آزادی‌خواهی در کسوت نقاش

امروز سالروز درگذشت کمال‌الملک است

شماره روزنامه: ۴۹۶۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۶۸۲۹۹۹ فرهنگ و هنر

دنیای‌اقتصاد : محمد غفاری معروف به کمال‌الملک، بی‌شک یکی از تاثیرگذارترین نقاشان دو قرن اخیر ایران است. وی که یکی از نخستین تحصیلکردگان فرنگ بود به دلیل تبحر در هنرش با حضور در دربار توانسته بخشی از تاریخ قاجار را در آثارش به نمایش بگذارد و در واقع وی با تصویرگری به جای عکاسی نقش غیرقابل انکاری در ثبت وقایع عصر خود داشت. کمال‌الملک که نقش استاد نقاشی ناصرالدین‌شاه را نیز ایفا می‌کرد پس از مرگ این شاه پرقدرت، فرصت یافت بار دیگر به فرنگ برود و این‌بار با کوله‌باری از تجربه‌های جدید به کشور بازگردد، به همین دلیل می‌توان وی را پلی بین نقاشی قدیم و سنتی ایران و نقاشی روز دنیا به حساب آورد. وی به خاطر دیدگاه‌های ترقی‌خواهانه‌اش اگر چه مستقیم در جنبش مشروطه نقشی نداشت ولی با آن همدل بود و با انتشار مقالات و ترجمه برخی آثار ژان ژاک روسو و دیگر نویسندگان آزادی‌خواه فرانسه، به سهم خود با جنبش همراه شد. کمال‌الملک علاوه بر نبوغ بالای هنری و پرورش شاگردان زبده، به خصوصیات انسانی و مناعت طبع نیز معروف بود. خاطره رباب مژدکانلو، نوه دختر برادر کمال‌الملک از ماجرای نابینا شدن یک چشم استاد که آن را از مادر و مادربزرگش شنیده تا حدی گواه این خصوصیت اوست.

آزادی‌خواهی در کسوت نقاش

وی شرح می‌دهد: «ماجرای نابینایی چشم استاد نیز از این قرار بود که کمال‌الملک به منزل آقای گنجی (سالار معتمد) دعوت می‌شوند. در اتاقی که به ایشان اختصاص داشته استراحت می‌کنند؛ صبح پیشخدمت صبحانه را می‌آورد؛ شیری که به همراه صبحانه آورده می‌شود، خراب و مانده بود که ایشان از خوردن آن امتناع می‌کند، آقای گنجی متوجه ماجرا شده و می‌خواهند پیشخدمت را تنبیه کنند که کمال‌الملک واسطه‌گری و میانجی‌گری می‌کند؛ آقای گنجی عصبانی شده و پاره آجری را به طرف پیشخدمت پرتاب می‌کند که به اشتباه به چشم استاد برخورد کرده و شیشه عینک وی شکسته می‌شود و به چشم آسیب می‌رسد. کمال‌الملک را به بیمارستان مشهد می‌برند، ولی چشم او مداوا نمی‌شود، از آنجا استاد را به تهران منتقل می‌کنند که در تهران نیز مجبور به تخلیه چشم می‌شوند. وقتی که برای تحقیق و کشف حقیقت ماجرا از تهران به نیشابور می‌آیند، کمال‌الملک و دوستانش داستانی غیرواقعی را عنوان می‌کنند که آقای گنجی گناهکار نشود و آن داستان نیز گیر کردن پا به طناب چادر و زمین خوردن استاد و آسیب دیدن چشم وی است. در واقع این داستان را برای ماموران باز گو می‌کنند که برای آقای گنجی گرفتاری درست نشود.» همین آسیب دیدن چشم استاد موجب می‌شود دو تابلو از کارهای آخر او ناتمام بماند. سال ۱۳۶۲ علی حاتمی کارگردان نامی ایران، فیلمی بر اساس زندگی این هنرمند با بازی جمشید مشایخی ساخته که اگر چه به لحاظ تاریخی چندان وفادارانه نیست؛ اما از لحاظ شخصیت‌پردازی، درویشی و بزرگ‌منشی کمال‌الملک در آن به خوبی به تصویر درآمده است. مشایخی که برای نزدیک شدن به این شخصیت تلاش زیادی کرده بود در باره این هنرمند می‌گوید: «جالب است برایتان تعریف کنیم که در آن زمان روبه‌روی وزارت ارشاد یک مرد سنگ تراش حدودا ۹۰ ساله بود و ایشان خاطراتی از استاد کمال‌الملک داشتند که من و مرحوم علی حاتمی به دیدنشان رفتیم. یک بخش از تعاریف ایشان این بود که استاد بسیار انسان خاکی بودند، همیشه در سلام دادن پیشدستی می‌کردند؛ به‌طوری‌که من هیچ زمانی نتوانستم زودتر به ایشان سلام بدهم.»

از کمال‌الملک آثار زیادی به جا مانده که تنها ۱۷۰ اثر به دوران حضورش در دربار مربوط می‌شود که معروف‌ترین آنها تالار آینه است. کمال‌الملک سرانجام در ساعت ۱۴ یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۱۹ خورشیدی بر اثر کهولت سن بیمار شد و در ۹۳ سالگی در منزل نوه دختری‌اش درگذشت. او وصیت کرده بود در باغ خودش واقع در حسین‌آباد دفن شود تا آرامگاه وی محل استراحت دوستان و دوستدارانش باشد، اما بنا به دلایلی وی را در نیشابور مجاور مزار شیخ فریدالدین عطار نیشابوری به خاک سپردند.

 

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن