عامل رکود بازار
مبینا بنیاسدی/ کارشناس ارشد بازارسرمایه
تا چشم بر هم زدیم ششماه از سال گذشت و کارنامه ششماهه بازارسرمایه ایران، بیش از آنکه مثبت باشد، بیشتر به قرمزی و منفی گرایش داشت. بعضی از تحلیلگران که قیمتهای اسفندماه را برای بعضی از سهام شرکتها کف و نقطه پایین تلقی میکردند، در ششماه اخیر دیدند که بازار میتواند کفهای دیگری را هم به رخ بکشد و انگار بهمراتب تحلیلناپذیرتر از قبل شده است. روزهایی که بهواسطه سیگنالهای مثبت از فضای بینالمللی، بازار هم، رنگ سبزشدن به خودش میگرفت، هیجان در تحلیل، چارتکشیدن و تعیین مقاومتها و حمایتها دوباره آغاز میشد و حجم ورود و خروج پول به سمت ورود سنگینتر.
با این همه، مانند سهماه اول سال، بلاتکلیفی و مشخص نبودن یکسری متغیرهای سیاسی و بینالمللی، عامل اصلی این نوع بلاتکلیفی و بیروند بودن در بازارسرمایه است. این رویه در سهماه دوم، نوسان شدیدتری داشت و فراز و فرودهایی که خیلی نتیجه مشخصی نداشت، بر بلاتکلیفی بازارسرمایه افزود. شاید بدترین حالت در تحلیلها و پیشبینی پیرامون آینده بازار سرمایه، گرهزدن سرنوشت آن به سرنوشت مذاکرات باشد؛ نه از این جهت که اگر مذاکره کنیم چنین میشود و چنان و اگر مذاکره به سرانجام نرسد به فلان مسیر خواهیم رفت، بلکه مشخصشدن نتیجه مذاکرات، فارغ از اینکه به کدام سمت میرویم، تکلیف بازار سرمایه را روشن میکند. تحلیلگران فضایی واقعی دارند که میتوانند برمبنای آن تحلیل کنند. طبیعتا به هر سمت که برویم (چه مذاکره کنیم و چه پروندهاش را ببندیم) صعودی و نزولیشدن یکسری از سهمها را به دنبال خواهد داشت؛ اما مهمتر از آن، روشنشدن وضعیتی است که میتوان بر مبنای آن تصمیم گرفت.
به هر حال، تاثیر نوسانات نرخ ارز و تاثیراتی را که رخدادهای بینالمللی بر روند یکسری از سهمها خواهند گذاشت، نمیتوان نادیده گرفت. بر همین اساس اینکه بخواهیم پیشبینی کنیم، بازار سرمایه در نیمه دوم سال چه وضعیتی خواهد داشت، بسیار دشوار است. از سوی دیگر، قیمت سهام بسیاری از شرکتها آنقدر پایین آمده است که تحلیلگران معتقدند، برای سرمایهگذاری ارزنده است؛ اما پول و سرمایه همیشه از ابهام میترسد و حذر میکند. همچنین در این عرصه نامعلوم فقط فرصت برای افرادی فراهم است که ریسکپذیرترند و بقیه باید منتظر بمانند.