چرا در امتحان شیمی قبول نشدم؟
دنیای اقتصاد : موزه سینمای ایران به مناسبت زادروز کیانوش عیاری، نویسنده و کارگردان پیشکسوت سینما، بخشهایی از گفتوگوی این هنرمند را منتشر کرده است. عیاری در بخشی از خاطرات خود گفته است: در اهواز خبرهای مربوط به فیلمها خیلی زود به ما میرسید. یادم میآید برای فیلمبرداری فیلم «ماجراجویان جنوب» که فیلمبردار آن رضا انجمروز بود به اهواز آمده بودند و برای شهر اهواز خیلی افتخارآمیز بود که یک گروه فیلمبرداری برای ساختن فیلم به آن شهر آمدهاند زیرا این امر نشان از اهمیت شهر اهواز داشت. من هم از طریق همکلاسیهایم در جریان اخبار مربوط به فیلمبرداری این فیلم قرار داشتم.
این کارگردان گفت: یک شب به یکی از خیابانهای اصلی اهواز که هتل محل استقرار آنها در آن واقع بود رفتم (فردای آن روز هم امتحان شیمی داشتم). دیدم یک فولکسواگن ایستاده و چند جوان داخل آن کابل میاندازند. متوجه شدم که آنها فیلمبرداری دارند. همان جا ایستادم، پشت ماشین پر شد و حرکت کرد و من هم شروع به دویدن پشت سر آن کردم و از مسیری که تغییر میداد حدس زدم به سمت رودخانه کارون میرود.عیاری افزود: من همچنان میدویدم و ماشین هم با سرعت میرفت. به پل اهواز رسید و ایستاد و من از خستگی روی زمین افتادم. وسایل را کارگرها از داخل ماشین برداشتند و از پلههای پل به پایین به سمت بلوار حاشیه رودخانه بردند و زمانیکه من به آنجا رسیدم هزاران نفر آدم آنجا بودند و یک دیوار که پلیس ایجاد کرده بود تا مردم عادی به سمت جایی که فیلمبرداری میکردند، نروند. او ادامه داد: من بچه بسیار خجالتی بودم اما انگیزه بسیار زیادی داشتم تا آنجا که بهرغم اینکه هزاران نفر آنجا ایستاده بودند و نمیتوانستند داخل بروند من توانستم از دیواری که ایجاد کردند عبور کنم و تا صبح کنار گروه فیلمبرداری باشم.
عیاری با بیان اینکه آقای انجمروز بسیار مرد مهربانی بود، گفت: در تمام طول شب که در کنار گروه فیلمبرداری بودم گاهی به او و گاهی به دوربین ۳۵ او نگاه میکردم. او متوجه شده بود که من به دوربین و سینما علاقهمند هستم زیرا دائم از او سوال میپرسیدم. به من گفت دوست داری از پشت دوربین نگاه کنی و من گفتم بله. قبلا دوربینهای ۸میلیمتری را دیده بودم اما وقتی از پشت دوربین ۳۵ نگاه کردم متوجه شدم یک کادر کاملا مشبک وجود دارد و انگار داشتم از یک دریچه زندان نگاه میکردم.
عیاری در ادامه گفت: خیلی تو ذوقم خورد. از او سوال کردم در زمان فیلمبرداری این کادرهای مشبک هستند؟ و او گفت بله اینها باید باشند و من گفتم پس به چه شکلی تصویر را میبینید؟ او خندید و دیگر پاسخ نداد. برای من دوربین ۸میلیمتری جذابیت بیشتری داشت زیرا صفحه آن تمیز بود و من با دوربین ۸میلیمتری تفریح میکردم و به نوعی به زندگی نگاه میکردم. بههرحال من آن شب تا صبح در کنار گروه فیلمبرداری بودم. یادم میآید در کنار حسن رضایی (بازیگر) ایستاده بودم و او را نگاه میکردم زیرا در آن زمان به دلیل فراوانی بازیهایی که داشت چهره بود. صبح از همان جا به سر کلاس برای امتحان رفتم و قبول نشدم و بعدها به حسن رضایی گفتم آن شب شما باعث شدید من در امتحان قبول نشوم!