صنعت سیمان جهان در آستانه تحول

پژوهش منتشرشده در فوریه۲۰۲۶ در مجله Resources, Conservation & Recycling تصویر روشنی از آینده صنعت سیمان ارائه می‌دهد. محققان دانشگاه‌های Nanchang و Leiden با تحلیل جریان مواد از سال ۲۰۰۰ تا ۲۱۰۰ نشان داده‌اند که چین وارد «عصر پس از ساخت‌وساز افراطی» شده است. ریشه این بحران در دو دهه ساخت‌وساز فراتر از تقاضای واقعی نهفته است. نرخ خانه‌های خالی در شهرهای چین از ۲۰درصد گذشته و این ساخت‌وساز افراطی، ۱۰۴.۸۶‌میلیون تن ظرفیت مازاد کلینکر ایجاد کرده که حالا مثل سنگی بر گردن صنعت سنگینی می‌کند. پیش‌بینی این پژوهش برای دهه آینده تکان‌دهنده است: میانگین بهره‌وری ظرفیت کلینکر چین بین ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۵ تنها ۴۷.۷۴درصد خواهد بود. در همین‌حال بیش از نیمی از کارخانه‌های سیمان چین نیز در این دهه عملا بی‌کار می‌مانند.

کاهش تقاضای داخلی چین برای مصرف سیمان لزوما به معنای کوچک‌شدن سهم این کشور در بازار جهانی نیست و اینجاست که بسیاری از تحلیل‌ها دچار خطای محاسباتی می‌شوند. چین با ظرفیت عظیم و هزینه تولید پایین، کلینکر را در حدود ۴۳ تا ۴۵دلار در تن تولید می‌کند. این کشور همچنین انگیزه قوی برای افزایش صادرات دارد. کما اینکه در حال حاضر نیز فرآیند صادرات کلینکر توسط چین نیز آغاز شده است. بنگلادش که سال‌ها از کلینکر خلیج فارس استفاده می‌کرد، پس از اختلال در مسیرهای دریایی منطقه به چین، ویتنام و تایلند روی آورد. قیمت کلینکر در بنگلادش از ۴۲دلار به ۵۳ تا ۵۸دلار در تن رسیده و این افزایش نه از طرف ایران، بلکه از طرف رقبای آسیای شرقی پوشش داده شده است. در همین حال، تحلیلگران کنفرانس INTERCEM ۲۰۲۶ در جاکارتا هشدار دادند که هزینه‌های حمل‌ونقل دریایی ۱۵ تا ۲۰درصد افزایش یافته و این بار احتمالا یک «نرمال جدید» است، نه یک شوک موقت.

ایران؛ بازارهای واقعی، تهدیدهای واقعی

در ادامه باید خاطرنشان کرد که صنعت سیمان ایران در نقطه‌ای حساس ایستاده است. برای تحلیل دقیق‌تر، باید از کلی‌گویی پرهیز کرد و به واقعیت‌های میدانی توجه داشت. تقاضای داخلی برای مصرف سیمان در کشور ما در وضعیت پیچیده‌ای قرار دارد. بازار مسکن ایران در «انجماد» است؛ قیمت‌ها رشد کرده اما معاملات به حداقل رسیده. تورم، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی ناشی از تنش‌های ژئوپلیتیک، سرمایه‌گذاری در ساخت‌وساز را به تعویق انداخته است. در چنین شرایطی انتظار رونق تقاضای داخلی سیمان در کوتاه‌مدت واقع‌بینانه نیست.

صادرات کلینکر که یکی از مزیت‌های رقابتی ایران بوده، با چالش‌های جدی روبه‌روست. عراق همچنان بزرگ‌ترین بازار صادراتی کلینکر ایران است و روسیه از مسیر دریای خزر بازار دومی را تشکیل می‌دهد. اما در سمت دیگر معادله، دو تجربه تلخ وجود دارد که باید صادقانه از آنها درس گرفت. امارات متحده عربی پیش از این، و کویت اخیرا، تعرفه آنتی‌دامپینگ بر واردات سیمان و کلینکر ایران اعمال کرده‌اند. این اتفاق پیامی روشن دارد: رقابت صرفا قیمتی و بدون توجه به استانداردهای بین‌المللی بازاریابی، نه تنها پایدار نیست، بلکه می‌تواند به از دست دادن کامل بازار منجر شود. بازارهایی که یک بار از دست بروند، بازپس‌گیری‌شان بسیار دشوارتر از نگه‌داشتن‌ آنها است. در مقابل، یک فرصت واقعی و مستند وجود دارد: افغانستان. تنش‌های اخیر میان افغانستان و پاکستان، تقاضا برای سیمان ایرانی را در این کشور افزایش داده است. این فرصت مزیت جغرافیایی غیرقابل انکار ایران را به نمایش می‌گذارد. به بیان دقیق‌تر مرز مشترک زمینی که هیچ رقیب آسیای شرقی‌ای نمی‌تواند با آن رقابت کند.

درس چین برای ایران

آنچه فراتر از مرزهای چین اهمیت دارد این است که ظرفیت مازاد که بدون تقاضای واقعی ایجاد شود، دهه‌ها گریبانگیر صنعت می‌شود. چین امروز با بهره‌وری ۴۷درصدی دست‌وپنجه نرم می‌کند و تا ۲۱۰۰ باید ۶۶درصد از ظرفیت فعلی خود را تعطیل کند. صنعت سیمان ایران باید این آینه را جدی بگیرد. هر تصمیم برای توسعه ظرفیت جدید باید با یک سوال ساده اما سخت آغاز شود: مشتری این ظرفیت کیست و قرارداد آن کجاست؟ در این میان انتظار می‌رود ۳اولویت برای سیاستگذاری در این صنعت مورد توجه قرار گیرد.

حفظ و توسعه بازارهای موجود با ابزار دیپلماسی اقتصادی: عراق و افغانستان بازارهایی هستند که مزیت جغرافیایی ایران در آنها واقعی و فعال است. اما این مزیت بدون توافقات تجاری پایدار، خطوط اعتباری و حمایت دیپلماتیک، شکننده خواهد ماند. بازنگری جدی در استراتژی صادراتی: تجربه از دست دادن بازارهای کویت و امارات به دلیل تعرفه آنتی‌دامپینگ، نشان می‌دهد که رقابت قیمتی محض در بلندمدت پایدار نیست. استانداردسازی، برندسازی و رعایت ضوابط بین‌المللی تجارت، شرط ماندگاری در بازارهای صادراتی است. بهره‌وری انرژی به‌عنوان مزیت رقابتی پایدار: در دنیایی که هزینه انرژی به ۵۵درصد هزینه تولید سیمان رسیده، کارخانه‌هایی که سوخت‌های جایگزین را جدی می‌گیرند و بهره‌وری حرارتی را ارتقا می‌دهند، در بلندمدت برنده‌اند. این دیگر یک انتخاب زیست‌محیطی نیست، یک ضرورت اقتصادی است.

در نهایت باید این‌طور جمع بندی کرد که جهان سیمان در حال تغییر است. چین با ظرفیت مازاد خود همچنان به عنوان رقیب صادراتی خطرناک باقی مانده، تنش‌های ژئوپلیتیک مسیرهای تجاری را بازآرایی کرده و هزینه‌های لجستیک یک «نرمال جدید» را تعریف می‌کنند. ایران در این معادله نه برنده قطعی است و نه بازنده محتوم. مزیت جغرافیایی ما در همسایگی با عراق، افغانستان و دسترسی به دریای خزر واقعی است. اما تجربه از دست دادن بازارهای کویت و امارات به ما یادآوری می‌کند که مزیت‌های طبیعی بدون مدیریت هوشمند، ماندگار نمی‌مانند. آنچه تعیین می‌کند که کجا می‌ایستیم، انتخاب‌های استراتژیک است که همین امروز باید انجام دهیم.

* پژوهشگر صنعت سیمان