اصلاح ساختارتامین اجتماعی
محمد جندقي
«تامین اجتماعی»، نه در بعد اجتماعی که شاید، بیشتر از بعد اقتصادی قابل بحث باشد. برخی از صاحبنظران معتقدند بیشتر فرآیندهای نظام تامین اجتماعی معیوب است و باید اصلاح شود. آنها معتقدند که سیاستهای نظام تامین اجتماعی، بیش از هر زمان دیگر، نیازمند اصلاحات ساختاری است؛ از این جهت که آثار و پیامدهای مخرب ناشی از آنها میتواند در جامعه به اشکال مختلف نمود داشته باشد.
ازجمله نمونههای بارز آن، میتوان به صندوقهای بازنشستگی اشاره کرد که کاملا منطبق بر ورودی (منابع) و خروجی (مصارف) اداره میشوند. در این صندوقها نسبت بیمهشده به مستمریبگیر، در شرایط بحرانی قرار دارد. این موضوع، فقط یکی از ابعاد ضرورت اصلاحات در صندوقهای بازنشستگی است که اقتصاددانان تحت عنوان ابرچالش، از آن یاد میکنند و اگر به آن توجه نشود، میتواند بهطور مستقیم یا غیرمستقیم، منشأ اعتراضات باشد.
در این بین، برخی از کارشناسان و صاحبنظران بر این باورند که اصلاحات صندوقهای بازنشستگی، تصمیم دشوار اجتنابناپذیری است که دولت جدید، باید در جهت آن گام جدی بردارد. در بازنمایی برخی از آسیبهای موجود در رویههای خدمترسانی تامین اجتماعی از سوی برخی کارشناسان، به مواردی همچون لزوم پرداخت حق بیمه تامین اجتماعی تا آخرین روز هر ماه براساس ماده «۳۹» قانون تامین اجتماعی، دریافت حق بیمه تامین اجتماعی پس از بهرهبرداری از محل درآمد حاصل از فعالیت پروژه و همچنین توسعه پوشش بیمه اجتماعی و بازنشستگی اشاره شده است.
«دنیای اقتصاد» در این پرونده از باشگاه اقتصاددانان، به ضرورت اصلاحات ساختاری تامین اجتماعی پرداخته است.