مراقب افکارتان باشید
به گزارش ایسنا، انسان سوار بر ماشین پرشتاب زندگی امروز در تلاطم امواجی از رقابت ها، تقلا برای پیروزی، ترس از شکست، کمال گرایی بیحد و مرز، بیکاری، بیماری، جنگ، ناامیدی و غیره غرق شده است. شرایطی که در آن عوامل آسیبرساننده روان و جسم انسان از جمله نگرانی ها، اضطراب و استرس در کمین نشسته اند.
ما ناچار به گذران زندگی به شیوه نوین هستیم و برای همگام شدن با عصر جدید ناگزیر با موقعیتهایی مواجه میشویم که ممکن است برخلاف میل ما باشند؛ اینجاست که لزوم شناخت و افزایش ظرفیت وجودی و روحی خود اهمیت پیدا میکند.
انسان ها با روحیات، شخصیت ها و شرایط متفاوتی در کنار هم زندگی میکنند و برای بقای خود نیاز به تعامل با یکدیگر دارند، بنابراین بعید نیست که هر کدام از آن ها به شیوه ای مختلف در مواجه با رویدادها و رفتار آدم های اطراف خود واکنش نشان می دهند. فردی ممکن است در برخورد با یک مشکل، به شدت احساس ضعف کرده و در مقابله با آن بهسادگی تسلیم شود و زندگی را برای خود بیش از حد سخت و دشوار سازد؛ در حالی که فرد دیگری با نوعی بی خیالی مفرط و بی اعتنایی از کنار آن به آسانی بگذرد. هر چند عکس العمل هر دو فرد ممکن است برای افراد عواقب بدی را به دنبال داشته باشد.
بی شک تا به حال در خصوص تفکرات مثبت و منفی که در ذهن افراد می روید، شنیده اید. بر اساس تعاریفی که ارائه شده است؛ عده ای با نگرشی مثبت با وقایع و رویدادهای اطراف خود برخورد کرده و سعی میکنند از تمام احساس های منفی و محرک های یأس آور ساخته ذهن خود در خصوص موقعیت دشوار دوری کرده و از تمامی ظرفیت های مثبت ذهنی خود در راستای رویارویی با آن ها به کار گیرند؛ باید یادآور شد که مثبت نگری با ساده اندیشی بسیار متفاوت بوده و دو مقوله متمایز از هم هستند.
عده ای دیگر با دید منفی با وقایع روبرو شده و همیشه آیه یأس میخوانند، به طوری که تمام امور را از بعد منفی و معایب آن مینگرند؛ از توانمندیهای خود غافل بوده و دچار یأس و ناامیدی میشوند. این افراد حتی در موقعیتهای نشاط آور زندگی خود هم نمیتوانند خوشحال باشند و عرصه را برای خود تنگ میسازند.
آیا تاکنون به این اندیشیده اید که فکری که در ذهن شما می گذرد چه تأثیری بر سلامتیتان دارد؟ آیا تفکرات مثبت و منفی شما میتواند بر عملکرد در زندگی و حتی شیوه زندگیتان اثربخش باشد؟ برای پاسخ به این سؤالها با یک روانشناس به گفتوگو نشستیم تا به عملکرد افکار و ذهنمان از منظر وی بنگریم.
واکنش ما در مقابل ادراک ما از وقایع است
دکتر "مجید محمودعلیلو"، استاد روانشناسی، در گفتوگو با خبرنگار ایسنا با اشاره به یک دیدگاه پرطرفدار و بالنده امروز در علم روان شناسی با عنوان نظریه شناختی سلامت روانی و آسیب روانی، عنوان کرد: جهان به واسطه افکار، باورها، حافظهها، خاطرات و شناخت ما معنا پیدا می کند و واکنش ما در واقع در مقابل ادراک ما از وقایع است. به طوری که در زمان های گذشته رواقیون باستان و کلبیون نیز بر اهمیت ادراکات در واکنش افراد اشاره کرده اند.
وی با بیان اینکه هر دوی واکنش مثبت و آشفتگی روانی، حاصل ادراکات ما از اتفاقات است، ادامه داد: دیدگاه شناختی بنا را بر این می گذارد که ما نه به واسطه خود اتفاقات بلکه از طریق ادراک از اتفاقات برآشفته می شویم و یا احساس خرسندی می کنیم.
تفکر یک موضوع محوری در سلامت است
وی با تأکید بر اینکه تفکر یک موضوع محوری در سلامت است، افزود: واکنش افراد در برخورد با یک امر متفاوت بوده و واکنش متفاوت را ادراکات آنها مشخص می کند.
محمود علیلو همچنین با ارائه یک مثالی ساده از رویدادهای دانشگاه، گفت: در نظر بگیرید استادی در حین ورود به کلاس و یا تدریس متوجه یک دانشجویی شود که خوابیده است؛ ممکن است یک استادی آن را امری عادی قلمداد کرده و بنا را بر این بگذارد که شاید آن دانشجو نیاز به خواب داشته و یا به هر دلیلی خوابش برده است.
وی اضافه کرد: این استاد از کار دانشجو برآشفته نمی شود و به طور طبیعی نه آدرنالین خون و نه قند خون وی بالا میرود و نه واکنش تندی نشان میدهد؛ در کمال آرامش به تدریس ادامه داده و با این کار سلامت خود را به خطر نمی اندازد.
وی ادامه داد: استاد دیگری ممکن است واکنشی متفاوت نشان داده و این کار دانشجو را بی ادبی و گستاخی وی تلقی کند. چنین نگرشی هم به افزایش میزان قندخون، آدرنالین و نورآدرنالین خون وی منجر شده، و هم عضلات بدن وی منقبض خواهد شد؛ در این حالت فرد خشمگین شده و ممکن است واکنش نامناسبی را نسبت به دانشجو نشان دهد و بین آن ها درگیری پیش بیاید.
برانگیختگی های فیزیولوژیکی در بدن در مدت طولانی سیستم ایمنی بدن را تضعیف می کند
استاد روانشناسی تأکید کرد: اگر ادراکات فرد از این نوع بوده و اتفاقات را به شکل منفی تعبیر و تفسیر کند، برانگیختگی های فیزیولوژیکی مداومی را تجربه خواهد کرد، و تداوم آن میتواند موجب ایجاد تغییرات بیمارگونه در جسم و واکنش دفاعی، به خصوص سیستم ایمنی بدن فرد شود.
وی اظهار کرد: اگر تغییرات فیزیولوژیکی ناشی از هیجان زدگی را در کوتاه مدت داشته باشیم، ممکن است به نفع ما تمام شود و با ایجاد این تغییرات در یک موقعیت مناسب برای گریز و یا ستیز قرار بگیریم.
وی افزود: با تداوم تغییرات فیزیولوژیکی در بدن و به مدت طولانی، ممکن است عمل تخصیص پروتئین به سیستم ایمنی بلوکه شده و سیستم ایمنی بدن در مقابل سلول های مبارزه کننده با میکرواورگانیسم های مهاجم کم بیاورد.
وی در این خصوص ادامه داد: در نتیجه فرد با یک سرماخوردگی، عفونت ویروسی را تجربه می کند و بافتهای توموری که هر لحظه در بدن ما میتوانند وجود داشته باشند از کنترل خارج شده و بیماری مانند سرطان شکل میگیرد.
سلامت جسمی و روانی در گرو فکر است
محمودعلیلو همچنین خاطرنشان کرد: ما میدانیم که عوامل روان شناختی از طریق تأثیر مضر آن بر سیستم ایمنی، فرد را در معرض آسیب های جسمی و روانی قرار میدهند. این عوامل روان شناختی نیز با شناخت و باورهای فرد در ارتباط است.
وی اظهار کرد: خواب دانشجو در مثال گفته شده، یک واقعیت و ثابت است و اینکه استاد در واکنش با آن آشفته می شود یا نه، به باورهای وی بستگی دارد. به عبارت دیگر، آشفتگی را تفکر و باور فرد تعیین می کند نه واقعیت.
وی همچنین با بیان اینکه اغلب تجارب ما در زندگی عادی از این نوع است، گفت: همه چیز در گرو فکر است.
وی با ارائه مثالی دیگر اضافه کرد: در نظر بگیرید یک فرد آشنایی را موقع تردد در بیرون و خیابان می بینیم و سلام میدهیم اما جواب سلام نمی گیریم، در چنین موقعیتی میتوانیم ادراک یا فکری سالم در مورد آن داشته باشیم؛ اینکه شاید آن فرد من را ندیده یا اشتغال ذهنی داشته و متوجه من نشده است که این امر یک واقعیت است.
وی همچنین ادامه داد: اما فردی دیگر امکان دارد چنین قلمداد کند که آن فرد از روی عمد خود را متوجه وی نساخته و او را تحقیر کرده است. این فرد با چنین نگرشی برآشفته شده و حاصل اصرار وی بر این موضوع و تداوم این حالت، بیماری جسمی و روانی خواهد بود.
آدم ها باید با جنبه های تغییرناپذیر زندگی خود آشتی کنند
این استاد روان شناسی تأکید کرد: اگر قرار باشد به انسان ها کمک کنیم تا در مقابل فشارها و عوامل استرس زا مقاومت کنند؛ بهترین نکته، کار روی باور مردم است.
وی با اشاره به اینکه تنها زبان قابل قبول برای ایجاد ارتباط با جنبه های غیرقابل تغییر جهان، پذیرش است، گفت: باید به افراد یادآور شد که با جنبه های تغییرناپذیر زندگیشان نجنگند.
وی با تأکید بر غیر قابل تغییربودن بعضی از اتفاقات، اضافه کرد: همانطور که گردش زمین به دور خورشید، تغییر فصل ها و تغییر شب و روز غیر قابل اجتناب هستند، بعضی از اتفاقات اجتماعی زندگی مردم نیز غیر قابل تغییر است.
وی خاطرنشان کرد: افراد هر طور رفتار کنند، یک عده ای راضی و خوشحال و عده ای نیز ناراضی خواهند بود، پس نمیشود همه را راضی نگه داشت؛ اینکه یک عده ای همواره ناراضی خواهند بود یک جنبه ثابت زندگی است.
نوع تفکر، کیفیت زندگی را تعیین می کند
محمودعلیلو همچنین گفت: اگر در انساب اهداف، رفتارها و کارها بیش از اینکه به خودتان، نیازها و احساساتتان به احساسات دیگران توجه می کنید باید این عادت را متوقف کنید؛ چرا که اگر این مشکل برطرف شود از بخشی از دغدغههای غیرالزامی زندگی خود رها می شوید.
وی تأکید کرد: آدم ها باید با جنبه های تغییرناپذیر زندگی خود آشتی کنند؛ هدف از آن هم تغییر افکار و باورها است.
وی افزود: ما در اغلب موقعیتهای اجتماعی در معرض رویدادها و محرک ها قرار داریم که هیچگاه نمیتوانیم از علت واقعی آن آگاه شویم. در این شرایط منطق حکم می کند که آن افکاری را انتخاب کنیم که ما را برآشفته و یا عصبانی نمیسازد؛ و این یعنی مثبت اندیشی.
وی همچنین گفت: بدون شک تفکر مثبت و منفی در ذهن بر عملکرد ما و شیوه زندگیمان نیز مؤثر خواهد بود.
وی با تأکید بر آموزش مثبت اندیشی و آشنایی افراد با آن، ادامه داد: مثبت اندیشی به مقاومت افراد در برابر آسیب های مضر عوامل استرس زا کمک می کند.
بر اساس آنچه گفته شد؛ ذهن ما هر آنچه را که به آن محول می شود، ایفا می کند؛ پس بهتر است که امواج مثبت و خوبی را از جانب ما دریافت کند. تفکرات و هیجانات منفی مداوم در ذهن می توانند تهدیدی برای سلامت جسم، روان و زندگی ما باشند، بنابراین بسیار ضروری است که هر فردی در صورت تجربه این نوع تفکرات در طولانی مدت، آن را با یک روان شناس یا مشاور در میان گذاشته و در جهت درمان آن اقدام کند.
هر فرد به جای اینکه هر لحظه با احساسات و افکار منفی دست و پنجه نرم کند، با شناخت تفکرات و درک موقعیتی که در آن قرار گرفته است می تواند در شرایط سخت بهترین تصمیم را گرفته و آن را در جهت تعالی روحی و زندگی خود به کار گیرد. زیرا گله و شکایت از موقعیت و سر تسلیم فرود آوردن در مقابله با سختی ها و در رویارویی با افکار منفی کنترل کننده ذهن نمی تواند راه گشا باشد؛ بلکه باید با تقویت اراده و پروراندن افکار خوب و مثبت، راه حلی برای فائق آمدن بر مشکلات پیدا کرده و خود را از آن وضعیت رها ساخت. بر این اساس، افراد باید نسبت به فعالیت ها و علاقمندی های مثبت خود نیز واقف باشند و از آن در راستای رسیدن به حال خوب و تقویت جنبه مثبت ذهن خود کمک بگیرند؛ این فعالیت ها می توانند از قبیل راز و نیاز با پروردگار، نوشتن، مطالعه کردن، دیدار با یک فرد مشخص، ورزش، انجام کارهای هنری و غیره باشند.
هر کدام از ما در زندگی همواره در حال تجربه موقعیت های خوب و بد هستیم؛ چه بسا هر روز که از خواب بیدار می شویم جسم و ذهن خود را برای یک روز نو و چالش های پیش رو آماده کرده و با خوش رویی و اراده قوی با آن روبرو شویم. "امام علی (ع)" در خصوص اهمیت مثبت نگری میفرماید: دنیا و آنچه در آن است مثل خورشید است، اگر با آن به اطراف نگاه کنی باعث نورانیت و بینایی میشود اما اگر به آن نگاه کنی کور میشوی.
نادیده گرفتن سلامت روان، عامل بسیاری از بیماری هایی محسوب می شود که امروزه گریبان گیر بسیاری از افراد در دنیا است. افکار سالم و ذهن زیبا، زندگی را زیبا می سازد، چرا که افکار ما بر عملکردمان در گذر از گردنه های دشوار مسیر زندگی و همچنین شیوه زندگی و روابط ما با دیگران مؤثر خواهد بود. بنابراین با مراقبت از ذهن و افکار خود و اهمیت دادن به روح و روانمان، تندرستی نصیبمان شده و بیش از پیش شادتر و سالم تر زندگی خواهیم کرد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.
ارسال نظر