تنگه هرمز و امنیت غذایی + فایل صوتی
کودهای نیتروژنی، بهویژه آمونیاک و ترکیبات مبتنی بر گاز طبیعی، بهطور خاص در معرض دو ریسک همزمان قرار دارند: نوسانات بازار انرژی و اختلال در حملونقل دریایی. شواهد تجربی نشان میدهد که جهش قیمت انرژی و کود میتواند اثری عمیقتر از محدودیتهای صادرات غلات بر قیمت جهانی مواد غذایی داشته باشد. این «شوک نهادهای» بهویژه برای اقتصادهای تولیدکننده عمده کود در خلیجفارس، از جمله عربستان سعودی، قطر، ایران و امارات، اهمیت دارد؛ چرا که دسترسی آنها به بازارهای جهانی به عبور از تنگه هرمز وابسته است.
دادههای تجاری نشاندهنده تفاوت قابلتوجه در میزان وابستگی کشورها به این گلوگاه دریایی است. برای مثال، برزیل با وجود واردات قابلتوجه (بیش از ۱.۶میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴)، از تنوع نسبی در منابع تامین برخوردار است. در مقابل، کشورهایی مانند هند و استرالیا وابستگی فیزیکی بالایی دارند. هند بهتنهایی حدود نیمی از واردات آمونیاک و کودهای نیتروژنی خود، معادل حدود ۹میلیون تن را از صادرکنندگان خلیجفارس تامین میکند.
اهمیت این وابستگی از آن جهت دوچندان است که نهادههای نیتروژنی مصنوعی از حدود نیمی از تولید غذای جهان پشتیبانی میکنند. افزون بر این، کود نیتروژنی برخلاف بسیاری از نهادههای دیگر، میتواند در کوتاهمدت و بهسرعت بر عملکرد محصول اثر بگذارد. به همین دلیل، هرگونه اختلال در دسترسی به آن فقط یک مساله بلندمدت در زنجیره تامین نیست، بلکه میتواند در همان فصل زراعی به کاهش مصرف، افت عملکرد و کاهش تولید منجر شود؛ بهویژه در مناطق با کشاورزی فشرده و بهرهوری بالا. همین ویژگی، اهمیت پایداری عرضه کود نیتروژنی را از منظر امنیت غذایی جهانی بیش از پیش برجسته میکند.

اختلال در تنگه هرمز در نتیجه میتواند یک «شوک ترکیبی» ایجاد کند: کاهش همزمان دسترسی به کود، افزایش قیمت گاز طبیعی و رشد هزینههای حملونقل. تجربه جهش قیمتی سال۲۰۲۲، نمونهای از این پویایی بود که قدرت خرید کود را در بسیاری از کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط بهشدت کاهش داد. برای کاهش این ریسکها، سیاستگذاری در حوزه امنیت غذایی باید از تمرکز صرف بر ذخایر غلات فراتر رفته و به تابآوری شبکههای تامین کود نیز توجه کند. بهبود بهرهوری مصرف مواد مغذی و توسعه تولید منطقهای کود، از جمله راهکارهای بلندمدت هستند. در کوتاهمدت نیز، تنوعبخشی به زنجیرههای تامین آمونیاک و شناسایی مسیرهای جایگزین دریایی یا زمینی ضروری است.
نظم جدید هرمز: پیوند امنیت انرژی و امنیت غذایی
با این حال، محدود کردن راهحلها به تنوعبخشی جغرافیایی کافی نیست. با توجه به اهمیت فزاینده امنیت غذایی در سطح جهانی، تنگه هرمز باید بهعنوان بخشی از راهحل مورد توجه قرار گیرد، نه صرفا منشأ ریسک. در این چارچوب، ایده شکلگیری یک «نظم جدید» در هرمز، بر پایه یک سازوکار خدماتمحور برای تضمین عبور ایمن کشتیها، اهمیت پیدا میکند.
بر اساس تحلیل اخیر کارشناسان، پسران و اسمیت، میتوان بهجای اتکا به مداخلات پرهزینه و ناپایدار نظامی، یک سازوکار نهادی ایجاد کرد که در آن عبور ایمن از تنگه تضمین شده و در مقابل، هزینهای محدود و قابلپیشبینی از کاربران دریافت شود. چنین رویکردی این امکان را فراهم میکند که با پرداخت مبلغی نسبتا کوچک، ریسک اختلالهای مکرر در این گلوگاه حیاتی بهطور قابلتوجهی کاهش یابد. از منظر امنیت غذایی، منطق اقتصادی این پیشنهاد روشن است. هزینهای محدود برای تضمین عبور پایدار، بهمراتب کمتر از پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم اختلال در بازار کود است؛ بازاری که بهطور مستقیم بر تولید کشاورزی، قیمت مواد غذایی و دسترسی به غذا در سطح جهانی اثر میگذارد. به بیان دیگر، آنچه بهعنوان یک «هزینه حملونقل» تلقی میشود، در عمل نوعی سرمایهگذاری برای جلوگیری از ریسک شوکهای گسترده در امنیت غذایی است.
افزون بر این، نهادینهسازی چنین سازوکاری میتواند به شکلگیری یک نهاد منطقهای جدید برای مدیریت بلندمدت این گذرگاه راهبردی منجر شود. نهادی که با درونیسازی هزینههای امنیت، هم انگیزه حفظ جریان تجارت را تقویت میکند و هم وابستگی به ترتیبات پرهزینه خارجی را کاهش میدهد. در این چارچوب، «انضباط جدید» در هرمز نهتنها به ثبات بازار انرژی کمک میکند، بلکه میتواند به یکی از ارکان نهادی امنیت غذایی جهانی تبدیل شود.
جمعبندی
با افزایش درهمتنیدگی نظام غذایی جهانی، بازار کود به حلقه اتصال میان ژئوپلیتیک، انرژی و کشاورزی تبدیل شده است. در این میان، تنگه هرمز صرفا یک گلوگاه انرژی نیست، بلکه یکی از نقاط کلیدی در پایداری عرضه نهادههای کشاورزی و در نتیجه امنیت غذایی جهان بهشمار میرود. در چنین شرایطی، حرکت بهسوی یک چارچوب نهادی جدید برای مدیریت ریسک در این گذرگاه، حتی اگر مستلزم پرداخت هزینهای محدود باشد، میتواند راهکاری کمهزینهتر و پایدارتر در مقایسه با مواجهه با شوکهای مکرر و پرهزینه باشد. از این منظر، ثبات هرمز نهتنها یک اولویت ژئوپلیتیک، بلکه بخشی از معماری پیشگیرانه امنیت غذایی جهانی است.
* اقتصاددان
** اقتصاددان
این دیدگاه بر اساس یک مکاتبه منتشرشده توسط نویسندگان در مجله Nature Food است: