استفاده از گاز برای روشنایی
حاجمیرزاحسینخان سپهسالار در سال ۱۲۹۷ با ۳۰ هزار لیره هزینه کارخانه چراغ گازی وارد کرده در خیابان امیرکبیر فعلی که به نامهای «چراغ برق» و «چراغ گاز» هم نامیده میشود، نصب کرد و به کار انداخت. تاریخچه آن بنا به نوشته اعتمادالسلطنه چنین است که «... در سفر دوم فرنگ شاه میل کردند که در تهران ایجاد چراغ گاز شود به سبک فرنگستان، اما از کیسه خود خرج نفرمایید. بنا شد ثلثی از مخارج را سپهسالار بدهد، ثلث دیگر را امینالملک، ثلثی هم شاه. امینالملک که بیرون منفعت جزئی در پیدا کردن شخصی موسوم به «فابیوس فوآتال» خود را کنار کشید. شاه بیست و چهار هزار تومان، سپهسالار به گفته خود ۷۰ هزار تومان به دفعات مختلف، فابیوس هم وعده روشن کردن چراغ مذکور را دادند و از عهده بر نیامد. بالاخره تاکیدات شد، بلکه تهدیدات، تا روز افتتاح شنبه یازدهم مقرر شد.
معتمدالملک که از طرف سپهسالار حاکم خراسان مناسبت برادری و سمت وکالت دارد در تهران است. تشریفات زیاد از هر قبیل فراهم آوردند. میدان توپخانه را آرایش دادند. بیرق زدند. چادرها برافراشتند. موزیکچیان اخبار دادند. شربت و شیرینی و اقسام میوه فراهم آوردند. وجه نقد و شاهی هم به جهت پیشکش آستان پادشاهی حاضر کردند. صبح آن روز اسب و کالسکه سه ساعت به غروب مانده خبر شده بود. علیالغفله موقوف فرمودند. متعذر به کسالت شدند و ناظم خلوت مامور شد رفت ولیعهد و نایبالسلطنه را آورد و شاهزادهها را مامور حضور افتتاح فرمودند و خود نرفتند. اگرچه شنیدم جناب آقا و سایر وزرا هم بودند اما خیلی برای معتمدالملک که تشریفات فراهم آورده بود و به جهت دشمنی که با شخص فابیوس دارند شاه را ترسانیده بودند که جمعیت و ازدحام زیاد است اگر تشریف بیاورید بیم خطر است... شاه پانزده روز بعد یعنی شب شنبه ۲۷ ذیقعده به تماشای چراغ گاز به خیابان و میدان توپخانه رفت. این کارخانه چندان دوام نیافت زیرا تهیه زغالسنگ و گاز لازم در ایران آسان نبود و متخصصی برای آن وجود نداشت و از همه مهمتر اندکی بعد سپهسالار بانی آن درگذشت. چند سال بعد یک نفر ایرانی این کارخانه را به ۱۰ هزار لیره خرید و در ۱۳۰۹ آن را به یک کمپانی بلژیکی موسوم به «کمپانی عمومی بلژیکی روشنایی و حرارت در ایران» فروخت. این کمپانی هم پس از آنکه ماشینهای زیادی به ایران آورد کارش پیشرفت نکرد و کارخانهاش بسته شد. ضمنا باید دانست که مکانیک کارخانه چراغ گاز «بوآتال» فرانسوی بود که تا آخر عمر در ایران ماند و در وبای سال ۱۳۲۲ در شمیران درگذشت.