مالیات؛ ابزار کنترل تورم و حمایت از تولید
فاطمه شایگان*
دنیای اقتصاد : اقتصاد ایران طی دهههای گذشته با وابستگی شدید به درآمدهای نفتی مواجه بوده است. این وابستگی، اگرچه در کوتاهمدت منابع قابلتوجهی برای دولت فراهم کرده، اما در بلندمدت آثار منفی بر ثبات اقتصادی، تورم و ساختار تولید کشور داشته است. یکی از پیامدهای آشکار این وابستگی، نوسانات شدید در قیمتها و تورمهای بالا است که بهویژه در دورههایی که قیمت نفت کاهش مییابد، بیشتر خود را نشان میدهد. در چنین شرایطی، مالیات به عنوان یک ابزار سیاستگذاری اقتصادی اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ ابزار مالیاتی میتواند نقش تنظیمکننده و حمایتی را برای اقتصاد ایفا کند و به کاهش فشار تورمی و تقویت تولید داخلی کمک کند.
مالیات، اگر بهدرستی طراحی و اجرا شود، میتواند ضمن تامین منابع دولت، تولید داخلی را تشویق کند. یکی از راهکارهای رایج در این زمینه، استفاده از معافیتها و کاهش نرخ مالیات برای بخشهای تولیدی و صادراتمحور است. این سیاست باعث میشود هزینه تولید کاهش یابد و انگیزه سرمایهگذاری در بخشهای غیرنفتی افزایش پیدا کند. به عبارت دیگر، دولت میتواند از مالیات به عنوان یک ابزار هدایتکننده اقتصاد استفاده کند و رشد اقتصادی را از منابع پایدار غیرنفتی تامین کند. این رویکرد نهتنها تولید داخلی را حمایت میکند، بلکه وابستگی کشور به درآمدهای نفتی و نوسانات آن را کاهش میدهد و از تورمهای ناشی از شوکهای نفتی جلوگیری میکند.
یکی دیگر از کارکردهای مهم مالیات، کنترل تورم است. مالیاتهای غیرمستقیم مانند مالیات بر ارزش افزوده یا مالیات بر واردات، میتوانند با تعدیل تقاضا و کنترل مصرف، فشار تورمی را کاهش دهند. وقتی اقتصاد وابسته به درآمدهای نفتی است، نوسانات درآمد دولت مستقیما بر هزینهها و سطح نقدینگی تاثیر میگذارد و در نهایت به تورم منجر میشود. در چنین شرایطی، سیاستهای مالیاتی میتوانند به عنوان یک ابزار تعدیلکننده عمل کنند. به طور مثال، افزایش درآمدهای مالیاتی در شرایط تورمی، به کاهش نقدینگی اضافی و مهار رشد بیرویه قیمتها کمک میکند.
با توجه به تجربیات کشورهای پیشرفته و همچنین تحلیل شرایط اقتصاد ایران، مشخص میشود که طراحی یک ساختار مالیاتی هوشمند، ترکیبی از مالیاتهای مستقیم و غیرمستقیم، برای حمایت از تولید و کنترل تورم ضروری است. مالیاتهای مستقیم مانند مالیات بر درآمد و سود شرکتها میتواند منابع پایداری برای دولت فراهم کند و از فشار بر پایههای تورمی بکاهد، درحالیکه مالیاتهای غیرمستقیم میتوانند به مدیریت تقاضا و کنترل رشد قیمتها کمک کنند.
درعینحال، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی به معنای گسترش پایههای مالیاتی و شناسایی منابع جدید درآمدی است. اگر دولت بتواند بخش عمدهای از هزینههای خود را از طریق مالیاتهای پایدار تامین کند، نه تنها فشار ناشی از نوسانات نفت کاهش مییابد، بلکه سیاستهای حمایتی برای بخش تولید نیز امکانپذیر میشود. این رویکرد در بلندمدت موجب ثبات اقتصادی و کاهش تورم میشود و اقتصاد کشور را به سمت توسعه پایدار هدایت میکند.
در نهایت، میتوان گفت که رابطه میان مالیات، تولید و تورم در اقتصاد ایران، رابطهای تعاملی و دوطرفه است. وابستگی به درآمدهای نفتی، تورمهای بالا و نوسانات شدید اقتصادی را به همراه داشته است، اما استفاده هوشمندانه از سیاستهای مالیاتی میتواند نقش مهارکننده تورم و محرک تولید را ایفا کند. طراحی یک نظام مالیاتی کارآمد که بخشهای تولیدی و صادراتی را حمایت کند و درعینحال منابع مالی دولت را پایدار نگه دارد، میتواند گامی اساسی در مسیر کاهش وابستگی به نفت و کنترل تورم باشد.
* کارشناس امور مالیاتی