تاب‌آوری شکننده اقتصاد جهان

با وجود محدودیت‌های تجاری و افزایش نااطمینانی‌های سیاسی، نشانه‌های فعالیت اقتصادی همچنان امیدوار کننده است. تجارت کالا در جهان نیز چشم‌اندازی بهتر از آنچه انتظار می‌رفت دارد و پیش‌بینی‌ها از رشد اقتصادی قابل‌قبول در سال جاری و سال آینده حکایت می‌کنند. این عملکرد در شرایطی ثبت شده که بازارهای انرژی با اختلال روبه‌رو هستند و دولت‌ها برای تامین هزینه‌های خود با افزایش نرخ بهره و نگرانی سرمایه‌گذاران درباره بدهی‌ها مواجه‌اند. بنابراین، تاب‌آوری اقتصاد جهانی به معنای نبود مشکل نیست؛ مساله اصلی، توانایی اقتصادها برای سازگاری با بحران‌هاست.

براساس سرمقاله فایننشال تایمز، شاخص ترکیبی مدیران خرید شرکت جی‌پی مورگان در ماه گذشته به بالاترین سطح مشترک خود در ۴۰ ماه اخیر رسید. این شاخص تصویری از وضعیت فعالیت بنگاه‌ها در بخش‌های تولید و خدمات ارائه می‌دهد و افزایش آن نشانه‌ای از تداوم رشد اقتصادی است. برآوردها همچنین نشان می‌دهند اقتصاد جهان می‌تواند در سال جاری و سال آینده به‌طور متوسط حدود ۳درصد رشد کند. چنین عملکردی در برابر مجموعه‌ای از شوک‌های همزمان قابل‌توجه است، اما برای درک علت آن باید نقش سیاست‌های دولت‌ها، انعطاف بنگاه‌ها و شرایط مساعد بازارها را جداگانه بررسی کرد.

پشتوانه‌های رشد

بخشی از مقاومت اقتصاد جهانی حاصل اقداماتی است که دولت‌ها طی سال‌های گذشته انجام داده‌اند. سرمایه‌گذاری در گذار انرژی، افزایش ذخایر نفت و گاز و آزادسازی بخشی از این ذخایر هنگام بروز اختلال، به کشورها کمک کرده است آثار بحران انرژی را محدود کنند. ذخایر ارزی بیشتر در اقتصادهای درحال‌توسعه نیز توانایی آنها را برای مقابله با نوسان‌های بازار افزایش داده است. بهبود چارچوب‌های سیاست پولی و مالی در برخی از این کشورها باعث شده است دولت‌ها و بانک‌های مرکزی در مواجهه با شوک‌های بیرونی ابزارهای موثرتری در اختیار داشته باشند. حمایت‌های مالی از خانوارها نیز بخشی از افزایش هزینه‌های زندگی را جبران کرده‌اند. هنگامی که قیمت انرژی و کالاهای اساسی بالا می‌رود، کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان می‌تواند تقاضا را تضعیف کند و به افت تولید بینجامد. نقش مهم دیگری در این سازگاری بر عهده بخش خصوصی بوده است.

شرکت‌ها در واکنش به تعرفه‌های جدید و تنش‌های ژئوپلیتیک، تامین‌کنندگان خود را تغییر داده‌اند، بخشی از تولید را به مناطق دیگر منتقل کرده‌اند و مسیرهای تجاری تازه‌ای ساخته‌اند. برای نمونه، اختلال در انتقال نفت، گاز و مواد شیمیایی از تنگه هرمز، تولیدکنندگان کشورهای دیگری مانند کانادا و قزاقستان را به افزایش صادرات ترغیب کرده است. این تغییرات نشان می‌دهد شبکه تجارت جهانی، با وجود آسیب‌پذیری در برابر بحران‌ها، انعطاف بیشتری از آنچه تصور می‌شد دارد. با این حال، تغییر مسیر تجارت بدون هزینه نیست. انتقال تولید، یافتن تامین‌کننده جدید و ایجاد مسیرهای حمل‌ونقل جایگزین به سرمایه و زمان نیاز دارد. برخی شرکت‌ها نیز ممکن است به دلیل افزایش هزینه واردات یا دشواری دسترسی به مواد اولیه، ناچار شوند قیمت محصولات خود را بالا ببرند. از این رو، تاب‌آوری اقتصاد جهانی به معنای توزیع یکسان هزینه‌ها نیست؛ برخی کشورها و بنگاه‌ها از فرصت‌های تازه بهره می‌برند، درحالی‌که گروهی دیگر با کاهش سودآوری و دشواری‌های بیشتری روبه‌رو می‌شوند.

موتورهای تاب‌آوری

رونق هوش مصنوعی نیز به یکی از عوامل مهم پشتیبانی از رشد جهانی تبدیل شده است. افزایش تقاضا برای تراشه‌ها، سرورها و تجهیزات الکترونیکی، صادرات بخش‌هایی از آسیا را تقویت کرده و به تولیدکنندگان تجهیزات تخصصی در اروپا رونق بخشیده است. در آمریکا نیز سرمایه‌گذاری گسترده در مراکز داده و زیرساخت‌های مرتبط، فعالیت صنعتی را بالا برده است؛ حتی در شرایطی که تعرفه‌های وارداتی افزایش یافته‌اند. این سرمایه‌گذاری‌ها علاوه بر ایجاد تقاضا برای کالاهای صنعتی، بر بازارهای سهام نیز اثر گذاشته‌اند.

افزایش ارزش سهام می‌تواند از طریق اثر ثروت، مصرف خانوارها را تقویت کند. کاهش ارزش دلار بخشی از فشار بر اقتصادهای درحال‌توسعه را کاهش داده و رسیدگی قضایی به سیاست‌های تعرفه‌ای دونالد ترامپ، دامنه برخی از برنامه‌های تجاری دولت آمریکا را محدود کرده است. همچنین رونق سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، در زمانی اتفاق افتاده که اقتصاد جهان با شوک‌های ژئوپلیتیک روبه‌رو بوده است. این همزمانی تا حدی آثار منفی بحران‌ها را جبران کرده است. با این حال، نمی‌توان انتظار داشت چنین شرایطی همواره تکرار شوند یا در آینده نیز به همین اندازه به اقتصاد جهانی کمک کنند.

خطرهای پیش رو

مهم‌ترین تهدید برای تداوم این وضعیت، افزایش بدهی دولت‌ها و بالا رفتن نرخ بهره است. ادامه جنگ نیز خطر دیگری است. هرچه اختلال در عرضه انرژی طولانی‌تر شود، ذخایر و ابزارهای حمایتی کشورها بیشتر تحلیل می‌روند و هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل افزایش می‌یابد. از سوی دیگر، وابستگی رشد جهانی به سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، ضرورت مدیریت دقیق ریسک‌های این حوزه را بیشتر می‌کند. تجربه ماه‌های اخیر نشان داده است که اقتصاد جهان ظرفیت قابل‌توجهی برای سازگاری دارد، اما تداوم این ظرفیت به سیاستگذاری سنجیده وابسته است.