اقتصاد چرخشی؛ مسیر راهبردی صنعت ایران
اقتصاد چرخشی صرفا یک راهکار محیطزیستی یا واکنشی کوتاهمدت به بحران منابع نیست، بلکه چارچوبی جامع برای افزایش بهرهوری، کاهش اتلاف، ارتقای تابآوری صنعتی و خلق ارزش پایدار در بلندمدت بهشمار میرود. این رویکرد، توسعه صنعتی را از منطق مصرفمحور به منطق ارزشآفرینی مستمر و پایدار سوق میدهد. الگوی غالب صنعتی در دهههای گذشته مبتنی بر اقتصاد خطی و چرخه «استخراج–تولید–مصرف–دفع» بوده است؛ الگویی که اگرچه رشد صنعتی را تسهیل کرده، اما همزمان هزینههای سنگینی بر منابع، محیطزیست و پایداری اقتصادی تحمیل کرده است. در صورتی که در نظام کائنات این چرخه تغییر، خطی نیست؛ بلکه خروجی یک اکوسیستم، ورودی اکوسیستم بعدی است. برای اینکه طبیعت پایدار بماند. بر این اساس، اقتصاد چرخشی نیز با الگوبرداری از نظام طبیعت با تمرکز بر طراحی هوشمندانه محصولات، افزایش عمر مفید داراییها، استفاده مجدد از مواد، بازیافت، بازتولید و بهینهسازی مصرف انرژی، تلاش میکند چرخه ارزش را تا حد امکان بسته و کارآمد نگه دارد.
مطالعات و تجربیات بینالمللی نشان میدهد کشورهایی که بهصورت نظاممند به سمت اقتصاد چرخشی حرکت کردهاند، توانستهاند وابستگی خود را به مواد اولیه کاهش دهند، هزینههای تولید را کنترل کنند و در عین حال نوآوری صنعتی و اشتغال پایدار را تقویت نمایند. این یافتهها برای صنعتی مانند صنعت ایران که با محدودیت منابع، فشارهای محیطزیستی و ضرورت ارتقای بهرهوری مواجه است، اهمیتی دوچندان دارد. در ساختار صنعتی کشور، بخش قابلتوجهی از ناکارآمدیها در زنجیرههای تولید، مصرف انرژی، مدیریت پسماند و فرسودگی فناوریها ریشه دارد. اقتصاد چرخشی میتواند بهعنوان یک چارچوب سیاستی منسجم، اصلاحات ساختاری در این حوزهها را به یکدیگر پیوند دهد.
در این چارچوب، کاهش اتلاف منابع نه یک هدف جانبی، بلکه یکی از مؤلفههای اصلی ارتقای رقابتپذیری صنعتی تلقی میشود. تحقق اقتصاد چرخشی مستلزم اقدام همزمان در سطوح مختلف است. در سطح بنگاه، نوسازی خطوط تولید، بهکارگیری فناوریهای نو، بهینهسازی مصرف انرژی، بازیافت مواد و طراحی محصولات پایدار اهمیت مییابد. در سطح زنجیره ارزش، همکاری میان صنایع بالادستی و پاییندستی برای استفاده مجدد از مواد، کاهش ضایعات و ایجاد همافزایی میان حلقههای مختلف تولید، نقش کلیدی ایفا میکند. در سطح حکمرانی صنعتی نیز، سیاستهای تشویقی، مقررات هوشمند، تامین مالی سبز و هماهنگی نهادی، بستر لازم را برای گسترش این الگو فراهم میسازد.
تجربه نوسازی صنعتی و توسعه فناوریهای نو نشان داده است که بدون نگاه چرخشی، پایداری اقتصادی و زیستمحیطی صنایع قابل تحقق نخواهد بود. اقتصاد چرخشی با کاهش ریسکهای تامین، افزایش تابآوری در برابر شوکهای بیرونی و ارتقای انطباق با استانداردهای بینالمللی، میتواند جایگاه صنایع را در بازار تقویت کند. برخلاف برخی برداشتها، این رویکرد محدودکننده تولید نیست، بلکه با کاهش هزینه مواد اولیه، بهبود بهرهوری و ارتقای تصویر برند، به عاملی برای تقویت مزیت رقابتی تبدیل میشود.
گزارشهای معتبر جهانی تاکید دارند صنایعی که زودتر به سمت مدلهای چرخشی حرکت کردهاند، آمادگی بیشتری برای حضور در بازارهای صادراتی و پاسخگویی به الزامات جدید دارند. برای صنعت ایران، بهویژه در شرایط رقابتی و صادراتمحور، اقتصاد چرخشی میتواند نهتنها یک الزام، بلکه فرصتی راهبردی برای بازتعریف مسیر رشد باشد. اقتصاد چرخشی یک مفهوم مقطعی یا صرفا محیطزیستی نیست، بلکه چارچوبی برای بازاندیشی در توسعه صنعتی در قرن بیستویکم بهشمار میرود. گذار به این الگو، نیازمند نگاه بلندمدت، اجماع سیاستی، مشارکت فعال بخش خصوصی و سرمایهگذاری هدفمند در نوسازی و فناوری است. اگر صنعت ایران بخواهد همزمان پایدار، رقابتپذیر و تابآور باشد، ناگزیر باید بهصورت آگاهانه و تدریجی به سمت اقتصاد چرخشی حرکت کند؛ مسیری که آغاز آن در امروز، تضمینکننده جایگاه صنعت کشور در آینده خواهد بود.
* معاون وزیر صمت و رئیس هیات عامل ایدرو