برجام گام به گام عملیاتی میشود
دکترروحالله اسلامی استاد علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
افکار عمومی بهخصوص نظر نخبگان فکری و شهروندان پشتوانه سیاستخارجه است و هرچه آنها در جریان اطلاعات درست و منطق تصمیمگیریها قرار بگیرند، توان چانهزنی دیپلماتها در عرصه بینالملل افزایش پیدا میکند. هر تصمیمی که سیاستمداران قصد کنند بگیرند اگر به محک دیدگاههای مختلف گذاشته شود و در رسانهها و افکار عمومی در مورد ابعاد آن بحث صورت گیرد، با توجه به پشتیبانی افکار عمومی هدف بهتر حاصل میشود. اینکه موضوع چیست؟ بر سر چه مواردی چانهزنی صورت میگیرد؟ اولویتهای مذاکرات و خطوط قرمز کدام هستند؟
شروع برجام و سپردن مذاکرات هستهای از شورایعالی امنیت ملی به وزارتخارجه و ابتکار دیپلماسی عمومی دکتر ظریف و تیم همراهش باعث ایجاد پشتوانه مردمی برای مذاکرات و نشاندن قدرتهای بزرگ و متعارض در یک موضوع و رسیدن به نتیجه و رفع تحریمهای سازمان ملل علیه ایران شد. برجام بهعنوان اقدام جامع مشترک الگویی راهبردی برای پیوندزدن اقتصاد و سیاست ایران به نظم جهانی بود که مجموعه تحولات منطقه، بینالملل و داخلی مانع ادامه مسیر آن شد. با توجه به خواست عمومی شهروندان، مشروعیت در بین افکار عمومی و نتایج مثبت در دو سال، قبل از بهقدرت رسیدن ترامپ، ایران در ابتدا به اهداف خود دستیافت اما در ادامه بازی جریانهای مختلف داخلی و خارجی برجام را از روح و جسم خالی کردند. افزایش تحریمها و اقدامات غیرحرفهای ترامپ که با همراهی بازیگران رادیکال منطقه به قصد منزوی ساختن ایران دنبال میشد، باعثشد قدرت آمریکا در منطقه کاهش یافته و روسیه و چین سیاست انبساطی در پیش بگیرند. ناکارآمدسازی برجام، به گونهای که حتی اسم آن را نیز بر زبان نمیآورند و منطقه را به سمت جنگ و قدرتگیری گروههای تروریستی و کاهش ارتباط شرق و غرب سوق داد. قیمت انرژی افزایش پیدا کرد، روسیه به اوکراین حمله کرد، آمریکا نفوذ خود در افغانستان و عراق را از دست داد و غرب و شرق دچار گسست روابط سیاسی شدند. برجام الگوی مذاکرات قدرتهای بزرگ در فضایی منطقی و بازی برد برد برای همه طرفها بهشمار میرفت و آنچه به شکل حرفهای بهوجود آمد تاکنون جایگزینی نداشته است. اکنون بعد از قدرتگیری طالبان، یکهتازی عربستان در بازار نفت، حمله روسیه به اوکراین و تهدید اروپا همه بازیگران طرفدار دیپلماسی و صلح بار دیگر به برجام و بازگردان ایران به معادلات بینالملل روآوردهاند. ایران چهارراه شرق و غرب و محل رامکردن ایدئولوژیهای خشونتگرا و تروریستی است. امنیت و توسعه ایران به صلح و رواداری در منطقه و جهان کمک میکند و موقعیت ایران به گونهای است که نمیتواند منزوی و تحریمشده باشد.
در صورت تحریم و منزویکردن ایران گروههای تندرو در منطقه تروریسم را گسترش میدهند و جنگهای فرقهای و قومیتی تشدید میشود. نفوذ آمریکا بهطور کامل از خاورمیانه کم خواهد شد و قدرتهای شرقی نبرد و نزاع تمدنی بهوجود میآورند. در غیبت ایران که دارای فکر و فرهنگ روادارانه و خردگرا است روسیه و ترکیه و عربستان سیاستهای بسطگرایانه هویتی را دنبال خواهند کرد. غرب به نفت و گاز انحصاری چند کشور وابسته خواهد شد.
اکنون ایران برای رفع تحریمها، تضمین برخورد عادی آژانس با موضوع هستهای و تداوم فعالیتهای صلحآمیز هستهای و آمریکا و اروپا برای مهار غنیسازی، نصب دوربینها و تضمین صلح منطقه وارد گفتوگو شدهاند. اروپا دغدغه بیشتری برای به نتیجهرسیدن مذاکرات دارد و برای آمریکا مساله حزبی مطرح است. در چنین شرایطی ایران و آمریکا بازی ترسو را شکل دادهاند؛ یعنی هر که بترسد امتیاز بیشتری میدهد. پولهای بلوکهشده ایران، تحریم بانک، بیمه و نفت و از سوی دیگر حمله روسیه به اوکراین و نیاز اروپا به انرژی و ضرورت دیپلماسی دو طرف را پای میز مذاکره خواهد کشاند. بهترین توافق همان متن برجام است و هیچچیز در چانهزنیهای دیپلماسی به آن کم و اضافه نخواهد شد. در اجرا اما آنچه حاصل خواهد شد توافقهای گام به گام است که در قدم اول دوربینها نصبمیشود و پولهای بلوکهشده ایران بازمیگردد و در قدم دوم غنیسازی کاهش مییابد و تحریمهای نفتی برداشته میشود. برجام همانند قبل در اجرا با شرایط روسیه و آمریکا احیا نمیشود و اگر توافقی در روی کاغذ روی میدهد، به ساختار محکمی است که در گذشته برای برجام شکلگرفته و عدول از آن را حتی برای آمریکا ناممکن ساخته است.