تنگنای رفع توقیف در سینمای ایران
دنیای اقتصاد : در چند ماه اخیر بحث اکران فیلمهای توقیفی پای ثابت خبرها بود و رسانههای مختلفی به آن پرداختند. در روزهای گذشته نمایش فیلم پرحاشیه «خانه دختر» و استقبال اولیه قابل توجه از آن، دوباره موضوع فیلمهای توقیفی را داغ کرد. بسیاری از مخاطبان سینما در روزهای اول نمایش این فیلم به سالنهای سینمایی رفتند و فیلم را دیدند، چند بار هم اکران فوقالعاده برای نمایش «خانه دختر» شکل گرفت اما رضایت مخاطبان از دیدن فیلم تعریفی نداشت. نقطه اشتراک نقدها سانسور و ناقص شدن فیلم بود. همزمان با این اتفاق پرسشی در جامعه فرهنگی و رسانهای مطرح شد که بازتابهای گوناگونی داشت. اینکه آیا بهتر است فیلمهای مشکلدار به صورت سانسور شده و ناقص اکران شوند یا اصلا اکران نشوند؟ به هر حال داستان توقیف فیلمهای سینمایی در ایران متعلق به امروز و دیروز نیست بلکه ریشهای عمیق در تاریخ هنر این سرزمین دارد و در دورههای مختلف مدیران، آمار ریز و درشتی از تعداد آثار توقیفی به ثبت رسیده است. با این حال وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دوازدهم تاکید دارد که این آمار به «صفر» نزدیک شود ولی آیا واقعا چنین چیزی ممکن است؟در دورههای مختلف مدیریتی در حوزه سینما سیاستهای مختلفی برای صدور مجوز ساخت و بهویژه نمایش آثار سینمایی وجود داشته و همین تنوع سیاست که گاهی نگاه سلیقهای بر آن غالب بوده، باعث شده در هر دوره از حضور مدیران آمار متفاوتی از توقیف فیلم یا به نمایش نگذاشتن آنها ثبت شود.
کارنامه مدیران سینمایی در توقیفها
براساس آماری که پیش از این در یک نشریه اجتماعی و «ایسنا» منتشر شد، حجتالله ایوبی با چهار فیلم و محمدرضا جعفری جلوه با حدود ۷۰ فیلم کمترین و بیشترین فیلم توقیفی را در دوران کاری خود داشتهاند، در این میان سیفالله داد با ۲۱ فیلم، عزتالله ضرغامی ۲۲ فیلم، محمدحسن پزشک ۱۸ فیلم و جواد شمقدری حدود ۳۳ فیلم توقیفی در کارنامه مدیریت خود در سینما بهجا گذاشتهاند و نکته جالب، آمار قابل توجه رئیس فعلی سازمان سینمایی یعنی محمدمهدی حیدریان است که در دوران مدیریتش در سالهای ۸۱ تا ۸۳، تعداد ۴۲ فیلم به نمایش درنیامدند.
او همچنین زمانی که در دولت یازدهم (سال ۱۳۹۵) به ریاست سازمان سینمایی منصوب شد، پس از مدتی کمیتهای را برای رفع مشکل و بازبینی فیلمهای مشکلدار تشکیل داد چون تاکید دارد که هزینه نگهداشتن هر اثری در قفسه از نمایش آن بیشتر است و باید تلاش شود با همکاری و گفتوگو با صاحبان اثر برای رفع مشکل اقدام کرد البته این اتفاق هم افتاد و چند فیلم از جمله فیلم خانه دختر که سخنش رفت، سرانجام پرده اکران را دید. بهطور کلی در سه دهه اخیر همواره بسیاری از فیلمهایی که توقیف شدند، در سالهای آینده اکران شدند. در واقع توقیف هر فیلم تنها چند سال اکران آن را به تاخیر انداخته است. درحالیکه اکران برخی از این آثار در سالهای گذشته این سوال را پیش آورد که با وجود گذشت زمان و تغییر شرایط جامعه، واقعا چه مشکلی در تمام این سالها مانع از اکران این فیلمها شده بود!؟
سرِ دراز رشته توقیف
سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اخیرا در گفتوگویی بیان کرده است: «تعداد فیلمهای توقیفی، آمار بسیار محدودی در قیاس با فیلمهای دارای پروانه نمایش دارند و در چهار سال گذشته، تعداد ۴۰۰ فیلم پروانه نمایش گرفتند و فقط کمتر از ۱۰ فیلم بودند که امکان نمایش عمومی پیدا نکردند.»او همچنین گفته است: «نسبت فیلمهای اکران شده به فیلمهایی که امکان نمایش عمومی نداشتند بسیار زیاد است، اما در عین حال باید این رقم را هم به حداقل یا به صفر رساند.»
به این ترتیب در سالهای گذشته فیلمهایی همچون «پریناز» بهرام بهرامیان، «خرس» خسرو معصومی، «آشغالهای دوستداشتنی» محسن امیریوسفی، «عصبانی نیستم» رضا درمیشیان، «رستاخیر» احمدرضا درویش و «خانه دختر» شهرام شاهحسینی در حالی برای اکران عمومی با مشکل روبهرو شدند که معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی معتقد است: «فیلمهایی که در این سالها توقیف کردیم هیچ کدام نه مُخل امنیت نظام بودند و نه خط قرمزهای مهم را رد کرده بودند، یعنی شاید یکی دو مورد باشد که خلاف مصالح اصلی یا امنیت نظام پیش رفته باشند که قابل اکران نبودند و باقی بیشتر سوءتفاهم است.»البته بسیاری از این فیلمها از توقیف خارج شدند، فیلم «رستاخیز» هم با وجود داشتن پروانه نمایش از آنجا که به قول مسوولان سینمایی راه حل مشکلش فراتر از سازمان سینمایی و دولت است، مشخص نیست چه سرنوشتی در انتظارش خواهد بود.
موافقان و مخالفان
به هرحال رفع توقیف فیلمها هم مخالفانی دارد و هم موافقانی. اما واقعیت این است که بسیاری از فیلمها که در دهه ۶۰ توقیف شدند، در دهه ۸۰ روی پرده رفتند. همینطور توقیفیهای دهه ۷۰ و ۸۰، در دهه ۹۰ نمایش داده شدند. در روزگار امروز با سرعت فزاینده تغییرات اجتماعی و گسترش رسانهها، به نظر میرسد روند توقیف فیلمهای سینمایی دیری نپاید و اثر چندانی نداشته باشد. برای مثال جواد شمقدری رئیس اسبق سازمان سینمایی با بیان اینکه تلاش برای نمایش فیلمهای توقیفی اقدامی خوب است اما فرآیند آن هم اهمیت دارد، تاکید کرد: تصمیم برای رفع توقیف فیلمها که این روزها شنیده میشود بیشتر به انتحار شبیه است تا درک مسوولیت فرهنگی و شهامت عقلانی.
او افزود:«شما در هالیوود نمیتوانید بهراحتی کارگردان شوید، اما در جمهوری اسلامی ایران بهراحتی میتوانید فیلمساز شوید و اگر کمی استعداد داشته باشی و سماجت کنی به کارگردان تبدیل میشوی. وقتی در این جایگاه هستی یعنی نسبت به افکار عمومی مسوولیت داری و اگر فیلمساز نخواهد به این مساله توجه کند، فضا سخت میشود چون باید درک مشترکی با گروههای مختلف فکری و اجتماعی وجود داشته باشد و هر حرفی نباید در همه جا گفته شود. این همان احترام به قانون است و بیشتر فیلمسازان ایرانی آن را درک میکنند و فقط در سه، چهار درصد است که به مشکل برمیخوریم.»
اما در مقابل حسن برزیده کارگردان سینما معتقد است: این خیلی خوب است که وزیر فرهنگ به این موضوع فکر کرده که توقیف فیلم، اتفاق بدی است و نباید رخ دهد، چه به لحاظ اینکه سینما یک صنعت است و چه به لحاظ هنری چون در موضوع نمایش ندادن فیلمها مساله فقط شکستن دل هنرمندان نیست بلکه باید توجه داشته باشیم سینما یک صنعت است و هزینههای هنگفتی برای آن صرف میشود.برزیده با ابراز امیدواری از اینکه وزیر فرهنگ پای تصمیمات و حرفهای خود بایستد، بیان کرد: بنابراین تاکید میکنم تلاش برای اکران فیلمهای ساخته شده یک اقدام خوب است، به شرط اینکه وزیر فرهنگ شجاعت و شهامت داشته باشد تا در مقابل فشارهای جناحی برای برداشتن یا نمایش ندادن فیلمها بایستد. البته این را هم بگویم خود من بهطور شخصی ممکن است فیلمی را برای اکران مناسب ندانم اما مساله اینجاست که وقتی گروهی تصمیم به صدور پروانه نمایش برای یک اثر سینمایی میگیرد من یا هیچکس دیگر حق دخالت نداریم. شاید بهتر باشد اگر فیلمی ارزشهای لازم را ندارد یا حتی مبتذل است، اصلا حمایتی برای ساخت آن از سوی دولت اتفاق نیفتد اما همان فیلمهایی که ممکن است مبتذل باشد وقتی برای آن مجوز صادر شده کسی حق ندارد مانع از اکران آنها شود. به همین دلیل در این شرایط بهترین کار این است که نقد کنیم.