یادداشت مهدی هاشمی به بهانه تولد کیانوش عیاری

شماره روزنامه: ۴۳۲۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۳۸۸۳۰۳ فرهنگ و هنر

مهدی هاشمی بازیگرسینما، تئاتر و تلویزیون به بهانه تولد کیانوش عیاری کارگردان سرشناس سینما و تلویزیون یادداشت نوشت.

یادداشت مهدی هاشمی به بهانه تولد کیانوش عیاری

به گزارش سایت «هنر و تجربه» بازیگر نام آشنای سینما در یادداشت خود آورده است:کارگردان فضاهای بی روتوش، چهره‌های بدون ماسک و رنگ و لعاب و گریم و صداهای به دور از ژست‌های رادیویی و دوبلوری. قهرمان فیلم‌های او (اگر قهرمانی در کار باشد) مثل ستاره‌های رایج سینما نیستند، اگر گاهی قهرمانی هستند؛هاله ستارگی‌ ورای انسان‎های عادی از آن‎ها گرفته شده‎است.آدم‌ها در فیلم‌های او چهره‌هایی در زمینه اجتماع هستند که سختی‌های زندگی بر آنها گذر کرده است، آنچه که ستارگان بی‌پایه و اساس و هویت سینمای بازاری و تجاری ما فاقد آن هستند. او بسیار بی‌پرده و مانع و ملاحظه می‌اندیشد و اگر امکانش بود مثل امکانی که به دولتی‌سازها می‎دهند، او چهره دیگری از جنگ را ترسیم می‎کرد و واقعیت‌های جنگ را نشان می‌داد.فداکاری‌ها و در عین حال هراس و گریز از وحشت و هجوم که یادآور حمله مغول‌ها باشد. حیف که ظرفیت‌ها و توان‎ها و استعدادها در این فلات پر از موانع، کنار زده می‎شوند.

تا آنجا که من آقای عیاری را می‌شناسم و بارها از زبانش شنیده‎ام، ساختن فیلم‌های کارتونی که همه چیزش در اختیار کارگردان است را بسیار دوست می‎داشت تا بتواند بدون فشار و محدودیت اربابان سرمایه، در یک سلیقه کامل و مستقل قهرمانانش را خلق کند. بدون محدودیت زمان و البته آزار و اذیت ستارگان و عوامل فیلم. البته این آرزو را تا حد امکان به عمل درآورده و درست در نزدیک به چهل سال فیلمسازی‌اش سعی کرده، تصمیم‌گیرنده همه چیز آثارش باشد. شاید برای همین است که فیلم‎های او مستقل هستند و کمتر شبیه فیلم‌های دیگر. کمتر در آثارش نشانی از فرمول و ساختار کلاسیکی و انجام شده و راه‌های هموار شده توسط کارگردان‎های دیگر را می‎بینیم. این مستقل بودن در هنرهای نقاشی و رمان و شعر که بر قلم و کاغذ و بوم انجام می‌شود، شاید آسان باشد اما در سینما آن هم در دنیای بی ثبات خاورمیانه‎ای ما که همه چیزدر اختیار نیست و نمی‎توان ارکستر هماهنگ را با عوامل ناهمگون اجرا کرد، بسی دشوار است. اما می‎بینیم او بارها آثار هماهنگی را از مجموعه‌ای ناهماهنگ خلق کرده‎است.

او در فیلم «روز باشکوه» اهالی شهری را به حرکت درآورده نه در قاب‌های چیده شده نقاشی‎وار بلکه سیال و روان و گذرا. نیرو حرکت درون کادرها و قاب‎های سینمایی او، تاب تحمل ایستایی و ثبات را ندارند، انگار دوست دارند کادرها و قاب‌ها را بشکنند. آیا می‎توان او را یکی از بزرگان بی‎قانون و ضد فضاهای کلاسیکی سینما دانست که در کمتر ژانری جای می‎گیرند؟ او نیز مثل بزرگان دیگری چون سهراب شهید ثالث و عباس کیارستمی که ستایشگران بسیاری دارند اما به‌دلیل رعایت نکردن قوانین معمول سینما، تماشاگران اندکی دارند، هیچ قاعده و قانون دراماتیکی بر آثارش جای ندارد و اوج و فرود و هیجان و دلهره و جذابیت‌های دیگر سینمای معمول و کلاسیک را در فیلم‌های او هم نمی‎بینیم. در همکاری چندین ساله من با این کارگردان بزرگ، وقتی در شروع فیلم‌برداری «روزگار قریب» به علت بیماری و ضعفی که بر اثر سرطان دکتر قریب داشت، خواستم خیلی واقعی حرف بزنم، صدایم به زحمت شنیده می‌شد، صدابردار گفت آقای هاشمی می‎شود کمی بلندتر صحبت کنید.آقای عیاری بی‌درنگ به شوخی و جدی (که همیشه در حال شوخی است) بلند گفت، تکنیسین‎ها صحبت نکنند.او طالب به تصویر درآوردن خود واقعیت‎های زندگی است حتی اگر صدای آن زندگی شنیده نشود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن