بازاندیشی ارزش مشتریان در اقتصاد دیجیتال

هرچه کاربران بیشتری داشته باشید محبوب‌تر هستید

شماره روزنامه: ۳۸۲۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۱۰۶۱۹۷۵ مدیران

فریبا ولیزاده

<p> <strong>مترجم: فریبا ولیزاده</strong> </p> <p> <strong>منبع: sloanreview. mit. edu</strong> </p> <p> به باور بازاریابان مشتری‌محور، مشتریان پادشاه هستند. کسب‌وکارها گاهی رفتارهای مشتریان را به نفع خود نادیده می‎گیرند. اما قدرت و پتانسیل «تاثیر شبکه‌ای۱» به این نکته اشاره دارد که نگاه به مشتری به‌عنوان یک پادشاه ایده‌ای ضعیف است و حتی سرمایه‌گذاری نادرستی به‌شمار می‌رود. </p> <p> کسب‌وکارهای دیجیتال موفق و رقبای آنان مشتری را به چشم دارایی‎هایی می‎نگرند که مستحق سرمایه‌گذاری‎های نوآورانه هستند. </p>

هرچه کاربران بیشتری داشته باشید محبوب‌تر هستید

مترجم: فریبا ولیزاده

منبع: sloanreview.mit.edu

به باور بازاریابان مشتری‌محور، مشتریان پادشاه هستند.کسب‌وکارها گاهی رفتارهای مشتریان را به نفع خود نادیده می‎گیرند. اما قدرت و پتانسیل «تاثیر شبکه‌ای۱» به این نکته اشاره دارد که نگاه به مشتری به‌عنوان یک پادشاه ایده‌ای ضعیف است و حتی سرمایه‌گذاری نادرستی به‌شمار می‌رود.

کسب‌وکارهای دیجیتال موفق و رقبای آنان مشتری را به چشم دارایی‎هایی می‎نگرند که مستحق سرمایه‌گذاری‎های نوآورانه هستند. بله، با مشتریان خود خیلی خوب رفتار کنید، اما بدانید که سرمایه‎گذاری هوشمندانه‎تر بر رفتارهای آنان تاثیر خواهد داشت. در مدل کسب‎وکار Uber، برنامه‎ کاربردی هوشمند مشتریان و رانندگان شرکت را هم برای Uber و هم برای تک‌تک آنها ارزشمند کرده است.

شرکت‌هایی نظیر گوگل، اپل، فیس‌بوک، آمازون، Uber، Airbnb و LinkedIn بی‌وقفه در روند صنایع مهم اختلال ایجاد می‌کنند، به باور ما تاثیر شبکه‌ای اکسیر موفقیت آنان است. تاثیرات شبکه‎ای فرصت‎های روزافزونی را برای ایجاد نوآوری و ارائه ارزش و رشد در بازارهای دیجیتال فراهم می‌کنند. این واقعیت برای شرکت‎هایی نظیر Netflix، Twitter، Github و Alibaba و در قالب اینترنت اشیا قابل مشاهده است و توانسته است به مزیتی رقابتی و منبعی از نوآوری تبدیل شود.

به باور اقتصاددانان تاثیر شبکه‎ای-یا به عبارتی اثرات خارجی شبکه‌ای- زمانی قابل دسترسی است که ارزش یک محصول یا خدمت برای کاربران با رشد تعداد کاربران بیشتر شود. اما متاسفانه این تعریف سنتی ناقص است. کیفیت مصرف و ویژگی‎های مصرف‎کننده به اندازه کمیت اهمیت دارد. به بیان دیگر، نحوه استفاده از این شبکه‎ها به‌اندازه میزان مصرفشان اهمیت دارد.

برای مثال، آمازون شاید صدها میلیون نفر مشتری داشته باشد، اما این واقعیت که ده‌ها میلیون تن از این مشتریان فعالانه از پیشنهادهای موتور جست‎وجوی آمازون، نظرات کاربران، نمونه‌های کتب و محتوای ویدئویی استفاده می‎کنند و نظراتی را نیز در این وب‌سایت ثبت می‎کنند، کمک فوق‌العاده‎ای به افزایش ارزش این شرکت کرده است. شبکه آمازون ایجاد و گردآوری داده‏‎های عرضه‌کننده و دیدگاه‎هایی برای مشتریان و البته محصولات را تسهیل کرده است. این بینش‎های کیفی تاثیرات کمی بی‎نظیری بر کسب وکار آمازون و مشتریان آن بر جای می‎گذارند.

دستیابی به تاثیر شبکه‎ای

تاثیر شبکه‎ای، کاربران را به دارایی‎های مهم سازمان تبدیل می‎کند. ایجاد تاثیر شبکه‌ای کاربران و مشتریان را قادر به ایجاد ارزش‎های جدید مستقیم و حتی غیرمستقیم می‎کند. تاثیر شبکه‎ای صرفا فرصتی برای ارائه ارزش برای کاربران بیشتر نیست بلکه کاربران را هم برای کسب‎وکار و هم برای یکدیگر ارزشمندتر می‎کند. بنابراین، تاثیر شبکه‎ای پدیده اقتصادی خاصی تلقی می‎شود.

گوگل پس از هر جست‎وجوی کاربرانش و هر کلیک روی پیام‎های تبلیغاتی هوشمندتر می‎شود. درواقع، بلافاصله پس از دریافت اطلاعات از آنها به‌منظور بهبود تجربه تک‎تک کاربرانش بهره‎برداری می‎کند. این حساسیت مشابه در طراحی موتور جست‎وجوی آمازون و Netflix یا در تعامل با Uber یا Airbnb و کاربرد برنامه‎های کاربردی تلفن‎های هوشمند اعمال شده است. با مشارکت کاربران بیشتر و فعالیت نوآورانه آنان ارزش بیشتر و داده‎های با ارزش‎تری عاید سازمان می‎شود. هر چه ارزش بیشتری ایجاد شود، کاربران بیشتر - کاربردهای نوآورانه‎تر- جذب کسب وکار خواهند شد و این روند به منزله مواد خام برای نوآوری‌های ترکیبی است.

راه حل دیگر جذب کاربرانی است که کاربران جدید را به روشی مطلوب‎تر جذب می‎کنند. فلسفه سرمایه‌گذاری در تعریف ابزارها، فنون و تکنولوژی‎هایی که تقویت‎کننده قابلیت‎های کاربردی و مشارکتی هستند، کارساز است. علاوه‌بر این، مطالعات نشان می‎دهد که چگونه کسب‌وکارهای دیجیتال از تکنولوژی‎های دیجیتال و شبکه‎های اجتماعی به‌منظور ارزشمندتر کردن کاربران و ارزشمندتر شدن از نظر مشتری استفاده می‎کنند. در توسعه پلت‌فرم‎های دیجیتال کسب‎وکارها چگونه کاربران را بخش‌بندی می‎کنند و چگونه اطلاعات و دیدگاه‎ها را با یکدیگر به اشتراک می‎گذارند.

چارچوبی برای ایجاد ارزش

در پژوهش مذکور بر نحوه ایجاد قابلیت‎ها و مهارت‎های جدید برای کاربران توسط کسب‎وکارها توجه شده است. چارچوب مورد نظر از سه مولفه بخش‌بندی، اجتماعی‎کردن و ایجاد مهارت تشکیل شده است که بازاریابی سنتی و کاربران نوآور را در ایجاد و کسب مزایای تاثیر شبکه‌ای یاری می‎کنند. چارچوب مذکور از مدیران ارشد سازمان‎ها می‌خواهد تا مفهوم تاثیر شبکه‌ای را در قالب سه مولفه مرتبط بررسی کنند: بخش‌بندی، اجتماعی‌سازی و ایجاد مهارت.

بخش‌بندی: سازمان‎ها کاربران مهم و با ارزش خود را در گروه‎های مختلفی دسته‎بندی می‎کنند. مشتریان، اعضای کانال‎های توزیع، توسعه‎دهندگان، تامین‎کنندگان. برای مثال، بخشی از مشتریان در قالب گروهی که بیشترین میزان مرجوعی را برای سازمان به بار می‎آورند، دسته‎بندی می‎شوند یا بخشی دیگر در قالب تامین‎کنندگان نوآورتر یا کانال‎های توزیعی که تاکید بیشتری بر وفاداری دارند، دسته بندی می‌شوند. به‌طور خلاصه باید اشاره کرد که چه گروه از کاربران کسب‎وکار، کاربران هدف هستند یا سازمان علاقه‎مند سرمایه‎گذاری روی کدام گروه از کاربران خود است، به عبارت دیگر سازمان باید بداند چه گروهی از کاربرانش در ایجاد تاثیر شبکه‌ای نقش دارند.

اجتماعی سازی: پلت‌فرم‎های مختلف شبکه‎های اجتماعی امکان ایجاد انواع مختلفی از تاثیرات شبکه‎ای را برای کسب‎وکارها فراهم می‎آورند. سازمان‎ها نه تنها نیاز به تعریف ویژگی‎های کاربران خود - و البته گروه‎های کاربران- دارند بلکه باید تصمیم بگیرند که چگونه می‎خواهند بازگشت سرمایه حاصل از تاثیر شبکه‎ای را اندازه گیری کنند.

ایجاد مهارت: این مقوله به ایجاد قابلیت‎های جدید در کاربران و جوامع اشاره دارد. ایجاد قابلیت به معنای افزایش سرمایه‎های انسانی است.

وابستگی متقابل این مولفه‎ها تاثیر قابل توجهی بر اثربخشی چارچوب مذکور خواهد داشت. ترکیب این سه مولفه روشی قدرتمند برای بررسی تاثیر شبکه‎ای است. مدیریت مجزای هریک از این مولفه‎ها مسلما منجر به شکست خواهد شد.

در بازارهای دوطرفه، نظیر اپ استور اپل یا Uber و Airbnb، چارچوب یکی از مهم‎ترین جوانب تعامل هم برای مشتریان و هم برای توسعه‎دهندگان تامین‎کنندگان به‌شمار می‎رود. رانندگان Uber و توسعه‎دهندگان برنامه‎های کاربردی به اندازه کاربران گوگل یا LinkedIn از سرمایه‎گذاری‎هایی که در زمینه افزایش قابلیت‎های آنان صورت گرفته است، بهره‎برداری می‎کنند. دسترسی به امکانات دیجیتال، الگوریتم‎ها و تحلیل‎هایی که تقویت‎کننده عملکرد فردی هستند، به‌طور همزمان دسترسی به تاثیرات شبکه‎ای را تسهیل می‎کنند. این دو درکنار هم معرف سبک جدیدی برای افزایش بهره‎وری هستند. درک نقش تاثیر شبکه‎ای اساسا رویکردهای سرمایه‎گذاری استراتژیک را به سمت سرمایه‎گذاری روی تک تک کاربران تغییر داده است. همان‌طور که اشاره شد، کسب موفقیت در اقتصاد‎های دیجیتال نه تنها در گرو توسعه محصولات، خدمات و تجارب مشتری است بلکه در توسعه قابلیت‌های مشتریان، اعضای کانال‎های توزیع و تامین‎کنندگان نیز ریشه دارد. گام بعدی بر عهده مدیران ارشد بازاریابی و نوآوری است تا به صورت صریح به پرسش‎هایی در خصوص ارزیابی میزان بازگشت سرمایه و کمک به مشارکت بیشتر کاربران و ایجاد ارتباطات پاسخ دهند.

بدون شک یکی از دغدغه‎های مدیریت ارشد سازمان‎ها چگونگی بهبود نگرش هیات‌مدیره و کمیته‎های اجرایی نسبت به مقوله تاثیر شبکه‎ای به‌عنوان یک اصل سازمانی و دارایی مهم برای کسب‎وکارهای دیجیتال خواهد بود. مدیریت تاثیرات شبکه‎ای برای کسب‎وکارهای دیجیتال به اندازه مدیریت بحران یا مدیریت تحقیق و توسعه از اهمیت برخوردار است. براساس یافته‎های طرح ابتکاری MIT، تاثیر شبکه‎ای یکی از مقرون به صرفه‎ترین روش‎های تسهیل‎کننده ایجاد ارزش است. اگر مشتریان پادشاه بازارهای دیجیتال عصر حاضر تلقی می‎شوند، دلیل چیزی نیست جز گستردگی قلمرو پادشاهی و مهم‌تر از همه ذات دیجیتال این قلمروها.

پی‌نوشت:

Network effect : تاثیری است که یک استفاده‌کننده از کالا یا خدمات، برارزش آن دارد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن