کنجکاوی یک مزیت رقابتی است

شماره روزنامه: ۶۷۰۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۶۶۳۹ مدیران

نویسنده: Erin Meryl Mcgurk مترجم: مهدی نیکوئی

یک چالش بزرگ برای بنیان‌گذاران، قانع کردن افراد درباره چیزی است که هنوز شواهد کافی برای مشاهده آن وجود ندارد. درحالی‌که متقاعدسازی می‌تواند تا حدی شما را به این هدف نزدیک کند، شما همچنین باید تمایل به یادگیری چیزهایی داشته باشید که می‌توانند ذهن شما را تغییر دهند؛ حتی اگر به معنای آن باشد که برنامه‌هایتان را به هم می‌ریزند.

کنجکاوی یک مزیت رقابتی است

اینجاست که کنجکاوی به مثابه یک مزیت کسب ‌و کار خود را نشان می‌دهد. کنجکاو ماندن به معنای برخورداری از شانس یادگیری چیزی است که دیگران آن را به دلیل انطباق نداشتن با انتظاراتشان از دست می‌دهند.

واقعیت آن است که همیشه اتفاقاتی غیرمنتظره در یک استارت‌آپ می‌افتد. کاربران اغلب واکنش‌هایی شگفت‌انگیز و رفتارهایی غیرمنتظره دارند، موانع یا کاربردهای جدیدی برای محصول شما پیدا می‌شود، یکی از اعضای تیم یک مشکل را به دید کاملا متفاوتی مشاهده می‌کند یا یک محصول به نتایج ناخواسته‌ای منجر می‌شود.

در چنین مواقعی، اگر به جای واکنش دفاعی، کنجکاو بمانید و ذهن خود را باز نگه دارید، به جای آنکه اتفاق جدید را مانعی بر سر اهداف یا ضرب‌الاجل‌های خود ببینید، آن را منبعی برای دریافت اطلاعات معنادار مشاهده خواهید کرد.

چرا شرکت‌ها کنجکاوی را گم می‌کنند؟

شرکت‌ها زمانی کنجکاوی خود را گم می‌کنند که دفاع از تصمیم اولیه خود را مهم‌تر از تلاش برای درک این موضوع می‌دانند که اصلا آیا آن تصمیم، نتیجه می‌دهد یا خیر. بسیاری از کارآفرینان زمانی که به یک برنامه متعهد می‌شوند، دیگر هیچ بازخوردی را که به آنها پیشنهاد تغییر مسیر می‌دهد، جدی نمی‌گیرند. این موضوع قابل درک است. به هر حال، قطعیت باعث می‌شود یک شرکت احساس باثبات بودن کند. اما هزینه این احساس ثبات، نادیده گرفتن برخی نشانه‌ها و هشدارهای بسیار مهم است (که برخی از آنها در ابتدا آنقدر پررنگ و قوی نیستند که به چشم بیایند) و می‌تواند مدتی بعد به قیمت مرگ یا زندگی کسب و کار تمام شود.

من زمانی که دیدگاه‌های کارکنان شرکت را درباره محصول آینده‌مان بررسی کردم، متوجه شدم بسیاری از آنها درباره چیزهایی که فقط یک احتمال هستند، به قطعیت و پیش‌فرض‌هایی ثابت رسیده‌اند. البته از آنجا که ما به معرفی محصول خود به بازار بسیار نزدیک بودیم، بسیاری از موضوعات روشن شده بودند و تردیدها و ابهام‌ها اندک بود. با این حال، در وضعیتی قرار داشتیم که کنجکاوی افراد بسیار کم بود. در آن وضعیت تصمیم گرفتم پیش‌فرض‌هایمان را دوباره بررسی کنم و همه چیز را از دیدگاه مشتری و تجربه احتمالی او بازنگری کنم. ما نظرسنجی‌های بیشتری از مشتریان و آزمایش‌هایی محدود (آزمایش بتا) از شیوه کار واقعی محصولمان در نظر گرفتیم. این اقدامات باعث می‌شد یک ماه به زمان معرفی محصولمان به بازار اضافه شود اما همچنین باعث می‌شد که یک محصول شهودی‌تر بسازیم که مشتریانمان آن را واقعا درک می‌کردند.

تبدیل کنجکاوی به یک عادت

در اینجا ۳ عادتی را مشاهده می‌کنید که من آنها را برای کنجکاو ماندن نهادینه کرده‌ام:

  از علایق خود یادداشت‌برداری کنید. من همیشه یک دفترچه یادداشت همراه خود دارم؛ هرچند یک صفحه در اپلیکیشن‌های یادداشت نیز همان کار را انجام می‌دهد. هرچیزی را که برایم جالب است، در آن می‌نویسم. گاهی فقط یک واژه یا ایده‌ای را که هنوز رویش کار نکرده‌ام، یادداشت می‌کنم. هفته‌ای یکبار دفترچه خود را بررسی می‌کنم تا ببینم چه موضوعی هنوز توجه مرا به خود جلب می‌کند و ارزش دارد بیشتر به آن فکر کنم.

  بنویسید که چه چیزی می‌تواند نظرتان را عوض کند. زمانی که یک تصمیم بزرگ می‌گیرید، وقت بگذارید تا پیش‌فرض‌های پشت آن را بنویسید و همچنین توضیح دهید که چه اتفاقاتی می‌تواند باعث بازنگری شما در تصمیمتان شود. بروز آن اتفاقات یا مشاهده نشانه‌هایی که از قبل برای خود تعیین کرده‌اید، به شما یادآوری می‌کند که شاید بهتر است تصمیم خود را دوباره ارزیابی کنید؛ به جای آنکه به حافظه خود تکیه کنید و تصمیمی را که یک زمان درست به نظر می‌رسید، ادامه دهید.

   توضیحات جایگزین را پذیرا باشید. اگر احساس می‌کنید که دلیل رفتار یک مشتری به شیوه‌ای خاص را می‌دانید، سایر تفسیرهای احتمالی را هم در نظر بگیرید و به این موضوع بیندیشید که از کجا می‌توانید فرق آنها را متوجه شوید. (در یک محصول نرم‌افزاری) زمانی که یک کاربر تنظیمات اولیه را لغو می‌کند، شاید به دلیل مشکلات و دشواری کار با آن است، یا شاید درک نمی‌کند که چرا محصول شما ارزش استفاده را دارد. زمان گذاشتن برای درک واقعی یک رفتار یا الگوهای رفتاری می‌تواند به کشفیاتی حیاتی درباره محصولتان بینجامد.

به عنوان مثال، ما به تازگی محصول پاسپورت هوش مصنوعی (AI Passport) خود را به بازار معرفی کرده‌ایم. این تنها محصولی در بازار است که به شما اجازه می‌دهد بین دستیارهای مختلف هوش مصنوعی جابه‌جا شوید و همچنان زمینه، محتوا و مالکیت اطلاعات خود را در اختیار داشته باشید. ما تصور می‌کردیم که مشتریان اولیه ما، شیفتگان فناوری هستند و به حفاظت حریم خصوصی محصول ما علاقه نشان می‌دهند. اما متوجه شدیم آنچه واقعا مردم به آن علاقه دارند، داشتن تمام اطلاعاتشان در یک مکان واحد بود؛ جایی که بتوانند مطالعه کنند، زندگی خانوادگی خود را سازماندهی کنند، سوابق پزشکی‌شان را ذخیره کنند یا ایده‌هایشان را نگه دارند. امنیت و حریم خصوصی اهمیت دارد اما آموختم این اهمیت زمانی معنادار است که در قالب کارکردی که واقعا می‌خواهند، قرار بگیرد.

منبع: Fast Company

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن