ظهور و افول جنبش کارگری
در جریان سرکوب مردم تبریز( ۱۲۹۰ش) ۱۸ نفر از ۳۰ نفر تبریزی اعدام شده، صنعتگر و مغازه دار بودند و اینها نهایتا در نتیجه ائتلاف روسای ایلات و سایر عناصر نخبه که در آخرین مراحل انقلاب به صحنه آمدند کنار نهاده شدند.
درخصوص کارگران هم میتوان گفت با روند گرایش فزاینده به شهرنشینی در آغاز قرن بیستم در ایران، سیر مهاجرت دهقانان بهصورت یک جریان دائم و شتابگیرنده به تهران و سایر شهرهای بزرگ ادامه یافت. این مهاجران تحت عنوان کارگر قلمداد میشدند که اغلب آنها شغلهای موقت و غیرتخصصی داشتند. چنین افرادی بهطور معمول از لحاظ بینش سیاسی نسبت به کارگران ماهر و آموزش دیدهای که در کارخانهها کار میکنند و در مرز رسیدن به آگاهی سیاسی هستند در سطح پایینتری قرار دارند، اما نسبت به گذشته از افق دید بازتری برخوردار میباشند و نفوذ و تاثیر بیشتری هم دارند در عین حال فاقد هرگونه سمتگیری سیاسیاند و کسان دیگر آنها را رهبری میکنند.
این دسته کارگران تنها به هنگام کمبود نان و بلوای ناشی از آن به فعالیت سیاسی خود انگیخته شدهاند و چون این نوع بلواها در هر دو رژیم استبدادی و مشروطیت روی داده است میتوان گفت کارگران غیرماهر در این بلواها، نسبت به استبداد یا مشروطه جهتگیری خاص سیاسی نداشتهاند. جنبش کارگری در ایران با ظهور انقلاب مشروطیت پدید آمد و با افول آن از میان رفت. کارگران از نظر تعداد محدود بودند اما حمایت گستردهای از انقلاب داشتند و به علت همین محدودیت نتوانستند همانند پیشهوران، روحانیون و بازرگانان نقش قاطعی ایفا کنند.