سه مرحله سرنوشت‌ساز در مسیر شغلی

آیا خودت و نه مدیرت، برای مسیر شغلی‌ات یک نقشه راه داری؟ آیا شکاف‌ها و کمبودهای مهارتی‌ات را برای قدم بعدی در این مسیر می‌شناسی؟ آیا شبکه‌ای از مربیان و حامیان حرفه‌ای داری؟ آیا کسی هست که تو را به خاطر یک مهارت یا ویژگی مشخص بشناسد؟ و آیا به‌طور فعالانه روی مهارت‌ها و رشد فردی‌ات سرمایه‌گذاری می‌کنی؟

در این دوره از تحولات صنعتی که با پیشرفت سریع هوش مصنوعی هدایت می‌شود، همه باید متعهد به یادگیری مداوم باشند تا مرتبط و رقابتی باقی بمانند. باید زمان بگذاری و مهارت‌های مرتبط با هوش مصنوعی را توسعه بدهی، چون استفاده از آن به‌طور قابل‌توجهی بهره‌وری و کارآیی را افزایش داده و باعث می‌شود افراد هوشمندتر و سریع‌تر کار کنند و بتوانند تمرکز خود را به کارهای با ارزش بالاتر منتقل کنند.

مدیریت تو در جایگاه خود برای کمک و هماهنگ‌سازی برنامه‌هایت وجود دارد، اما نباید منتظر مدیرت بمانی؛ بلکه باید در پیش بردن مسیر شغلی‌ات خودت مسوولیت بیشتری برعهده بگیری.

چرخه معمول یک مسیر شغلی حدود ۳۵ تا ۴۰ سال طول می‌کشد و بهتر است به آن در قالب چند مرحله نگاه کنیم. مرحله اولیه، ۵ تا ۱۰ سال نخست است؛ مرحله میانی، ۱۰ تا ۲۵ سال بعدی؛ و مرحله پایانی، ۵ تا ۱۰ سال آخر. پیشرفت یا رشد شما هم به‌صورت عمودی و هم افقی اتفاق می‌افتد. رشد عمودی به‌وسیله فرصت‌های جدید و ارتقاهای شغلی شکل می‌گیرد و باعث می‌شود مهارت‌ها و تجربه‌های تازه‌ای به دست آورید. رشد افقی شامل جابه‌جایی‌های جانبی و فرصت‌های جدیدی است که به شما کمک می‌کند دامنه مهارت‌ها و تجربه‌هایتان را گسترش دهید. در هر مرحله از چرخه شغلی، سه فاز مهم و متمایز نیز وجود دارد: «توسعه و رشد»، «عملکرد و نتیجه‌گیری»، و «رهبری سازمانی و توجه به افراد.» فاز توسعه و رشد یعنی اینکه به‌طور مداوم پایه‌های خود را فراتر از تحصیلات، مهارت‌های انباشته و تجربه‌های کاری گسترش دهید. فاز عملکرد و نتیجه‌گیری یعنی اجرای موفق کارها بر اساس نتایج قابل اندازه‌گیری، استفاده از منابع دیگران و ساختن تیم‌هایی که به تحقق تعهدات شما کمک می‌کنند. فاز رهبری سازمانی و توجه به افراد شامل صرف زمان برای شناخت و پرورش افراد و همچنین ایجاد لحن و رویکرد درست در موضوعات مهم، چه در داخل سازمان و چه در تعاملات بیرونی است. در طول چرخه شغلی خود، نقش‌های مختلفی را تجربه خواهید کرد و موفقیت شما به شرایطتان بستگی دارد؛ شرایطی که هم تحت‌تاثیر چیزهایی است که می‌توانید روی آنها اثر بگذارید و هم شبکه حمایتی‌ای که در اختیار دارید. نقش‌های گوناگونی که من در مسیر شغلی‌ام ایفا کردم، به شکل‌گیری مسیر حرفه‌ای‌ام کمک کرد، چون به مرور فهمیدم چه چیزهایی برای پیشرفت من ضروری و بنیادین هستند. در مراحل ابتدایی مسیر شغلی، تمرکز اصلی بر «توسعه» است؛ یعنی کسب مهارت و به‌دست آوردن تجربه از طریق آموزش، دوره‌های آموزشی و یادگیری در حین کار. در فاز «توسعه و رشد»، نقش شما نقش یک «سازگارشونده» است. باید بتوانید خود را با محیط، شرایط و افرادی که با آنها کار می‌کنید - چه کسانی که برایشان کار می‌کنید و چه کسانی که مدیریت می‌کنید - تطبیق دهید و تغییر کنید.

در فاز «عملکرد و نتیجه‌گیری»، نقش شما نقش یک «جست‌وجوگر» است. باید با گوش دادن و یاد گرفتن از افراد باتجربه، به دنبال دانش و بینش باشید تا بتوانید مشارکت‌های موثرتری داشته باشید. 

در فاز «رهبری سازمانی و توجه به افراد»، نقش شما نقش یک «منتور یا مربی» است. این مرحله درباره ایجاد عادت اولیه در ارائه دیدگاه، مشاوره و راهنمایی به دیگران است، حتی صرف‌نظر از میزان ارشدیت شما.

مرحله میانی مسیر شغلی شما با رشد عمودی و افقی مشخص می‌شود؛ یعنی کسب مهارت‌ها و تجربه‌های جدید هم از طریق ارتقاهای شغلی و هم از طریق فرصت‌های جابه‌جایی جانبی و گسترش نقش‌ها.

در فاز «توسعه و رشد»، نقش شما نقش یک «بازیکن» است. باید به مهارت‌ها و تجربه‌هایی که به دست آورده‌اید اعتماد داشته باشید و برای گرفتن مسوولیت‌ها و ماموریت‌های مهم‌تر تلاش کنید.

در فاز «عملکرد و نتیجه‌گیری»، نقش شما نقش یک «موفقیت‌آفرین» است. باید برای خودتان اعتباری بسازید که نشان دهد می‌توانید نتایج بزرگ و قابل‌توجهی ایجاد کنید. این همان مرحله‌ای است که بیشترین رشد عمودی و افقی را بر اساس دستاوردهایتان تجربه می‌کنید.

در فاز «رهبری سازمانی و توجه به افراد»، نقش شما نقش یک «سازنده» است. در این مرحله باید از تجربه‌های انباشته خود استفاده کنید تا استعدادها و دانش لازم را گرد هم بیاورید و آنها را به شکل موثر به کار بگیرید.

در مرحله پایانی چرخه شغلی خود، از مهارت‌ها و تجربه‌های انباشته‌تان به‌عنوان راهی برای موثر بودن در همان جایگاه فعلی استفاده کنید. در این مرحله معمولا فرصت‌های زیادی برای ارتقا باقی نمانده است و به دلیل دانشی که به دست آورده‌اید، بیشتر به منبعی برای کمک به دیگران تبدیل می‌شوید تا اینکه به دنبال پیشرفت شخصی خود باشید. در فاز «توسعه و رشد»، نقش شما نقش یک «مدرس» است. باید از دانش و تجربه‌های خود استفاده کنید و آنها را به اشتراک بگذارید تا به رشد دیگران در محیط کار کمک کنید. در فاز «عملکرد و نتیجه‌گیری»، نقش شما نقش یک «فداکار/همراه متعهد» است. باید در مواقع لازم بدون چشم‌داشت کمک کنید و از آنچه برای رشد دیگران، سازمان و شرکت مهم‌تر است حمایت کنید.

در فاز «رهبری سازمانی و توجه به افراد»، نقش شما نقش یک «مدافع و حامی» است. باید از صدای خود و اعتبارتان استفاده کنید تا میراثی از اثرگذاری به جا بگذارید؛ میراثی که بتواند بر کارکنان، شرکت و حتی صنعت تاثیر بگذارد. در نقطه‌ای از مرحله پایانی چرخه شغلی خود، باید شروع به برنامه‌ریزی برای چیزی کنید که من آن را «مرحله پس از کار» می‌نامم. باید به این فکر کنید که می‌خواهید در فصل بعدی زندگی‌تان تا چه حد فعال و درگیر باشید. در این مسیر، با گزینه‌های مختلفی روبه‌رو خواهید شد و بازنشستگی کامل تنها یکی از آنهاست. ممکن است تصمیم بگیرید همچنان در مسیر شغلی بمانید؛ چه به‌صورت تمام‌وقت در سازمانی دیگر، و چه به‌صورت پاره‌وقت در نقش‌هایی که از مهارت‌ها و دانش شما استفاده می‌کنند. گزینه دیگر این است که همچنان فعال و درگیر باقی بمانید، اما در قالبی متفاوت، جایی که هنوز بتوانید مشارکت‌های مهمی داشته باشید؛ برای مثال با عضویت در هیات‌مدیره یک شرکت دولتی یا خصوصی، یک دانشگاه، یا یک سازمان غیرانتفاعی.

در نهایت، اگر وضعیت مالی‌تان مناسب باشد، گزینه بازنشستگی نیز وجود دارد؛ یعنی کنار گذاشتن محیط کار و ورود به مرحله‌ای از زندگی با آزادی، آرامش و لذت بیشتر. در مورد مسیر شغلی شما، میزان رشد، توسعه و پیشرفتتان به این بستگی دارد که تا چه اندازه بتوانید چرخه شغلی خود را به‌درستی مدیریت کنید. یک مزیت مهم نصیب افرادی می‌شود که بتوانند به‌خوبی از قدرت کنجکاوی در تمام این چرخه استفاده کنند؛ چیزی که من آن را «مزیت کنجکاوی» می‌نامم. اگر شما به‌طور مداوم ایده‌های جدید را کشف کنید، خود را با موقعیت‌های ناآشنا تطبیق دهید و به‌صورت سازنده وضعیت موجود را به چالش بکشید، زمانی که محدود به ترس یا مقاومت در برابر یادگیری عمیق‌تر نباشید، می‌توانید مزیت قابل‌توجهی به دست آورید. جست‌وجوی ایده‌های جدید می‌تواند برای مسیر شغلی شما بسیار مفید باشد، چون اغلب به یادگیری مهارت‌های تازه منجر می‌شود و شما را به فردی رقابتی‌تر و جذاب‌تر برای همکاری تبدیل می‌کند.

تطبیق با موقعیت‌های ناآشنا و خارج از منطقه امن خود نیز می‌تواند فرصت‌های جدیدی ایجاد کند؛ از جمله نقش‌های تازه یا حتی مسیرهای شغلی کاملا متفاوت.

در نهایت، به چالش کشیدن سازنده وضعیت موجود می‌تواند مسیر حرفه‌ای شما را تقویت کند، چون نشان‌دهنده شجاعت و تفکر استراتژیک شما در ایجاد روش‌های جدید برای افزایش بهره‌وری، ایجاد تمایز و پیشبرد تغییر است.

منبع: Forbes