کارآفرینی پسا سرمایهداری
استارتآپها در خدمت جنبش 99درصد انتشارات دنیایاقتصاد
همانطور که ازعنوان آن میتوان فهمید، کتاب به بررسی مدلهای کسبوکاری میپردازد که میتوانند برای «۹۹درصد» مفید باشد. منظور از «پساسرمایهداری» در این کتاب دوران دسترسی به شبکه ارتباطی همگانی، ارزان و در دسترس است. اما منظور از ۹۹درصد جامعه چه کسانی هستند؟ آنها عموم جامعه یا کسانی هستند که جزء یکدرصد ثروتمندان به حساب نمیآیند. آنها بانکدار و سرمایهدار نیستند و ممکن است هر لحظه شغل خود را در مصاف با فناوریهای جدید بهویژه اتوماسیون از دست دهند. اما در جهان امروز با پدیدهای مواجه شدهاند که کتاب از آن با عنوان «انقلاب صنعتی چهارم» یاد میکند. انقلابی که در آن «شرکتها به واسطه کلان دادهها، اینترنت اشیا، هوش مصنوعی و صنعت روباتیک بهصورت روزافزونی در حال سرمایهگذاری در بخش فناوریهای اتوماسیون هستند. این روند به شرکتها امکان میدهد تا بدون استخدام نیروی انسانی جدید همچنان به رشد و کارآمدی و سود مالی خود ادامه دهند.»
اما چگونه است که کارآفرینی میتواند به حمایت از افرادی بپردازد که کار و تخصص آنها بر اثر انقلاب صنعتی چهارم مورد تهدید واقع شده است. این کتاب درخصوص نوع جدیدی از کارآفرین صحبت میکند که در آن فرد کارآفرین کمتر از گذشته روی رویکردهای بیشینهسازی سود تمرکز دارد و بیشتر علاقهمند به ارزش آفرینی واقعی برای کاربران و جامعه است. در واقع فردی که به سود علاقهمند است اما در کنار آن به ۹۹درصد هم توجه دارد. این افراد موسس شرکتهایی هستند که هم سودمند و هم هدفمند هستند. هدفمند از آن نظر که خود را وادار به قبول مسوولیتهای اجتماعی در قبال مردم میکنند و سودمند از این لحاظ که هدف اصلی کارآفرینی یعنی انباشت سرمایه را مد نظر دارند. در کتاب به این اشاره میشود که این افراد معتقد به بازتولید «اقتصاد هدفمند» هستند. اما اقتصاد هدفمند چیست؟ «اقتصاد هدفمند به معنای تلاش مردم برای بهدست آوردن اهداف بیشتر در زندگی است.
ارزشهای چنین اقتصادی در تعیین هدف برای کارکنان و مشتریان است که از طریق تامین نیازهایی مهمتر از نیازهای خود آنها حاصل میشود و رشد فردی و ساخت اجتماع را ممکن میسازد.» در انقلاب صنعتی چهارم، مدل اقتصاد هدفمند بسیار مورد تایید صاحبان کار شده است. نویسنده این کتاب معتقد است سرمایهداری مبتنی بر بازار دیگر مدل تاییدشده نیست. این نوع سرمایهداری موجب رفاه همگانی نشده و نابرابری درآمدی که در اثر نظام سرمایهداری ایجادشده، زمینه را برای ناآرامیهای اجتماعی آماده کرده و به چالشهای زیست محیطی و تغییرات اقلیمی دامن زده است. با این حال در زمره مخالفان نظام سرمایهداری و خواستار نابودی آن نیست و دریچه امیدی به سوی آینده میبینید و درباره آن توضیح میدهد: «در جامعه پساسرمایهداری، گرایشهای نوظهور کارآفرینی پدید میآیند و به علت بینیازیشان به سرمایهگذاریهای گسترده، شمار بیشتری از انسانها را وارد چرخه کسبوکار میکنند و میان جامعه، طبیعت و اقتصاد تعادل پایدارتری ایجاد میکنند.»
پیشفرض کتاب این است که دنیای نوآوری و کارآفرینی با سرعت و کیفیت بالایی در حال توسعه و تکامل است. بنابراین پیشفرضهای اساسی ما درباره کارآفرینی همواره دستخوش تغییر و تحول قرار میگیرد. زیستبومهای کارآفرینی در سراسر دنیا در حال حرکت به سمت مشارکت بیشتر مردم و خروج از حلقههای انحصاری دنیای سرمایهداری است. مترجمان کتاب معتقدند که زمانی تاکید همگان بر سرمایهگذاری جسورانه بهعنوان یک بخش حیاتی از کارآفرینی بود؛ اما اکنون این اهمیت رو به افول نهاده و مفاهیمی همچون کسب سودهای هنگفت، افزایش مقیاس، حرکت سریع به سمت رشد کسبوکار و خروج از کسبوکار با چند میلیون یا چند میلیارد دلار سود، جای خود را به مفاهیم و موضوعات دیگری دادهاند که در این کتاب مورد بحث و بررسی قرار گرفتهاند.