رسوایی و چیزی فراتر از آن؛
روح پرسپولیس را کشتید!
ماجرای سهمیه لیگ قهرمانان یا سطح دوم آسیا اما کمی پیچیدهتر بود. سپاهان که بر اساس جدول باید سهمیه میگرفت، موفق به کسب مجوز حرفهای نشد. گلگهر هم که در رده چهارم بود، یک بازی بیشتر از چادرملو و پرسپولیس داشت. مدیران پرسپولیس هم آنقدر به این یک بازی بیشتر پیله کردند تا در نهایت قرار شد یک تورنمنت سهجانبه برگزار شود؛ به این ترتیب که ابتدا پرسپولیس و چادرملو با هم بازی کنند و بعد برنده آنها به مصاف گلگهر برود تا فاتح نهایی به لیگ قهرمانان برسد.
داستان تا همین جا هم به اندازه کافی رقتبار هست. تیمی مثل پرسپولیس اصلا نباید دنبال این باشد که از رده ششم جدول، برای یک سهمیه سطح دوی آسیا این همه کوشش کند و جوش بزند. در تمام طول مسیری که مدیران پرسپولیس با اصرار طی دو ماه گذشته آن را میپیمودند، بخش بزرگی از هواداران غایب بودند و اصلا با این ایده همراهی نمیکردند. به نظر آنها چنین سهمیهای اصلا ارزش نداشت که قرار به این همه تقاضا و تقلا باشد. باشگاه اما سخت پیگیر بود و اصلا کاری هم نداشت به این که در شرایط فعلی شمار زیادی از بازیکنان اصلی تیم در اردوهای ملی هستند؛ از پیام نیازمند و کنعانی و میلاد محمدی و علیپور تا اوستون اورونوف و ایگور سرگیف. در نتیجه زمانی که سازمان لیگ با درخواست پرسپولیس موافقت کرد و عالم و آدم هم سر این تیم منت گذاشتند، اوسمار ویرا عملا موجودی چندانی برای به زمین فرستادن نداشت.
عاقبت این ماجراجویی کور را هم همه دیدند؛ پرسپولیس با وجود جلو افتادن از چادرملو در نیمه اول، در وقت دوم گل مساوی را دریافت کرد و در دقیقه ۱۲۰ گل دوم را هم خورد تا حتی به گلگهر هم نرسد! به این ترتیب آنها همه چیز را با هم از دست دادند؛ هم ناچار شدند انبوهی از طعنه و کنایه رقبا را به جان بخرند و هم در زمین تن به باخت دادند. تازه فقط همین هم نیست. پرسپولیس برای برگزاری این بازی، مدتها تمرین کرد و عملا فرصت استراحت کافی برای شروع فصل بعد را از بازیکنان خودش گرفت. در شرایطی که به تدریج قرار است تمرینات تیمها برای فصل بعد شروع شود، تازه پرسپولیسیها فرصت استراحت پیدا کردهاند.
حقیقت آن است که اگر این تیم را به دشمن میسپردند تا به هر شکلی که میتواند آبرو و اعتبارش را از بین ببرد، بعید بود به خوبی مدیران فعلی باشگاه از پس این مهم بر بیاید! آنها نشان دادند چگونه میتوان یک برند معتبر و گرامی را به حضیض کشاند. در نهایت هم این سوال باقی ماند که شما (مثل بقیه تیمهای ایرانی) این همه اصرار دارید به آسیا بروید که چه کنید؟ شما را به خدا کمی به آسیاییها رحم کنید و این همه قهرمانی پشت سر هم نیاورید. گناه دارند طفلکیها!