جایگاه ایران در رقابت ترانزیتی اوراسیا

این تغییر جهت، اگرچه ریشه در سیاست‌های خصمانه آمریکا علیه ایران دارد، اما در عمل، پاکستان را به عنوان تنها گزینه عملی برای آسیای مرکزی به میدان آورده است. دو عامل اصلی، نگاه کشورهای آسیای مرکزی را به سمت پاکستان تغییر داده است:

۱. گزینه افغانستان: با وجود چالش‌های امنیتی و سیاسی فراوان، نزدیکی جغرافیایی و امکان دسترسی به آب‌های گرم از طریق خاک افغانستان، این مسیر را به راه حلی کوتاه‌مدت و در دسترس‌تر تبدیل کرده است.

۲. کریدور اقتصادی چین - پاکستان (CPEC): با سرمایه‌گذاری بیش از ۴۶‌میلیارد دلاری چین، این کریدور به عنوان پروژه‌ای «تغییر دهنده قواعد بازی» شناخته می‌شود. اتصال بندر گوادر به منطقه خودمختار سینکیانگ، مسیری زمینی-دریایی مطمئن برای تجارت و انتقال انرژی ایجاد کرده است. پاکستان با بازی دوگانه خود، همزمان از سرمایه چین و از روابط نزدیک‌تر با آمریکا بهره می‌برد و اهرم فشار خود را افزایش می‌دهد. نزدیک‌تر شدن روابط پاکستان و چین در واکنش به تحرکات آمریکا، نشان از یک بازی راهبردی پیچیده دارد که در آن پاکستان از هر دو طرف منتفع می‌شود.

در حال حاضر، ایران تلاش می‌کند در تنگه هرمز جایگاه مسلط خود را حفظ کند، اما تقابل نظامی آمریکا با محاصره دریایی، عملا آسیای مرکزی را از دسترس ایران خارج کرده است. آنچه رقم خورده، نه ناشی از ناکارآمدی سیاست خارجی ایران که نتیجه طراحی آمریکا برای تغییر مسیرهای تجاری است. شواهد گویای این واقعیت است که حملات به بندر چابهار (که هند برای رقابت با گوادر در آن سرمایه‌گذاری کرده) و همچنین آق‌تکه‌خان در شهرستان آق‌قلا که ایران را از مرز اینچه‌برون به ترکمنستان و شبکه ریلی آسیای مرکزی متصل می‌کند، همگی در راستای تضعیف نقش ترانزیتی ایران طراحی شده‌اند. این اقدامات، رقابت مسیرهای مبتنی بر ایران را با کریدور چین–پاکستان به شدت دشوارتر ساخته است.

جالب آنکه آمریکا که پیش‌تر می‌کوشید با دخالت در مسیرهای حمل‌ونقل، نفوذ چین را مهار کند، اکنون عملا دست پکن را در آسیای مرکزی بازتر کرده است. به گفته کن موریاسو، پژوهشگر موسسه ‌هادسون، سفرای کشورهای آسیای مرکزی پیش از جنگ ۴۰ روزه، از تغییر رژیم در ایران و فرصت‌های پس از آن سخن می‌گفتند. استدلالشان این بود که رژیم بعدی در ایران، می‌تواند کوتاه‌ترین مسیر را به آب‌های گرم فراهم کند. اما امروز، آنها گزینه تغییر رژیم را غیرواقع‌بینانه می‌دانند و ترجیح می‌دهند برای حل تنش‌های افغانستان–پاکستان تلاش کنند. البته اولویت نخست آنان کریدور چین–پاکستان است؛ هرچند این کریدور در عمل، به اندازه وعده‌های اولیه پیشرفت نکرده است.

از منظر جغرافیایی، پاکستان از موقعیتی ممتاز برخوردار است: از مسیر افغانستان و همچنین از طریق چین به آسیای مرکزی متصل می‌شود، به خلیج‌فارس و بازار کشورهای عربی نزدیک است و برخلاف هند که توسط هیمالیا و پاکستان از اوراسیا جدا شده، دسترسی مستقیم به بنادر کراچی و گوادر دارد. آمریکا نیز به‌صراحت تصمیم گرفته است که بر نقش پاکستان در اوراسیا، به‌ویژه در رقابت با چین و روسیه، بیفزاید. اما نکته کلیدی، بازی دوگانه پاکستان است: اسلام‌آباد به واشنگتن نزدیک‌تر شده، اما این به معنای فاصله گرفتن از پکن نیست. واضح است که هرگونه نزدیکی آمریکا به پاکستان، چین را به سرمایه‌گذاری بیشتر در کریدور CPEC تشویق می‌کند. پاکستان از این راهبرد دوطرفه به خوبی سود برده است.

تغییر موضع اخیر چین در قبال پاکستان، گویای همین واقعیت است؛ در دیدار مقامات پاکستان با وانگ‌یی در حاشیه اجلاس شانگهای، چین از میانجی‌گری پاکستان میان ایران و آمریکا استقبال کرد، درحالی‌که تنها دو ماه پیش، لحن پکن بسیار محتاطانه‌تر بود. این ارتقای موضع، نشان از تاثیرپذیری چین از روابط نزدیک‌تر پاکستان و ترامپ دارد.

در نتیجه اقدامات آمریکا در قبال ایران، نتیجه معکوس خواهد داشت و چین را به گزینه اجتناب‌ناپذیر تبدیل می‌کند. قزاقستان نمونه‌ای آشکار از نتیجه عکس این سیاست آمریکا است. مسیر صادرات نفت این کشور در دریای سیاه، بر اثر حملات پهپادی اوکراین مختل شده است – دقیقا مشابه آنچه آمریکا در بنادر جنوبی ایران انجام داد. گویی سناریوی تغییر مسیرهای تجاری، در خلیج فارس و دریای سیاه، با همان الگو تکرار می‌شود. اکنون قزاقستان دو راه پیش رو دارد: کریدور میانی (دریای کاسپین – جمهوری آذربایجان) و خط لوله موجود به چین.

با وجود آنکه سرمایه‌گذاران اصلی نفت قزاقستان شرکت‌های آمریکایی هستند و ترجیح آنها کریدور میانی است، ولی برای کریدور میانی، محدودیت‌های انتقال نفت از طریق تانکر در دریای کاسپین وجود دارد و راهکار کوتاه‌مدت مسیر نفت قزاقستان را به سمت چین سوق می‌دهد. بنابراین، برخلاف نگرانی آمریکا از وابستگی آسیای مرکزی به چین با این سیاست حمایت از مسیر پاکستان و آسیب ‌زدن به زیرساخت‌های حمل‌ونقل ایران در بنادر جنوبی، این وابستگی کشورهای منطقه آسیای مرکزی در آینده قطعا افزایش خواهد یافت، بنابراین منافع این سیاست آمریکا برای چین است و پاکستان نیز در این میان با بازی دوگانه خود، نقش‌آفرین اصلی مسیرهای تجاری شمال–جنوب خواهد بود.

*  پژوهشگر آسیای مرکزی