نگ اقتصادی copy

در جنگ‌های مدرن، سرنوشت درگیری‌ها تنها در میدان نبرد تعیین نمی‌شود. اقتصاد نیز به یکی از مهم‌ترین جبهه‌های جنگ تبدیل شده است و بسیاری از تحلیلگران معتقدند کشوری که توان بیشتری برای تحمل فشارهای اقتصادی داشته باشد، در نهایت دست برتر را در مذاکرات خواهد داشت. درباره جنگ ایران و آمریکا نیز دو روایت متفاوت شکل گرفته است.  روایت نخست می‌گوید تشدید محاصره اقتصادی، محدود شدن تجارت خارجی و هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های حیاتی، در نهایت اقتصاد ایران را به نقطه غیر قابل تحمل برای کشور و تصمیم‌گیران می‌رساند، معادلات سیاسی را تغییر می‌دهد و به توافق منجر می‌شود. در مقابل، روایت دوم بر این باور است که ایران طی دهه‌های گذشته تجربه گسترده‌ای در مقابله با تحریم‌ها به دست آورده، شبکه‌های تجارت غیررسمی گسترده‌ای ایجاد کرده و به‌دلیل برخورداری از مرزهای زمینی طولانی با همسایگان، می‌تواند فشارهای اقتصادی را برای مدت طولانی‌تری تحمل کند. به همین دلیل، از نگاه این گروه، فشار اقتصادی الزاما به معنای تغییر رفتار سیاسی نخواهد بود.

حامیان روایت نخست معتقدند تفاوت جنگ فعلی با دوره‌های گذشته در این است که این بار آمریکا تنها به تحریم‌های مالی و نفتی اکتفا نکرده و زیرساخت‌های اقتصادی را نیز هدف قرار داده است. گزارش اخیر واشنگتن‌پست نشان می‌دهد که حملات آمریکا در هفته‌های اخیر از تاسیسات صرفا نظامی فراتر رفته و پل‌ها، تونل‌ها، خطوط راه‌آهن، تاسیسات ارتباطی و حتی واحدهای آب‌شیرین‌کن را نیز دربرگرفته است. دانا استرول، مدیر پژوهش اندیشکده واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک و مقام پیشین وزارت دفاع آمریکا، معتقد است این تغییر نشان می‌دهد که واشنگتن وارد مرحله تازه‌ای از جنگ شده است. به گفته او این حملات در عین حال یک پیام روشن برای تهران دارد؛ اینکه آمریکا در صورت شکست مذاکرات، آمادگی گسترش دامنه حملات را دارد.

اقتصاد آسیب‌دیده ایران

اقتصاددانان نیز معتقدند حمله به زیرساخت‌ها آثار اقتصادی گسترده‌ای برای اقتصاد ایران دارد دارد. زمانی که برق، آب، راه‌آهن یا شبکه حمل‌ونقل آسیب می‌بیند، حتی بنگاه‌هایی که همچنان به مواد اولیه دسترسی دارند نیز با افت تولید روبه‌رو می‌شوند. کارخانه‌ها با قطعی برق فعالیت کمتری دارند، انتقال کالاها پرهزینه‌تر می‌شود و نااطمینانی، سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد. رئیس‌جمهور ایران نیز، پیش از این به آسیب‌های اقتصادی گسترده ناشی از جنگ اشاره کرده بود. صندوق بین‌المللی پول رشد اقتصادی امسال ایران را منفی 5درصد پیش‌بینی کرده و برنامه توسعه سازمان ملل این رقم را در بدترین سناریوها تا منفی 9درصد تخمین زده است.

در کنار حملات هوایی، محاصره دریایی نیز به یکی از ابزارهای اصلی فشار اقتصادی تبدیل شده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند اگر این محاصره ادامه پیدا کند، هزینه تجارت خارجی برای ایران افزایش خواهد یافت. بالا رفتن هزینه بیمه کشتی‌ها، دشوارتر شدن حمل کالا و محدود شدن صادرات نفت، منابع ارزی کشور را کاهش می‌دهد و واردات مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای را نیز گران‌تر می‌کند. از این منظر، حتی اگر بخشی از تجارت از مسیرهای غیررسمی ادامه پیدا کند، هزینه این تجارت به مراتب بیشتر از گذشته خواهد بود.

روایت تاب‌آوری

در مقابل، گروه دیگری از تحلیلگران معتقدند نباید توان اقتصاد ایران برای سازگاری با فشارهای خارجی را دست‌کم گرفت. سینا عضدی، پژوهشگر دانشگاه جورج واشنگتن، می‌گوید جمهوری اسلامی طی سال‌های طولانی تحریم‌های بین‌المللی توانسته است خود را با فشارهای اقتصادی وفق دهد. به گفته او، دولت ایران و حتی جامعه ایران در مقایسه با بسیاری از کشورها آستانه تحمل بالایی در برابر فشارهای اقتصادی دارند. عضدی معتقد است ساختار سیاسی ایران طی دهه‌های گذشته بارها خود را با محدودیت‌های خارجی تطبیق داده است و به همین دلیل انتظار تسلیم سریع واقع‌بینانه نیست.

این دیدگاه تنها به تجربه تحریم‌ها محدود نمی‌شود. ایران بیش از پنج‌هزار کیلومتر مرز زمینی با کشورهای همسایه دارد و همین ویژگی باعث شده است تجارت مرزی، بازارهای غیررسمی و شبکه‌های واسطه‌ای در سال‌های گذشته نقش پررنگی در تامین کالاهای مورد نیاز کشور ایفا کنند. هرچند این مسیرها هزینه بیشتری نسبت به تجارت رسمی دارند، اما در بسیاری از مواقع امکان ادامه مبادلات را فراهم کرده‌اند. به همین دلیل، طرفداران این روایت معتقدند فشار اقتصادی می‌تواند رشد اقتصادی را کاهش دهد و رفاه خانوارها را تضعیف کند، اما لزوما به تغییر محاسبات سیاسی منجر نمی‌شود.

  تفاوت تحریم و محاصره

حتی کسانی که بر توان ایران برای سازگاری تاکید دارند، یک تفاوت مهم را یادآوری می‌کنند. ایران در چهار دهه گذشته تجربه گسترده‌ای در دور زدن تحریم‌ها داشته است، اما تجربه محاصره دریایی طولانی‌مدت را نداشته است. تحریم و محاصره دو مفهوم متفاوت هستند. تحریم هزینه تجارت را افزایش می‌دهد؛ اما محاصره می‌تواند اساسا امکان جابه‌جایی کالا را محدود کند. به همین دلیل، بسیاری از مسیرهایی که در سال‌های گذشته برای دور زدن تحریم‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفتند، ممکن است در شرایط محاصره کارآیی سابق را نداشته باشند. همین موضوع باعث شده است که بسیاری از فعالان درباره آینده اقتصاد ایران با احتیاط بیشتری اظهارنظر کنند.

هادی کحال‌زاده، محقق ایرانی در موسسه کوئینسی برای کشورداری مسوولانه، وضعیت اقتصادی کنونی را به یک «اثر آبشاری» تشبیه کرده است. او معتقد است اگر تولید اقتصادی حدود چهار درصد کاهش پیدا کند،‌میلیون‌ها نفر ممکن است شغل خود را از دست بدهند و‌ میلیون‌ها نفر دیگر نیز به زیر خط فقر سقوط کنند. از نگاه او، حملات به زیرساخت‌ها بیش از هر چیز مسیرهای اصلی تجارت زمینی را مختل کرده و انتقال غذا، دارو، سوخت و سایر کالاهای اساسی را دشوارتر و پرهزینه‌تر کرده است. کحال‌زاده می‌گوید آثار این وضعیت از هم‌اکنون در افزایش انتظارات تورمی، کاهش ارزش ریال و رشد قیمت‌ها دیده می‌شود. با این حال او نیز معتقد است ساختار اقتصادی ایران احتمالا در کوتاه‌مدت به جای تسلیم، تلاش خواهد کرد خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.

در این میان، آمارهای تورمی تصویر متفاوتی از وضعیت کوتاه‌مدت اقتصاد ارائه می‌کنند. کاهش نرخ تورم ماهانه در تیرماه نشان داد که بخشی از شوک اولیه ناشی از جنگ و جهش نرخ ارز تا حدودی تخلیه شده است؛ زیرا در چند هفته اول تیرماه تفاهم‌نامه اسلام‌آباد اجرایی شد و این موضوع سبب شد فشار قیمتی بر خانوارها نسبت به ماه‌های قبل اندکی کاهش یابد و فضای روانی بازار نیز آرام‌تر شود. اما بسیاری از کارشناسان هشدار می‌دهند که این آمار مربوط به دوره‌ای است که محاصره دریایی هنوز به طور کامل از سر گرفته نشده بود.

بار دیگر نبرد اقتصادی

از اواخر تیرماه و همزمان با بازگشت محاصره دریایی، شرایط وارد مرحله تازه‌ای شد. اگر این محدودیت‌ها ادامه پیدا کند، هزینه واردات مواد اولیه، کالاهای واسطه‌ای و تجهیزات صنعتی احتمالا بار دیگر افزایش خواهد یافت. در نتیجه، فشار هزینه تولید دوباره تشدید می‌شود و احتمال بازگشت روند صعودی تورم در ماه‌های آینده افزایش می‌یابد. هنوز مشخص نیست کدام یک از دو روایت به واقعیت نزدیک‌تر خواهد بود. یک روایت بر این باور است که ترکیب محاصره دریایی، حمله به زیرساخت‌ها و فشارهای اقتصادی، در نهایت توان اقتصاد ایران را فرسوده خواهد کرد.

روایت دیگر می‌گوید تجربه طولانی تحریم‌ها، تجارت غیررسمی، مرزهای زمینی گسترده و توان سازگاری اقتصاد ایران مانع از آن خواهد شد که فشار اقتصادی به تنهایی نتیجه سیاسی مورد نظر واشنگتن را رقم بزند. آنچه این بار شرایط را از گذشته متمایز می‌کند این است که ایران اگرچه سال‌ها با تحریم زندگی کرده، اما تاکنون با یک محاصره دریایی فراگیر و همزمان با حملات مستقیم به زیرساخت‌های اقتصادی روبه‌رو نبوده است. بنابراین کاهش تورم در تیرماه را نمی‌توان نشانه پایان فشارها دانست. بازگشت محاصره دریایی در روزهای پایانی همان ماه می‌تواند مسیر اقتصاد ایران را دوباره تغییر دهد و مشخص خواهد کرد که تجربه سازگاری با تحریم‌ها تا چه اندازه در برابر یک محاصره طولانی‌مدت کارآمد خواهد بود.