همگرایی منافع اقتصادی چین و امریکا در منطقه؛
میانجی صلح یا حافظ منافع انرژی؟
از نگاه اندیشکده کارنگی، منافع اقتصادی چین و آمریکا در خاورمیانه بیش از آنکه در تضاد باشد، در نقطهای اساسی همگراست: حفظ تجارت آزاد و ثبات مسیرهای انرژی. جنگ علیه ایران و اختلال در تردد از تنگه هرمز این منافع را تهدید میکند، بهویژه آنکه حدود نیمی از واردات نفت خام چین از این مسیر عبور میکند. با این حال، پکن برخلاف واشنگتن حضور نظامی محدودی در منطقه دارد و از تعهدات رسمی امنیتی پرهیز کرده است. چین در بحرانهای منطقهای نیز عمدتا رویکردی ضدجنگ و دیپلماتیک در پیش گرفته و به دلیل حفظ روابط دوستانه با همه طرفها، از جمله ایران، عربستان، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس، از ظرفیت دیپلماتیک منحصربهفردی برخوردار است. گزارش تاکید میکند در مورد ایران، پکن تاکنون از ورود مستقیم به تلاشها برای بازگشایی هرمز خودداری کرده، اما ثبات و جریان آزاد انرژی از این گذرگاه برای منافع اقتصادی چین حیاتی است.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) نیز در گزارشی در چارچوب پروژه «چینپاور» نوشته است که جنگ ایران و اختلال در تردد از تنگه هرمز، چین را با مجموعهای از چالشهای اقتصادی و انرژی مواجه کرده است. چین بهعنوان بزرگترین واردکننده نفت و گاز جهان، به جریان انرژی از هرمز وابستگی قابلتوجهی دارد و افزایش قیمت نفت و گاز، هزینههای تولید و فشار بر مصرفکنندگان چینی را افزایش داده است. با این حال، پکن به دلیل ذخایر راهبردی انرژی، تنوعبخشی به منابع واردات، اتکا به زغالسنگ و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، نسبت به بسیاری از اقتصادهای آسیایی آسیبپذیری کمتری دارد.
از نگاه گزارش، یکی از مهمترین نگرانیهای بلندمدت چین، کاهش تقاضای جهانی برای کالاهای صادراتی این کشور در نتیجه تبعات اقتصادی جنگ است. در حوزه سرمایهگذاری نیز خاورمیانه در سال ۲۰۲۵ مهمترین مقصد سرمایهگذاری چین بود و تداوم جنگ میتواند امنیت سرمایهگذاریهای پکن را تهدید کند. در مورد ایران، اجرای توافق ۲۵ساله و سرمایهگذاری چین با موانعی روبهرو بوده و تحریمهای آمریکا پیش از جنگ نیز شرکتهای چینی را محتاط کرده بود. جنگ میتواند این روند را دشوارتر کند.
به گفته گزارش، شی جینپینگ در گفتوگو با ولیعهد عربستان بر ضرورت حفظ عبور و مرور عادی از هرمز تاکید کرده؛ اقدامی که نشانهای از نگرانی مستقیم پکن از تداوم بحران و آسیب به امنیت انرژی خود تلقی شده است. اندیشکده چتمهاوس هم در گزارشی به تداوم یا تکرار بحران هرمز پرداخته است که برای چین بهعنوان یک اقتصاد بزرگ و واردکننده انرژی، اهمیت راهبردی دارد. بر اساس این گزارش، حتی در صورت بازگشایی تنگه هرمز، ایران همچنان توانایی بستن مجدد این گذرگاه راهبردی را حفظ خواهد کرد و صرف تهدید به انسداد میتواند برای ایجاد اختلال در کشتیرانی و افزایش هزینههای حملونقل کافی باشد.
به نوشته این اندیشکده، پاکسازی مینها و مهمات منفجر نشده، ایجاد سازوکارهای امنیتی و بازگشت اعتماد شرکتهای کشتیرانی و بیمه، فرآیندی زمانبر خواهد بود. خطر اصلی در بحران بعدی، همزمانی اختلال در هرمز با تنگه بابالمندب است؛ جایی که حوثیها میتوانند بار دیگر کشتیرانی در دریای سرخ را هدف قرار دهند. چنین وضعیتی مسیرهای جایگزین انتقال انرژی و کالا را نیز مختل کرده و میتواند کانال سوئز را تحت فشار قرار دهد. گزارش تاکید میکند بحران همزمان چند گلوگاه دریایی میتواند پیامدهایی زنجیرهای برای اقتصاد جهانی داشته باشد.