ البته منظور شرایط عادی است و نه موقعیت فعلی جامعه. رامین رضاییان در هر وجهی، چند چهره متفاوت از خودش نشانداده که باعث میشود گاهی اوقات مورد ترحم قرار بگیرد و گاهی دیگر مورد تنفر؛ مثلا از لحاظ فنی، او فوتبالیست قابلی است و به واسطه میل هجومی فراوانی که دارد، در هر تیمی که حضور داشته جزو بازیکنان محبوبش لقب گرفته، اما همین تمایل به گلزنی که در پس میل به دیده شدنش وجود دارد، باعثشده به دفعات از عهده وظیفه اصلیاش بهعنوان یک مدافع ناتوان باشد و جناح راست را تبدیل به اتوبانی آزاد برای رقبا کند. درست همین موضوع در بعد شخصیتی و رفتاری رامین هم صدق میکند. او مشخصا ورزشکار با دیسیپلینی است که هیچگاه تمرین از زندگی روتیناش حذف نمیشود. قاعدتا مربیان باید عاشق چنین شاگردان سختکوشی باشند اما شاهد بودیم که او با اکثر افرادی که زیرنظرشان کار کرده، به مشکل خورده.
آخرین نفر هم ریکاردو ساپینتو است که حاضر شده با وجود پنجره بسته استقلال و جنگیدن در سه جبهه، قید حضور رامین را بزند چراکه احتمالا اعتقاد دارد ماندن او مضرتر از رفتنش است. رضاییان با درخشش در لباس پرسپولیس کلی اعتبار کسب کرد و پس از اینکه برانکو ایوانکوویچ او را در میانه دومین فصلی که لباس قرمزها را بهتن میکرد کنار گذاشت، لژیونر شد. سپس در بازگشت دوبارهاش به پرسپولیس تنها نیم فصل دوام آورد و راهی سپاهان شد.
بعد از دو سالهم اصفهان را به مقصد پایتخت ترک کرد اما اینبار به قصد یاغی شدن. پارسال که یکی از بدترین فصول تاریخ استقلال بود، او با پوشیدن شماره۱۰ بهترین گلزن و مهمترین عنصر تیم بود اما امسال که اوضاع بهترشده، او یک سکونشین تمام و کمال است، یعنی پس از یک فصل و نیم، ماجرای حضور رامین رضاییان در یکی دیگر از باشگاههای بزرگ کشور به پایان رسیده تا در آستانه ۳۶ سالگی به فکر تجربه جدیدی باشد. اینکه دوران بازی او برای هرکدام از سه ضلع قدرت فوتبال مملکت به سه فصل هم نمیرسد، نشاندهنده همین عدمثبات در زمینههای مختلف است.
در حالحاضر هواداران پرسپولیس اصلا دل خوشی از او ندارند و تجربه نشانداده شاید رامین تصمیمی بگیرد که دیگر محبوب دل استقلالیها هم نباشد. کما اینکه از همین حالا ساعت شنی جدایی این مدافع راست از فولاد خوزستان هم برعکس و آماده ریختن شده؛ مگر اینکه او خودش نباشد!