ماراتن بهاری ریل و جاده
چرا مردم برای سفر،از حملونقل عمومی رویگردان شدند؟
دنیای اقتصاد - منصوره محمدی : سهم خودروی شخصی از سفرهای ایرانیان به بالاترین حد در ۱۴ سال اخیر رسیده است. بر اساس گزارش بازوی پژوهشی مجلس، ۷۰درصد از ایرانیان در بهار پارسال، با خودروی شخصی به سفر رفتهاند؛ درحالیکه سهم قطار از این سفرها فقط معادل یکدرصد بوده است.
پس از خودروی شخصی، باز هم مُدهای حملونقل عمومی جادهای نظیر اتوبوس و تاکسی در رده بعدی پوشش سفرهای مسافران قرار گرفتهاند؛ وضعیتی که ناشی از عرضه سوخت تقریبا رایگان به استفادهکنندگان از مدهای جادهای است. این تبعیض به نفع جاده، درحالیکه مد ریلی نیز فاقد ناوگان کافی است،
عملا به اختلاف ۶۹ واحددرصدی سهم خودروی شخصی و قطار از پوشش سفرهای ایرانیان منجر شده است. به گزارش «دنیای اقتصاد»، مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی به پایش و تحلیل گردشگری داخلی در فصل بهار در بازه زمانی ۱۳ساله (۱۴۰۳-۱۳۹۰) پرداخته است که بخشی از آن ناظر بر سهم مُدهای حملونقل از سفرهای بهاری است. این گزارش نشان میدهد، مادامی که شهروندان به خودروی شخصی دسترسی داشته باشند، کمترین اقبال را به استفاده از مُدهای حملونقل عمومی بینشهری از قبیل قطار، اتوبوس، تاکسی نشان میدهند.
در این میان هواپیما به دلیل اینکه یک مُد لوکس محسوب میشود و جنس خاصی از تقاضای سفر را پوشش میدهد، همواره با یک سهم حداقلی از بازار متناسب با ظرفیت موجود و استطاعت مسافران مواجه است. اما ارزیابی سهم سایر مُدها از سفرهای ایرانیان در بهار پارسال، حاوی اطلاعات مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

تغییر مُدهای حملونقل
یافتههای این پژوهش نشان میدهد، سهم استفاده از خودروی شخصی برای سفرهای بهاری از ۶۱.۷درصد در سال ۱۳۹۷ به ۷۰.۳درصد در سال ۱۴۰۳ رسیده است. مهمترین علت این اتفاق، کاهش سهم ناوگان حملونقل عمومی به ویژه اتوبوسها از ۶.۴میلیون سفر (معادل ۹.۲درصد از کل) در سال ۱۳۹۳ به ۲.۸میلیون سفر (معادل ۳.۹۹درصد) در سال ۱۴۰۳ رسید.
کاهش شدید ظرفیت ناوگان حملونقل عمومی بهویژه نسبت به سالهای ابتدایی دهه ۹۰ و از طرف دیگر، مقرون به صرفه نبودن سفر با این ناوگان بهخصوص برای خانوارهای پرجمعیت، خانوادههای ایرانی را به سفر با خودروهای شخصی سوق داده است. هرچند شاید چون ماهیت سفر و سبک سفرهای بهاری که اغلب چند مقصدی است، نیاز به کاهش هزینه و انعطافپذیری بالا دارد، خانوادهها استفاده از خودروی شخصی را ترجیح میدهند؛ اما این قطعا همه ماجرا نیست و وضعیت حاضر نشات گرفته از نوع سیاستگذاری در بخش حملونقل است.
در این آمار دیگر وسایل حملونقل یعنی تاکسیهای بین شهری با ۱۲درصد و خودروی شخصی دیگران با ۹درصد در رتبههای بعدی قرار دارند و دیگر مدهای حملونقل مانند اتوبوس و قطار، به ترتیب فقط چهار و یکدرصد سهم داشتهاند.
هواپیما با توجه به هزینه بالا و دسترسی محدود، کاربرد کمتری در پوشش سفرهای ایرانیان دارد، طوری که بهار پارسال فقط ۰.۶۱درصد از سهم سفرها را به خود اختصاص داده است. مینیبوس و شناورها نیز به ترتیب ۰.۳۸ و ۰.۰۲درصد، در پوشش این سفرها سهم داشتهاند که به دلیل نقش محدود در حملونقل و نیز گروهی و دریایی بودن این ناوگان است. به همین ترتیب موتورسیکلت، دوچرخه و ون در مجموع ۱.۹۲درصد از سفرها را به خود اختصاص دادند. در این گزارش یکی از دلایل عمده کاهش سفرهای داخلی در سالهای اخیر، کاهش ظرفیت حملونقل عمومی ذکر شده است.

زیرساخت ناکافی
به گزارش «دنیای اقتصاد»، در حال حاضر تعداد اتوبوسهای فعال بین شهری از ۱۴ هزار و ۵۰۰ در اواخر دهه ۹۰ به به هفتهزار و ۵۰۰ دستگاه کاهش یافته است که البته این تعداد نیز، در بازههای پیک سفر در جادهها فعال هستند و در دیگر ایام سال برخی یا در اورهال هستند و یا به دلیل نبود صرفه اقتصادی در دیگر بخشها مورد استفاده قرار میگیرند. در ناوگان ریلی نیز حدود دو هزار و ۱۰۰ واگن فعال در کشور وجود دارد که این میزان پاسخگویی سهم یکدرصدی تقاضای سفر هستند. این کمبود در تغییرات سفرهای مسافران با ناوگان حملونقل عمومی به وضوح نمایان شده است، به گونهای که بر اساس گزارش بازوی پژوهشی مجلس، کاهش ظرفیت ناوگان جادهای در بازه سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ محسوس بوده و جابهجایی حدود ۳۰۸میلیون مسافر با اتوبوس در سال ۹۳ به ۱۶۷میلیون نفر در سال ۱۴۰۲رسیده است. این ارقام نشاندهنده کاهش ۴۵درصدی سفر است. کمبود ظرفیت ناوگان جادهای باعث کمبود و گرانی سفر با حملونقل عمومی شده و مسافران را به سفر با خودروهای شخصی ترغیب کرده است.
در سفر با هواپیما نیز، تمرکز نامتوازن پروازهای کشور و افزایش قابلتوجه نرخ بلیت بر الگوی سفرهای بهار تاثیرگذار بوده است. به عنوان مثال بنا بر اعلام سازمان هواپیمایی کشوری، از مجموع پروازهای داخلی سال ۱۴۰۲ بیش از ۳۵درصد متعلق به فرودگاه مهرآباد بوده و سپس فرودگاههای مشهد (۱۴درصد)، کیش (حدود ۹درصد)، اهواز (۴.۵درصد) و اصفهان (۳.۱۴درصد) در جایگاههای بعدی قرار داشتهاند؛ درحالیکه در استان کرمانشاه با ثبت بیش از سهمیلیون سفر، سهم سفرهای هوایی تنها ۰.۵درصد بوده است.
این گزارش نشان داد سهم ۱۰ استانی که جزو مقاصد برتر گردشگری ایران هستند همچون فارس، کرمان، کرمانشاه، حتی اصفهان و مازندران، از ناوگان و زیرساختهای ریلی، جادهای و هوایی ناکافی است.
کمبود ناوگان و تحول در سفر
آمار این پژوهش حاکی از تحول قابلتوجه در استفاده مردم از ناوگان حملونقل عمومی بین شهری است. سفرهای هوایی که در بهار ۹۰ با ۶۴۴ هزار نفر آغاز شد، در سال ۹۶ با بیش از یکمیلیون سفر به اوج خود رسید و در بهار ۱۴۰۳ با یک کاهش چشمگیر به ۴۰۰هزار سفر محدود شد. سفر با قطار نیز در سال ۹۰ از ۱.۱میلیون سفر شروع شد، در سال ۹۱ با ۱.۴میلیون سفر به اوج رسید و پس از آن روند کاهشی به خود گرفت؛ طوری که در بهار ۱۴۰۳ به ۹۰۰ هزار سفر کاهش یافت. تعداد سفرها با اتوبوس نیز در سال ۹۰ بیش از هفتمیلیون سفر بوده است که در سال ۱۴۰۳به ۲.۸میلیون سفر کاهش یافته است.
شاید روند نزولی آمار استفاده از مدهای حملونقل عمومی بین شهری، صرفا به کاهش آمار کل سفر نسبت داده شود؛ اما این قطعا همه ماجرا نیست. ناتوانی ریل و جاده برای پاسخ به نیاز مسافران، آنجا آشکار میشود که در همین مدت، سهم خودروی شخصی از پوشش سفرهای ایرانیان همواره رو به افزایش بوده است. سهم وسایل نقلیه شخصی از سفرهای ایرانیان طی بیش از یک دهه گذشته به طور مستمر افزایش یافته است؛ به این ترتیب که از ۲۹میلیون سفر و سهم ۵۳درصدی در سال ۹۰ به بیش از ۶۹میلیون سفر و سهم ۶۱درصدی و بیش از ۴۹میلیون سفر و سهم ۷۰درصدی در بهار ۱۴۰۳ رسیده است.
سهم مینیبوس نیز از ۲.۲میلیون سفر و چهاردرصد از کل در سال ۹۰ به بیش از سهمیلیون سفر و سهم ۴.۳درصدی از کل در سال ۹۲ به عنوان اوج و در نهایت به فقط ۲۶۷ هزار سفر و ۰.۳۸درصد از کل سفرها در سال ۱۴۰۳ کاهش یافته است؛ آماری که گویای مرگ مُد مینیبوس در حملونقل بین شهری است. در این بین سهم تاکسیهای سواری از کل سفرهای برونشهری تغییر محسوسی نداشته و همانطور که در سال ۹۲ حدود ۱۲درصد بود، در بهار ۱۴۰۳ نیز بدون تغییر باقی ماند؛ با این تفاوت که تعداد سفرها از ۶.۵میلیون سفر در سال ۹۲ به ۸.۶میلیون در بهار ۱۴۰۳ رسید.
عوامل موثر در تغییرات
مرکز پژوهشها با توجه به کاهش سهم حملونقل عمومی و افزایش استفاده از خودروهای شخصی در سفرها، بر ضرورت توسعه زیرساختهای حملونقل عمومی به ویژه ناوگان ریلی و جادهای از نظر حجم ناوگان، شبکههای مواصلاتی و کاهش هزینههای سفر با این ناوگان تاکید کرده است. تمرکز سفر در
۶ استان خراسان رضوی، تهران،مازندران، گیلان،اصفهان و فارس و همچنین رشد استفاده از خودروهای شخصی در سفرهای بهاری در سالهای اخیر و همچنین سهم ناچیز حملونقل عمومی بین شهری (اتوبوس، قطار و هواپیما)، نشان از ضعف در حملونقل عمومی به ویژه برای استانهای دور از مرکز دارد. گرچه ظرفیت ناوگان حملونقل بین شهری برای بسیاری از همین شش استان بهویژه فارس نیز مناسب نیست. البته ماهیت سفرهای نوروزی بر سبک، مقصد و مدت سفر در بهار تاثیر دارد و نیاز به انعطافپذیری در برنامهریزی سفر، امکان توقف در مسیر و هماهنگی با نیازهای خانوادهها، آنان را به استفاده از خودروهای شخصی سوق میدهد، اما مهمتر از این، هزینه بالای سفر با وسایل حملونقل بین شهری به ویژه برای خانوادههای پرجمعیت و کمبود ظرفیت ناوگان بین شهری در ایام اوج سفر، از عوامل موثر در این زمینه هستند.
علاوه بر این به دلیل آنکه ناوگان هوایی تقریبا به کالایی لوکس تبدیل شده و بسیاری از طبقات جامعه به ویژه خانوارهای پرجمعیت و با درآمد پایین و حتی متوسط، توان مالی استفاده از ناوگان هوایی برای سفر را ندارند، از این رو توسعه زیرساختهای حملونقل بین شهری، به ویژه تقویت ناوگان ریلی و جادهای از یک سو گامی اساسی در جهت ارتقای دسترسپذیری برای اقشار گوناگون جامعه است و از سوی دیگر، تحقق توسعه متوازن گردشگری داخلی و جلوگیری از فشار بر زیرساختهای چند استان بهخصوص و محرومیت سایر استانهای مستعد از منافع گردشگری را موجب میشود؛ بنابراین ضروری است تا اقدامهای ویژهای در راستای توسعه ناوگان حملونقل بین شهری انجام گیرد.
تاثیر سوء سوخت ارزان
به گزارش «دنیای اقتصاد»، مهمترین دلیل اتکای مردم به سفر با خودروهای شخصی سوخت ارزان است که با وجود آن هر مد حملونقلی دیگری، حتی قطار را به کالایی گران تبدیل میکند. در بخش ریلی، بهرهوری پایین شبکه ریلی از جنبههای مختلف امکان استفاده از این مد حملونقلی را دشوار کرده است، در کشور با وجود بیش از ۱۵هزار کیلومتر ریل، اما این مد تنها یک درصد از سفرهای فصل پرسفر سال را پوشش داده است.
این کمبود در شکل تهیه بلیت نیز تاثیر مستقیم خود را داشته است. دشواری تهیه بلیت در ایام منتهی به نوروز ناشی از ناترازی عرضه و تقاضای صندلی قطار در مسیرهای مختلف ریلی، این پروسه را به یک ماراتن برای کسانی که به هر دلیل، بهویژه نداشتن خودروی شخصی، به دنبال مسافرت با قطار هستند، تبدیل کرده است.
در ایام منتهی به نوروز امسال، ۳۲میلیون تقاضای بلیت قطار ثبت شد اما در نهایت تنها یکمیلیون و ۹۰۰ هزار نفر توانستند با قطار جابهجا شوند. حتی با فرض آنکه تمام صندلیهای قطار به فروش برود که به طور معمول در ایام نوروز بیش از ۹۰درصد صندلیها متقاضی دارند، اما ناکافی بودن ناوگان به حدی بالا است که سهم سفر در این بخش را به یکدرصد میرساند.
این در حالی است که افزایش استفاده از قطار، تاثیر قابل ملاحظهای در کاهش مصرف سوختهای فسیلی و کاهش آلودگی هوا دارد و انتفاع آن از زاویه دید اقتصاد کلان با توجه به مزایایی از جنس کاهش هزینههای نظام سلامت و کاهش نیاز به واردات سوختهای فسیلی، برای سیاستگذار بدیهی است.
با این حال سوخت ارزان، خودروی شخصی را به گزینه مطلوب مسافران تبدیل کرده است. نگاهی به آمار مرکز پژوهشها نشان میدهد، گزینه مطلوب مسافران پس از خودروی شخصی، باز هم جاده است و سهم اتوبوس، تاکسیهای سواری و مینیبوس سرجمع ۱۷درصد از کل سفرهای بهاری را پوشش دادهاند که ریشه این امر را نیز باید در سوخت تقریبا رایگان و در نتیجه، کرایه نسبتا پایینتر مدهای جادهای در مقایسه با قطار جستوجو کرد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس نیز به تازگی در همین ارتباط گفت: «بنزین لیتری ۵۰ تا ۶۰هزار تومان خریداری میشود اما به قیمت سههزار تومان عرضه میشود که باید تدبیر کنیم».
فنر قیمت بنزین به حدی فشرده شده که فاصله بین قیمت تمامشده و قیمت فروش چشمگیر است، طوری که گویی مصرفکنندگان اعم از ناوگان شخصی و عمومی، بنزین رایگان استفاده میکنند. این اختلاف قیمت در مورد گازوئیل نیز صادق است درحالیکه قیمت برای مصرف کننده ۳۰۰ و ۶۰۰ تومان است اما قیمت تمام شده این کالا حدود ۴۰هزار تومان برای هرلیتر است. در نتیجه تقویت زیرساختهای حملونقل، تزریق ناوگان جدید به شبکه ریلی و در آخر، اصلاح قیمت سوخت برای تغییر الگوی سفر از خودروی شخصی به مدهای مختلف حملونقل به ویژه مُد ریلی ضروری است.