بیکاری و گرسنگی و خجلت عیال
<p> «خواطر مبارک مستحضر است که ما عدهای کثیر کارگران پارچهباف تهران فقط در سال چند ماهی مشغول بافتن پارچه ملبوس قشون هستیم و به این وسیله لقمه نانی بهدست آورده با اهل و عیال خود به این حیات فلاکتبار ادامه میدهیم. . . ما بیچارگان در عوض پارچه بافتن و اجرت گرفتن دچار بیکاری و گرسنگی و خجلت عیال، لاعلاج روز خود را شب نموده و تماشا میکنیم. » </p> <p> <strong>- بخشی از نامه، «اتحادیه کارگران نساج خانه تهران» به رئیسالوزرای وقت کشور در سال ۱۳۰۵.</strong><br> <strong>- منبع: اسنادی از انجمنهای بلدی، تجار و اصناف (۱۳۰۰-۱۳۲۰ش)، جلد۱، ص ۶۰</strong> </p>.
«خواطر مبارک مستحضر است که ما عدهای کثیر کارگران پارچهباف تهران فقط در سال چند ماهی مشغول بافتن پارچه ملبوس قشون هستیم و به این وسیله لقمه نانی بهدست آورده با اهل و عیال خود به این حیات فلاکتبار ادامه میدهیم... ما بیچارگان در عوض پارچه بافتن و اجرت گرفتن دچار بیکاری و گرسنگی و خجلت عیال، لاعلاج روز خود را شب نموده و تماشا میکنیم.»
- بخشی از نامه، «اتحادیه کارگران نساج خانه تهران» به رئیسالوزرای وقت کشور در سال ۱۳۰۵.
- منبع: اسنادی از انجمنهای بلدی، تجار و اصناف (۱۳۰۰-۱۳۲۰ش)، جلد۱، ص ۶۰