روانشناسی و فاشیسم

شماره روزنامه: ۴۶۳۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۵۳۸۳۸۳ جمعه‌نامه

دکتر حسن عشایری

سال‌ها پیش با محمدرضا جلالی مترجم کتاب ««روان‌شناسی سیاسی» آشنا شدم، هم‌درس نبودیم، به قول زنده‌یاد امیرحسین آریانپور هم‌آموزی بود. به مثابه اینکه چهار چشم بیشتر از دو چشم می‌بیند در دوران دانشجویی با هم بودیم و بعدها در دفاع پایان‌نامه‌ نیز کنار هم بودیم. پیش‌بینی‌ام درست بود که روانشناسی را به آسانی رها نخواهد کرد. بسیاری درس می‌خوانند، مدرک را می‌گیرند و بعد به‌طور روزمره به تدریس یا کارهای دیگر می‌پردازند، اما محمدرضا جلالی، پایان‌نامه‌اش نشان از آغاز دیگری داشت به‌طوری که در انجمن عصب‌شناسی بدون جلالی نمی‌توانستیم ادامه بدهیم. من سال ۱۹۶۰ در فرایبورگ پزشکی می‌خواندم و بعد از چندی به فلسفه نیز کشانده شدم و همین مساله باعث شد که مدت‌ها در انجمن دانشجویی فعالیت کنم و مسوول آوردن خارجی‌ها بودم ومدتی نیز هربرت مارکوزه به مجالس سخنرانی دانشگاه می‌آمد و من مسوول آوردن و بردن ایشان بودم، به‌طوری که به من می‌گفتند حسن مارکوزه. در زمان اقامت و تحصیل در فرایبورگ مارتین هایدگر را از نزدیک ملاقات کردم و همچنین تئودور آدورنو را. این ملاقات‌ها برای من سعادتی بود، البته نه اینکه بگویم آنها را فهمیدم اما دیدارشان برای من سعادتی بود.

روانشناسی  و فاشیسم

کتاب «روانشناسی سیاسی» را با علاقه خواندم و برای مرور برخی از مسائلی که در کتاب مطرح شده است، باید اشاره کنم به سال ‌۱۹۷۰ و جلساتی که در دانشگاه فرایبورگ داشتیم و آدورنو را به آن دعوت کردیم که یکی از مسائل آن شخصیت اقتدارگراست که در این کتاب نیز مورد بحث قرار گرفته است. در آن زمان یکسری فعالیت‌ها در دانشگاه ما اتفاق افتاد که مصادف با زمان جنگ ویتنام بود و همان زمان تفکر انتقادی با مقاله‌هایی که انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها نوشتند، آغاز شد. چنانکه در دادگاه نورنبرگ برای افرادی که در آن محاکمه شدند، مطالبی نوشته شد که بعدا از سوی مارکسیست‌های شوروی و فرانسوی و حتی آلمانی‌ها مورد بررسی قرار گرفت که آمریکایی‌های تشکیل‌دهنده دادگاه به مساله یک‌جانبه نگاه کردند. در این دادگاه مساله فاشیسم مطرح شد، مارکس هورکهایمر، بنیانگذار مکتب انتقادی که هابرماس شاگردش بوده، معتقد بود کسی که از فاشیسم حرف بزند باید از کاپیتالیسم هم سخن بگوید. در این میان کمتر دیدم از نخبگان نامی آورده باشند، در حالی که من کتاب‌هایی به آلمانی دارم که چه طور نخبگان به غیر از هایدگر با فاشیست‌ها همکاری کردند. عده‌ای هم که همکاری نکردند از آلمان فرار کردند. اما بد نبود که به این محققان هم در کتاب اشاره می‌شد. البته شاید دسترسی نداشتند.

 

 

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن