کاهش تخریب محیطزیست با اعمال محدودیت در تولید
الناز بصیریان مدیر شرکت سرمایهگذاری تدبیر انتخاب فردا
در هفتههای اخیر، شاهد رشد متوالی قیمت گاز طبیعی و برق در جهان و بهخصوص حوزه اروپا بودهایم. مدتی است که بهطور هفتگی قیمت گاز طبیعی افزایش مییابد و به نظر میرسد، به دلیل نزدیکی به فصل سرما، کاهش موجودی ذخایر شرکتهای بزرگ روسی و محدودیت در امکان انتقال گاز در زمستان، این روند صعودی حتی با شیب ملایم برای مدتی ادامه یابد. با توجه به اینکه بهای هر بشکه نفت در حدود ۸۰دلار وضع شده، انتظار رشد قیمتها در فرآوردههای نفتی و محصولات شیمیایی دور از ذهن نیست. بسیاری از کارشناسان از نفت ۱۰۰دلاری خبر میدهند که در نهایت به بالا رفتن هزینههای انرژی در تمام صنایع و البته بالا رفتن بهای تمامشده تولید و قیمت محصولات نفتی منجر میشود. نزدیکی به فصل سرما هم به سبب شرایط بهتر انبار کردن، تقاضای فیزیکی برای سوخت و البته مشتقات نفتی همچون متانول، انواع حلالها و... را افزایش میدهد.
به نظر میرسد این رشد قیمتها نهتنها در کوتاهمدت و به دلیل کنترل نسبی پاندمی، بلکه بیشتر به سبب محدودیتهای زیستمحیطی است. نگاهی به آمارها و یادداشتهای تحلیلگران نشان میدهد، بشر دریافته است که زمان زیادی برای جبران خسارات وارده به محیطزیست ندارد و هر گونه تعللی در اجرای محدودیتهای زیستمحیطی میتواند تاثیر سوء غیرقابل جبرانی داشته باشد. با در نظر گرفتن این موضوع، دلیل اعمال سختگیرانهترین محدودیتها و به مرز تعطیلی کشاندن کارخانههای تولیدی در چین روشن میشود. بسیاری از صنایع مهم و پرکاربرد چین، همچون تولید سیمان و حتی فولادسازی این کشور مدتهاست که با محدودیت تولید مواجهاند و ظرفیت تولید آنها به سطوح پایینی رسیده است. به تبع این موضوع، قیمت سنگآهن تحت فشار قرار گرفته و حاشیه سود شرکتهای فولادی دستخوش تغییرات زیادی شده است. این در حالی است که تقاضا در چین قویتر از عرضه است و حتی عرضه بخشی از موجودی انبارهای دولتی نیز نتوانست پاسخگوی تقاضا باشد. مس و آلومینیوم از جمله فلزات اساسی هستند که به دلیل داشتن کاربرد وسیع در حوزه فناوری و خودروهای برقی، متقاضی زیادی دارند و همین امر سبب شده است تا قیمت این محصولات به سقفهای تاریخی خود برسد. به نظر میرسد دنیای امروز به این نتیجه رسیده که بهای تولید باید افزایش یابد؛ دلیل آن هم بالارفتن هزینههای جبرانناپذیر طبیعت است. استفاده از نفت شیل، فناوریهای تولید انرژی تجدیدپذیر همچون باد و آب و انرژی خورشیدی هم مستلزم صرف هزینه و زمان زیاد برای تولید انبوه است و با توجه به رشد روزافزون جمعیت و البته متنوع شدن تولیدات صنعتی، نیاز به استخراج انواع کالاهای پایه از جمله نفت، کانههای فلزی و انواع فلزات اساسی افزایش یافته است. با توجه به غیرقابل تجدید بودن این منابع و استحصال بیرویه در سالهای اخیر، شاهد تخمین خالی شدن منابع طبیعی در سالهای نهچندان دور از سمت دانشمندان هستیم. اشراف بر این موضوع میتواند دلیل پیشبینیهای صعودی از بهای کامودیتیها را روشن ساخته و ذهنها را آماده پذیرش ارقام جدید کند.