«ولی نصر» در گفتوگو با تلگراف و بیبیسی؛
جنگ جواب نداد؛ نوبت مذاکره است

رئیس موسسه مطالعات پیشرفته بینالمللی در دانشگاه «جان هاپکینز» در گفتوگوهایی جداگانه با روزنامه تلگراف و شبکه بیبیسی عنوان کرد که طرح کاخ سفید برای اعمال فشار بیشتر بر ایران و تحریمهای گسترده کمکی به حل بحران در خاورمیانه نمیکند. وی افزود با توجه به تحولات 6 ماه اخیر، به نظر میرسد که ترامپ چارهای جز بازگشت به میز مذاکره با ایران نخواهد داشت.
ولی نصر ابتدا در گفتوگویی با روزنامه تلگراف به بررسی آینده منازعه اخیر در خاورمیانه پس از گذشت 6 ماه از آغاز آن پرداخت. وی در این گفتوگو با اشاره به سفر نخستوزیر قطر به تهران و همچنین سفر اخیر رئیس ستاد ارتش پاکستان و وزیر امور خارجه عمان به کشورمان درباره ایده نزدیکی طرفین درگیر به یک راهحل صلحآمیز گفت: ممکن است هنوز راهی برای پایان دادن به جنگ وجود نداشته باشد، اما سفرهایی از این دست میتوانند مسیری برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان دادن به محاصره و کاهش فشار بر بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی فراهم کنند. چنین اقداماتی در ادامه میتوانند اساسا زمینهساز یک توافق گستردهتر شوند که خود جنگ را به پایان برساند. در واقع، این یک مسیر برای بازگشت به یادداشت تفاهمی است که در ماه ژوئن امضا شده بود و قرار بود ۶۰ روز بعد با یک توافق بزرگتر که جنگ را به پایان میرساند، دنبال شود. بنابراین، به نظرم آنچه امروزه با آن سروکار داریم مذاکره و مسیری برای بازگشت به جایی است که در ماه ژوئن بودیم.
وی در پاسخ به سوالی درباره خواستههای مدنظر تهران و واشنگتن برای پایان جنگ و امکان نزدیکی هرچه بیشتر اولویتهای طرفین افزود: فکر میکنم در طول این مدت تهران به این نتیجه رسیده که اگر رئیسجمهور آمریکا میتواند ادعاهای غیر معقولی را مانند ادعای «بازگرداندن ایران به عصر حجر» مطرح کند، ایرانیها هم میتوانند همین بازی را انجام دهند. از دیدگاه مقامات ایرانی، اگر قرار است چنین خواستههایی از سوی کاخ سفید مطرح شود، ما هم میگوییم که باید تمام سربازان خود را از خاورمیانه خارج کنید، فلان مقدار یا صدهامیلیارد دلار به ما بپردازید و غیره. اما در واقع، آنها بهوضوح گفتهاند که ایران میخواهد ایالات متحده به توافقی که در ماه ژوئن امضا کرده بازگردد و آن را بهطور واقعی اجرا کند. این خواستهای است که مقامات ایرانی در سفر اخیر رئیس ستاد ارتش پاکستان به تهران نیز آن را تکرار کردند.
نصر افزود: بنابراین خواسته اصلی آنها بسیار کمتر از فهرستی است که منتشر کردهاند. حالا، رئیسجمهور ترامپ در یک بنبست اساسی قرار دارد؛ وی ابتدا کار را با جنگ شروع کرد و وقتی دید که این رویکرد نتیجه مدنظرش را به دنبال ندارد به سراغ توافق آتشبس رفت. در ادامه، وقتی دید که نمیتواند با این روش به خواستههایش برسد از اتمام آتشبس و آغاز کارزار فشار اقتصادی سخن به میان آورد. بنابراین، به نظرم، ترامپ هم چارهای ندارد جز اینکه به توافق بازگردد. فکر میکنم تفاوت الان این است که ترامپ میخواهد صرفا بخشهایی از توافق را احیا کند، نه لزوما کل آن را.
نصر در ادامه گفتوگوی خود با تلگراف افزود: من کشوری چون امارات متحده عربی را در حال حاضر به عنوان یک بازیگر بزرگ در مناقشه فعلی نمیبینم. اول از همه، باید در نظر گرفت که بیشتر داراییهای مسدود شده ایران در امارات نیست. امارات برخی از داراییهای ایرانی را که بخشی از پولهای تجاری دوجانبه بودند مسدود کرده است. از سوی دیگر، بیشتر داراییهای مسدود شده ایران در کشورهایی مانند قطر، هند و کرهجنوبی قرار دارد و در نهایت باید از طریق یک مکانیسم به ایران منتقل شوند. قطر به نظر میرسد که یکی از کشورهایی است که این انتقال را تسهیل خواهد کرد. من فکر میکنم رابطه ایران و امارات از همه کشورهای خلیج فارس دشوارتر است. امارات نسبت به ایران بسیار خصمانهتر از سایر کشورهای حوزه خلیج فارس است و ادامه وابستگی تجارت ایران به امارات منطقی نیست، هرچند این تغییر ناگهانی نخواهد بود.
نصر همچنین طی گفتوگویی با شبکه بیبیسی با اشاره به کارزار اقتصادی آمریکا علیه ایران عنوان کرد: بر اساس آنچه وزیر خزانهداری آمریکا اخیرا گفته، به نظر میرسد که او بنا دارد تحریمهایی را علیه همه به جز خود ایران وضع کند. دلیل این مساله هم این است که واشنگتن تاکنون هر تحریمی را که ممکن بود علیه تهران اعمال کرده است. بنابراین به نظر میرسد که ایده بزرگ کاخ سفید این است که تمامی کشورهایی را که با ایران هرگونه تجارتی دارند، مجازات کند. این مدل از تحریمهای ثانویه ایدهای بود که نخستین بار توسط باراک اوباما، رئیسجمهور وقت آمریکا در سال ۲۰۱۱ مطرح شد. حالا، وزیر خزانهداری آمریکا اساسا ایده تحریمهای ثانویه اوباما را گرفته و میگوید که این ابتکار دولت ترامپ است.
باید در نظر داشت که با توجه به اینکه ما قابلیتهای ایران برای تلافی را مشاهده کردهایم، تهران ممکن است برای مقابله به سراغ امارات متحده عربی، قطر، عربستان سعودی، عراق برود و نفت همه این کشورها را از بازار خارج کند. در چنین سناریویی نهتنها تنگه هرمز بلکه تجارت نفت دریای سرخ نیز به طور کامل تعطیل خواهد شد و اگر این وضعیت تشدید شود، ممکن است آسیبهایی به تاسیسات نفتی در سراسر منطقه وارد شود که میتواند آنها را برای ۲ تا ۳ سال دیگر از کار بیندازد.